قاریان قرآن ارومیه

دانلود قرائت از مشاهیر مصطفی اسماعیل ، منشاوی ، عبدالباسط ، راغب مصطفی غلوش

تسبیح حضرت زهرا علیها السلام

 

تسبیح حضرت زهرا علیها السلام


از حضرت امام على علیه السلام نقل شده است كه فرمود:

فاطمه زهرا عزیزترین عزیزان رسول خدا صلى الله علیه و آله در خانه من بود، این بانو آن قدر با آسیاب آرد كرد تا دست هایش پینه بست و آن قدر از چاه آب كشید كه اثر آن بر سینه اش باقى مانده بود و به اندازه اى خانه را روبید تا این كه لباسهایش غبارآلود شد. و آن قدر زیر دیگ آتش برافروخت تا لباسش كثیف و گردآلود گردید و به همین علت به سختى و زحمت افتاد، روزى شنیدیم غلام چندى خدمت پیامبر صلى الله علیه و آله آوردند به فاطمه گفتم : وقتى خدمت پدر خود رفتى از وى خادمى را بخواه تا در كارها مددكار باشد و از این همه رنج و محنت آسوده شوى .

پس فاطمه زهرا خدمت رسول خدا رفت ، ملاحظه كرد كه گروهى با ایشان مشغول بحث و گفتگو هستند، لذا بدون این كه با پدر سخنى بگوید به خاطر شرم و حیا بازگشت . على علیه السلام فرمود: چون رسول خدا مى دانست كه فاطمه زهرا علیها السلام براى حاجت نیازى مراجعه كرده است ، لذا خود به منزل ما آمد، حضرت فرمود: فاطمه جان ! براى چه منظورى به سوى من آمدى و دو مرتبه سوال فرمود و فاطمه ساكت بود، على علیه السلام مى گوید: عرض كردم : اى رسول خدا من علت را براى شما ذكر مى نمایم . فاطمه آن قدر سنگ آسیاب را چرخانده كه دستش پینه بسته و آن قدر آب كشیده كه بر سینه اش اثر آن باقى مانده و آن قدر خانه را جاروب كرده كه لباسش خاك آلود شده و آن قدر آتش در زیر دیگ افروخته كه پیراهن او كثیف شده و بوى دود گرفته . شنیدیم كه غلامان و خادمان چندى را خدمت شما آوردند، به وى گفتم : به سراغ پدر خود رفته از ایشان خدمتكارى بخواه تا تو را مساعدت نماید.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: شما را از مطلبى آگاه كنم كه بهتر است براى شما از خادمى كه سوال كردید، وقتى از خواب برخاستید (در بعضى روایات است وقتى به رختخواب رفتید) سى و چهار بار الله اكبر و سى و سه بار سبحان الله و سى و سه بار الحمدلله بگویید آن بتهر است براى شما از خادم كه خدمت شما را بكند.*

+ نوشته شده در  88/07/28ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

اشارت به زيارتِ بيت الله

 

اشارت به زيارتِ بيت الله

از تُحَفَةُ الاَحْرار عبدالرحمانِ جامى هروى

كه در سنه 886 قمرى تأليف كرده است

   (عبدالرحمان جامى هروى در سال 877 در 58 سالگى به حج مشرف شد و رساله اى در حج نگاشت)

دينِ ترا تا شود اَركان تمام *** روى نِه از خانه به رُكن و مَقام

گرنه بُوَد راحله باد پاى *** راحله از پا كن و اندر رَه آى

سايه بَفَرقَت كه مَغيلان كند *** بِه كِه سرا پرده سلطان كند

بانگِ حَدى بشنو و صوتِ دَراى *** شو چو شُتُر گرم رَود تيزپاى

بار به ميعادِ تَعَبُّد رسان *** رخت به ميقاتِ تَجَرُّد رسان

رشته تدبير ز سوزن بكش *** خلعتِ سوزن زده از تن بكش

هرچه دران بخيه زدى ماه و سال *** آر برون از همه، سوزن مثال


صفحه 193


گر نَه زمرگشت فراموشِيَت *** بِه كه بُوَد كارْ كَفَن پوشِيَت

لب بگشا يافتنِ كام را *** نعره لبيك زن اِحرام را

موى پژوليده و رُخ گردناك *** سينه خراشيده و دل دردناك

رُو به حَرَم كن كه در آن خوش حريم *** هست سيه پوش نگارى مقيم

صحن حَرَم روضه خُلدِ برين *** او بچنان صحنى مربّع نشين

تا شِكَنى شيشه ناموس و ننگ *** كرده نهان در ته دامانْت سنگ

چو تو از آن سنگ شوى بوسه چين *** بوسه زنِ دستِ كِه باشى؟ ببين!

سوى قدمگاهِ خليل الله آى *** پا چو نيابى، به رَهَش ديده ساى

از لبِ زمزم شنو اين زمزمه *** كز نمِ ما زنده دِلَند اين همه

تا نشود در عَرَفاتَت وُقوف *** كَى شود از راهِ نجاتت وقوف

كَبْشِ مَنِى را به مِنا ريز خون *** نَفْسِ دَنى را به فنا كُن زبون

سنگ بدست آر زِ رَمى جمار *** ديوِ هَوا را كُن از آن سنگسار

چون دل از اين سنگ بپرداختى *** كارِ حج و عُمره بهم ساختى

شكرِ خدا گوى كه توفيق داد *** ره بسوى خانه خويشش گشاد

ورنه، كِه يارَد كه به آن رَه بَرَد! *** ورچه شود مرغ بدان ره پَرَد


صفحه 194


اهل بيتِ آفتاب

محمد جواد محدثى

محمّد ساقى بزم وجود است *** جهان مست از مىِ جود و شهود است

ولايت همچو مى در جام هستى است *** غدير خم، خُم اين شور و مستى است

على عطر و جهان گُلخانه اوست *** حقيقت، برگى از افسانه اوست

محمد دين عقل و فطرت آموخت *** مرام دوستى با عترت آموخت

شما اى عترتِ مبعوثِ خاتم *** شما اى برترين اولادِ آدم

شما از اهل بيتِ آفتابيد *** گل جان محمد را گلابيد

جهان جسم و شما جان جهانيد *** شما هم آشكار و هم نهانيد

شما اسرار هستى را امينيد *** فروغ آسمان، روى زمينيد

امير كشور دلها شماييد *** شما آئينه هاى حق نماييد

شما يك نور در چندين رواقيد *** شما نور حجازيد و عراقيد

فروزان مشعل همواره جاويد *** شماييد و شماييد و شماييد

ديانت بى شما كامل نگردد *** بجز با عشقتان، دل، دل نگردد

كدام عاشق در اين ره، در بلا نيست؟ *** كدامين دل شما را مبتلا نيست؟

اگر در سوگتان شد ديده نمناك *** اگر از عشقتان دل گشت غمناك

گواه عشق ما اين ديده و دل *** رساند «اشك» و «غم» ما را به منزل

شما راه سعادت را دليليد *** شما مقصودِ هر ابن السّبيليد

شما حقّيد و دشمن ها سرابند *** كفى پوچند و چون نقشى برآبند

شما تفسير «نور» و «والضحى» ييد *** شما معناى قرآن و دعاييد

اماميد و شهيديد و گواهيد *** مصون از هر خطا و اشتباهيد

شما راه خدا را باز كرديد *** شهادت را شما آغاز كرديد


صفحه 195


فدا كرديد جان، تا دين بماند *** به خون خفتيد، تا آئين بماند

شما نور خدا در روى خاكيد *** صراط مستقيم و راه پاكيد

توّلاى شما فرض خدايى است *** قبول و ردّ آن مرز جدايى است

هر آنكس را كه در دين رسول است *** ولايت، مُهر و امضاى قبول است

ولايت با برائت ختم گردد *** پس از «لبّيك»، شيطان رجم گردد

اگر پيمان مردم با «ولى» بود *** اگر پيوند با «آل على» بود

نه فرمان نبى از ياد مى رفت *** نه رنج و زحمتش برباد مى رفت

نه بر روى زمين ميماند قرآن *** نه «قدرت» تكيه مى زد جاى «برهان»

نه حق، بى ياور و مظلوم مى ماند *** نه امّت از على محروم مى ماند

نه زهرا كشته مى شد در جوانى *** نه مى شد خسته از اين زندگانى

نه از دست ستم مى خورد سيلى *** نه رويش مى شد از بيداد، نيلى

نه بازويش كبود از تازيانه *** نه دفن او شبانه، مخفيانه

نه تيغ كينه در دست جنون بود *** نه محراب على رنگين زخون بود

نه خون دل نصيب مجتبى بود *** نه پرپر لاله ها در كربلا بود

نه زينب بذر غم مى كاشت در دل *** نه مى زد سر زغم بر چوب محمل

بقيع ما نه غم افزاى جان بود *** نه ويران و چنين بى سايه بان بود

كنون ماييم و درد داغدارى *** كنون ماييم و اشك و سوگوارى

غدير ما محرّم دارد امروز *** محرّم بذر غم مى كارد امروز

ولايت گنج عشقى در دل ماست *** محبّت هم سرشته با گِل ماست

شما آل رسولِ خاتم استيد *** كه با جود و كرم ميثاق بستيد

كريمان با بدان هم بد نكردند *** كسى را از در خود ردّ نكردند

اگر ناقابليم و شرمساريم *** بجز عشق شما چيزى نداريم

شما در ظاهر و باطن اميريد *** عنايت كرده، ما را دست گيريد

+ نوشته شده در  88/07/26ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهايي از شيخ احمد ابو المعاطى Mp3

 

تلاوتهايي از شيخ احمد ابو المعاطى

 با فرمت  Mp3

 

(*·.¸(`·.¸ سورة ال عمران ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الاحزاب ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الاحزاب 2007 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الاعراف ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  اواخر سورة الفتح ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة فصلت امسية ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة فصلت الشورى ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة البقرة ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة البقرة 2005 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة التغابن ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة هود ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الحج المؤمنون ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الحج ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الحج 2005 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة غافر ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الانبياء ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة ابراهيم ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة ابراهيم 1992 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الحجرات ق ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة هود 1999 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة لقمان السجدة 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة لقمان السجدة 2 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة لقمان القيامة ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الكهف ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الاسراء ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النمل ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النمل 2000 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النجم والقمر ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النحل ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النور 2 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة القصص ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  القصار 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  القصار 2¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  القصار 3 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة التوبة 2003 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة التحريم ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الصافات القصار ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الرحمن القصار ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الرحمن ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الواقعة الحاقة ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الواقعة ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة التوبة امسية ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة يس ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة التوبة ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة الزخرف القصار ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة يوسف الرعد ¸.·´)¸.·*)

+ نوشته شده در  88/07/25ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

امام مهدى (عج ) در قرآن كريم

امام مهدى (عج ) در قرآن كريم

نوشته : آيت‏اللَّه محمد هادى معرفت

مقدمه

بحث از ظهور پر بركت حضرت حجت(عج)، با استناد به آيات قرآنى، به مقدمه‏اى كوتاه نياز دارد.

اگر ما خواسته باشيم اين مسأله را از صريح آيات به دست آوريم، شايد خواسته‏اى بى مورد باشد. اساساً پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله از روز اول اين تذكر را به عامه مسلمانان داد و فرمود: قرآن داراى ظهر است و بطن؛

«ما من القرآن آية الاولها ظهر و بطن(21)».

اين حديث از متواترات است، يعنى كتب حديثى اهل سنت و شيعه اتفاق دارند اين حديث از پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله صادر شده است.

سِرّ مطلب اين است كه قرآن كريم داراى دو جهت است كه بايد مورد عنايت قرار گيرد.

مطلب اول

اول اين‏كه آيات و سوره‏هاى قرآن در مناسبت‏هاى مختلف و به عنوان علاج حادثه يا واقعه‏اى نازل شده است. اين موجب مى‏شود دلالت آيه نوعى وابستگى پيدا بكند با آن شأن نزول. اگر اين‏طور شد، دلالت هميشگى قرآن كه پيامى جاودانى باشد، مقدارى زير سؤال مى‏رود. لذا پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمودند: عنايت شما فقط به اين اسباب نزول نباشد. در پس پرده يك معناى عامى وجود دارد كه جنبه شمولى دارد و براى هميشه است. لذا ابوبصير از امام صادق‏عليه السلام سؤال مى‏كند اين كه پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرموده است: «ما فى القرآن آية الاولها ظهر و بطن(22)»، يعنى چه؟ امام عليه السلام مى‏فرمايد: «ظهره تنزيله و بطنه تأويله(23)»؛ يعنى ظاهر قرآن و ظهر قرآن همان دلالتى است كه با رعايت و عنايت به شأن نزول‏ها روشن مى‏شود كه تقريباً مى‏توان نوعى مقطعى بودن و محدوديت از آن فهميد؛ ولى قرآن به اين اكتفا نكرده است.

مطلب دوم

قرآن جنبه دوم هم دارد كه جنبه جاويد است، جاويد بودن قرآن به ظهر آن نيست آنچه بقاى قرآن را ضمانت كرده است تا پيامى هميشگى باشد، بطن قرآن است.

بطن قرآن چيست؟

درباره بطن بحث‏هاى بسيار شده است كه مقصود از بطن چيست؟ بطن معنايش خيلى ساده است؛ يعنى اين‏طور نيست كه نتوان به آن پى برد. بطن آيات در اختيار ائمه‏عليهم السلام است و آن‏ها از بطن آيات آگاهى دارند؛ اما راه رسيدن به آن را به ما ياد داده‏اند. بطن آيات قرآن آن مفاهيمى است كه جنبه شمولى داشته و از قيودى كه آيه را فرا گرفته جدا شده باشد.

ضابطه تفسير و تأويل

همان گونه كه تفسير ضابطه دارد، تأويل هم ضابطه دارد. ضابطه اين است كه آن خصوصيات و ويژگى‏هايى كه آيه را فرا گرفته طبق قانون «سبر و تقسيم» از آيه جدا كنيم؛ سپس آنچه از دلالت آيه به دست آمد، آن بطن آيه است؛ مثلاً در آيه «وَمَآ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالاً نُّوحِى إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»؛(24) مخاطب آيه مشركين است و مورد سؤال مسأله نبوت. آيا بشر مى‏تواند پيغمبر بشود يا نه؟ كسانى كه بايد از آن‏ها اين سؤال بشود علماى اهل كتاب به ويژه يهود هستند كه در يثرب و حجاز ساكن بودند.

عرب‏ها بسيارى از مسائل مربوط به معارف را از اين‏ها سؤال مى‏كردند و عقيده داشتند اين‏ها دانشمندند.

آيه بنابر اين عقيده مشركين مى‏گويد كه پيغمبر اسلام‏صلى الله عليه وآله بشر و از جنس شماست. اگر در پيامبرى او ترديد داريد از يهود و از اهل كتاب بپرسيد كه پيغمبران آن‏ها چه كسانى هستند و بودند. آن‏ها به شما خواهند گفت. اين ظاهر آيه است. پس آيه بر حسب ظهر به مشركين و مسأله نبوت و رجوع مشركين به اهل كتاب مقيد مى‏شود.

اما ما طبق قانون «سبرو تقسيم» ويژگى‏هاى آيه را بررسى مى‏كنيم تا مشخص شود كدام يك از اين ويژگى‏ها در هدف آيه دخالت دارد و كدام يك ندارد. آن‏هايى كه دخالت ندارند حذفشان مى‏كنيم؛ براى مثال آيا خطاب به مشركين خصوصيتى دارد؛ يعنى مشرك بودن در مخاطب بودن به اين آيه خصوصيتى دارد؟ قطعاً ندارد، چرا؟ چون آنچه موجب شده آيه به مشركين اين سخن را بگويد جهل آن‏ها است نه شرك آن‏ها. پس مشرك بودن در هدف آيه دخالت ندارد و آنچه دخالت دارد جهل آن‏ها است.

مسئله نبوت

مورد سؤال در آيه، مسأله نبوت است. آيا بشر مى‏تواند پيامبر باشد يا نه؟ آيا اين مسأله در مدلول آيه خصوصيتى دارد يا اين‏كه در مورد شك در هر مسأله‏اى از معارف دينى است چه معارف چه فروع احكام و چه مسائل مربوط به شؤون دين؟ (مسأله نبوت يا غير آن)، پس خصوص مسأله شك در مسأله نبوت هيچ خصوصيتى در هدف آيه ندارد و لغو مى‏شود.

بعد كسانى كه بايد از آن‏ها سؤال بشود چه كسانى بودند؟ اهل كتاب و يهود بودند. آيا سؤال از يهوديان و اهل كتاب خصوصيتى دارد و در هدف آيه مهم است يا دانا بودن نسبت به مشركين نادان مد نظر است؟

نتيجتاً به دست مى‏آيد كه دانا بودن آن‏ها مدخليت در هدف آيه دارد نه اهل كتاب يا يهودى بودن.

پس وقتى اين ويژگى‏ها را بررسى كرديم و اين موارد را كنار گذاشتيم، بطن آيه به دست مى‏آيد.

بطن آيه چيست؟ بطن آيه اين است: آن كه به مسائل دينى فروعاً و اصولاً جاهل است، بايد به دانايان رجوع كند. پس استخراج بطن آيه مشكل نيست. راه دارد. لذا امروزه اگر از دليل جواز تقليد عامى از مجتهد پرسش شود، همين آيه را مى‏خوانند:

«...فاسئلوا اهل الذكر ان كنتم لا تعلمون(25)».

ايراد و جواب

اين‏كه امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: ما اهل ذكر هستيم؛ يعنى اساساً آنچه هدف آيه است رجوع به عالم است، ما سر آمد علما هستيم و بايد همه جهال به ما رجوع كنند. اين كه تفسير صافى مى‏گويد، طبق فرمايش امام صادق‏عليه السلام اين آيه اصلاً خطاب به مشركين نيست و خطاب به مسلمين است، درست نيست. يكى از اشكالاتى كه به تفسير صافى وارد است، همين است كه مسأله تأويل و بطن با مسأله تنزيل و تفسير خلط شده است.

امام صادق‏عليه السلام در اين زمينه بطن آيه را مى‏گويد. اساساً پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله از ابتدا اشاره فرموده است كه آنچه بقاى قرآن و شمولى بودن و جاويد بودن آن را ضمانت مى‏كند، جنبه بطن آن است؛ يعنى همان مفاهيم كلى كه قابل تطبيق در هر زمان و هر مكان است؛ و فقط به شأن نزول‏ها كه آيه را وابسته مى‏كند، اعتبار نيست.

بررسى آيات ظهور

با اين مقدمه، به بررسى آياتى كه دلالت بر ظهور منجى عالم حضرت حجت(عج) دارد مى‏پردازيم.

آيه اوّل

«وَنُرِيدُ أَنْ نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ فِى الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمْ الْورِثِينَ * و نمكن لهم فى الارض...»(26)

اين آيه درباره بنى اسرائيل و در قصه حضرت موسى‏عليه السلام و فرعون است. پس اين آيه، از لحاظ تنزيل و از لحاظ ظهر، به داستان بنى‏اسرائيل در زمان حضرت موسى‏عليه السلام و فرعون مربوط است.

يك اصل

اما در اين آيه يك اصلى مطرح شده است و آن اين كه، اراده ازلى الاهى بر اين تعلق گرفته كه مستكبرين ريشه كن شوند و مستضعفين و عباداللَّه الصالحين، وارثين ارض و حاكمين در زمين باشند؛ آن هم در پهناى زمين. آيه اين اصل را مطرح مى‏كند.

پس محتوا و مفهوم عام آيه به خصوصِ زمان حضرت موسى‏عليه السلام و بنى اسرائيل مربوط نيست. آنچه در آن زمان تحقق يافت، گوشه و جلوه‏اى از اين اراده ازلى الاهى بود كه بايد مستضعفين بر مستكبرين پيروز گردند و مستضعفين وارث زمين گردند. اما آيا آن اراده ازلى به‏طور كامل تحقق يافت؟ نه.

اين‏جا خداوند به‏طور حتم فرموده است «نُرِيدُ» اين اراده بايد تحقق پيدا كند. در زمان حضرت رسول (ص) و همچنين در فتراتى از زمان كه از جمله عصر حاضر گوشه و نمودارى از اراده ازلى الاهى تحقق يافت؛ اما اين وعده الاهى حتماً بايد به‏طور شمول محقق شود و همه جهان را فرا گيرد. قطعاً اين اراده بايد تحقق پيدا كند و اين اراده جز با ظهور حضرت حجت(عج) امكان‏پذير نيست.

در حديث مفضل بن عمر مى‏گويد:

«سمعت اباعبداللَّه‏ عليه السلام يقول ان رسول‏اللَّه‏صلى الله عليه وآله نظر الى على و الحسن و الحسين (عليهم السلام) و بكى‏ و قال انتم المستضعفون بعدى، قال المفضل قلت ما معنى ذلك؟ قال عليه السلام، معناه انكم الائمة بعدى، ان‏اللَّه عزوجل يقول «و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين» قال‏عليه السلام و هذه الآية جارية فينا الى يوم القيامة.(27)»

اين اراده ازلى حق تعالى هميشه جريان دارد يعنى گهگاه نمود پيدا مى‏كند تا تحقق نهايى.

حضرت على‏عليه السلام در نهج البلاغه مى‏فرمايد:

«لَتعْطِفَنَّ الدنيا علينا بعدَ شِماسِها عَطْفَ الضَروس عَلى وَلَدِها.»(28)

يعنى: اين دنيا كه امروزه از ما رو گردان است روزى به ما رو خواهد آورد همانند ناقه‏اى كه به فرزندش از روى علاقه، روى مى‏آورد.

آن وقت حضرت اين آيه را تلاوت فرمود:

«وَنُرِيدُ أَنْ نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُواْ فِى الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمْ الْورِثِينَ.»(29)

ابن ابى‏الحديد در شرح اين خطبه مى‏گويد:

«و الامامية تزعم ان ذلك وعد منه بالامام الغائب الذى يملك الارض فى آخر الزمان و اصحابنا يقولون انه و عد بامام يملك الارض و يستولى على الممالك.(30)»

ببينيد تا اين جا بين ما و علماى اهل سنت فرقى نيست در اين‏كه اين آيه حتماً به دست يكى از فرزندان حضرت زهراعليها السلام تحقق خواهد يافت و به‏طور شمولى بر تمام زمين مستولى خواهد شد و همه مستكبران را نابود خواهد كرد و صالحين وارث زمين خواهند گرديد.

ابن ابى‏الحديد مى‏گويد ما هم قبول داريم شيعه هم قبول دارد. با اين تفاوت كه اهل سنت مى‏گويد ضرورت ندارد كه آن امام فعلاً حيات داشته باشد بلكه به وقت خودش متولد خواهد شد و اين كار را انجام خواهد داد؛

«...لا يلزم ان يكون موجودا بل يكفى فى صحة هذا الكلام ان يخلق فى آخر الوقت....(31)»

پس ما با برادران اهل سنت در اصل ظهور مهدى(عج) اختلاف نداريم و اين‏كه از وُلد امام حسين‏عليه السلام است، اين هم اتفاق نظر است.

تفاوت ديدگاه

نقطه فارق بين ما و اهل سنت اين است كه شيعه يك فلسفه‏اى دارد و آن فلسفه، وجود واسطه در فيض است. شيعه عقيده‏اش اين است كه پيوسته بايستى حجت حق به‏طور حىّ و زنده در روى زمين باشد تا واسطه بركات و فيوضات الاهى براى همه جهانيان باشد. اين اصل، پايه مكتب تشيع را تشكيل مى‏دهد.

امام حسين‏عليه السلام هفت زيارت مطلقه و هفت زيارت مخصوصه دارد. زيارت مطلقه اول اصح سنداً است؛ چون از ابن قولويه و سند آن بسيار معتبر است و علامه امينى مقيد بود هر وقت به كربلا مشرف مى‏شد، همين زيارت را بخواند. ما مى‏دانيم تمام ادعيه و زيارات مكتب سيّار است؛ يعنى دانشگاهى است كه هميشه شيعه در اين دانشگاه تربيت مى‏شود.

اصول معارف، عقايد و زيربناى عقيده اسلامى ناب در همين زيارات و ادعيه به شيعه تعليم مى‏شود. اين‏ها به صورت زيارت و به صورت دعا است؛ اما فى الواقع درس و تربيت است. در اين زيارت اين جمله را وقتى كه جلوى ضريح امام حسين‏عليه السلام مى‏ايستيم مى‏خوانيم:

«اِرادةُ الرَّبِّ فى مَقاديرِ اُمُورِهِ تَهبِطُ اليكم و تَصدُرُ مِنْ بيُوتِكُمْ(32)...»؛ يعنى يگانه واسطه فيض به‏طور مطلق و فراگير شما هستيد.

آيا شما كه مقابل ضريح امام حسين‏عليه السلام اين جمله را مى‏گوييد، توجه داريد؟ اين درسى است از عقايد شيعيان.

يا در زيارت رجبيه مى‏خوانيم:

«...انا سائلكم و آملكم فيما اليكم التفويض و عليكم التعويض...(33)»

اين مطالب را ما در مقابل ضرايح ائمه‏عليهم السلام عرض مى‏كنيم. معنايش اين است كه ما عقيده خودمان را اظهار مى‏داريم. اين عقيده شيعه است. بنابر اين اصل و مبناى شيعه، وجود حجت ضرورت دارد. مبناى تشيع ضرورت وجود حجت به عنوان واسطه در فيض است.

آيه دوم

آيه ديگرى كه در اين زمينه است مى‏فرمايد:

«وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِى الزَّبُورِ مِن‏م بَعْدِالذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبَادِىَ الصَّلِحُونَ.»(34)

زبور همين مزامير داوودعليه السلام است كه هم نسخه عربى و هم نسخه فارسى‏اش كه چاپ لندن است، موجود است و بنده آن را دارم. همين عبارتى را كه قرآن كريم مى‏فرمايد: «و لقد كتبنا فى الزبور(35)» در زبور فعلى هست. اين آيه مى‏فرمايد ما در زبور داوودعليه السلام اين مطلب را نوشتيم. اين مثل همان آيه قبلى است؛ يعنى يكى از اساسى‏ترين مسائلى است كه اراده ازلى حق به آن تعلق گرفته است كه «ان الارض يرثها.(36)» اين يرثها جنبه شمولى دارد؛ يعنى به‏طور فراگير حاكمان زمين عباد صالحين خواهند بود. خوب اين در چه زمانى تحقق يافته. آيا اين وعده الاهى تنها وعده است؟ يا قطعيت دارد و بايد تحقق پيدا كند.

حالا من عبارت فارسى كه در زبور است، مى‏خوانم عربى آن را هم نوشته‏ام.

آيه شريفه مى‏فرمايد: «و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر(37)»؛ يعنى اول يكسرى موعظه كرديم. بعد از آن، اين مطلب را مطرح كرديم: «ان الارض يرثها عبادى الصالحون.(38)» در مزامير داوودعليه السلام مزمور 37 (فصل 37) چنين آمده است:

«نزد خداوند ساكت شو و منتظر او باش و در مكانش تأمل خواهى كرد و نخواهد بود و اما حليمان وارث زمين خواهند شد و از فراوانى سلامتى متلذذ.»

آيه سوم

«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِى الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمْ الَّذِى ارْتَضَى لَهُمْ‏وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ‏م بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِى لَا يُشْرِكُونَ بِى شَيْئاً...(39)»

اين آيه هم اشاره به همين جهت دارد.

درباره حضرت عيسى بن مريم‏عليه السلام و اين‏كه در آخرالزمان رجوع مى‏كند، اين آيه مى‏فرمايد:

«وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلاً إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ - وَقَالُوا أَلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلاًم بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ - إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنهُ مَثَلاً لِّبَنِى إِسْرآءِيلَ - وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ مَلئِكَةً فِى الْأَرْضِ يَخْلُفُونَ - وَإِنَّهُ لَعِلْمٌ لِّلسَّاعَةِ فَلَا تَمْتَرُنَّ بِهَا وَاتَّبِعُونِ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ.»(40)

ابن حجر هيثمى در كتاب صواعق المُحرِقه - اين كتاب رد بر شيعه نوشته شده «فى الرد على اهل البدع و الزندقه» - درباره دوازده امام‏عليهم السلام عالى نوشته مخصوصاً درباره حضرت حجت(عج) به تفصيل سخن رانده است او مى‏گويد:

«قال مقاتلُ بن سليمان و مَنْ تَبِعَهُ من المفسرين ان هذه الايه نَزَلَتْ فى المهدى(عج).»

باز همين ابن حجر مى‏گويد:

«و ستاتى الاحاديث المصرحه بانه من اهل بيت النبوى‏عليهم السلام ففى الآية دلالة على البركة فى نسل فاطمة و على‏عليهما السلام و ان‏اللَّه لَيُخْرِجُ منهما سفيرا طيبا و اَن يَجْعَلَ نسلهما مفاتيح الحكمه

و معادن الرحمة و سر ذلك انه اعاذها و ذريتها من الشيطان الرجيم و دعا لعلى بمثل ذلك.»(41)

بعد اين روايت را نقل مى‏كند.

قال رسول‏اللَّه‏صلى الله عليه وآله: «كيف انتم اذا انزل ابن مريم و امامكم منكم.»(42)

حضرت عيسى‏عليه السلام نزول پيدا مى‏كند ولى امام از خود شما است.

و قوله تعالى: «و اِنَّهُ لَعِلْمٌ لِلّسَّاعَة...»(43) اى من علائم الساعه حيث نزوله فى آخرالزمان.(44)

در اين زمينه، در حديث ديگرى از ترمذى در جامعش (جلد چهار صفحه 501) و ابوداوود در سنن (جلد چهار صفحه 106) آمده است:

«لا يزال هذا الدين قائما (عزيزا) حتى يكون عليكم اثنا عشر خليفه كلهم من قريش.(45)»

اين احاديث در صحيح مسلم هم هست و احمد و ديگران هم دارند.

حديث ديگرى از پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏فرمايد:

«يا علىُّ، إنَّ بِناخَتَمَ اللَّهُ الدِّينَ كَما بِنا فَتَحَهُ... (46)»

شيخ عبدالوهاب شعرانى عارف معروف از عرفاى برجسته جهان تسنن است. او كسى است كه در كتاب يواقيت و جواهر و ديگر كتبش تمام آراى شيخ اكبر شيخ محى‏الدين ابن عربى را مطرح كرده است. او در يواقيت و جواهر (جلد دوم صفحه 143) مى‏گويد:

«ان المهدى(عج) من اولاد الامام الحسن العسكرى‏عليه السلام و مولده ليلة النصف من شعبان سنة خمس و خمسين و مأتين و هو باق الى ان يجتمع بعيسى بن مريم فيكون عمره الى وقتنا هذا سبع مأة و ست»(47)

شعرانى كه در سال 958 مى‏زيسته است بعد مى‏گويد:

«و عبارة شيخ محى‏الدين من الفتوحات» [باب 366 فتوحات ]«انه لابد من خروج المهدى(عج) و لكن لا يخرج حتى تمتلاء الارض ظلما و جورا فيملأها قسطا و عدلا و لو لم يكن من الدنيا الا يوم واحد لطول‏اللَّه تعالى ذلك اليوم حتى يلى ذلك الخليفه من عترة رسول‏اللَّه‏صلى الله عليه وآله من ولد فاطمه‏عليها السلام جده الحسين بن على بن ابيطالب و والده الحسن العسكرى ابن الامام على النقى ابن الامام محمد التقى ابن الامام على الرضا ابن الامام موسى الكاظم ابن الامام جعفر الصادق ابن الامام محمد الباقر ابن الامام على زين العابدين ابن الامام الحسين ابن امام على بن ابيطالب‏عليهم السلام يواطى‏ء اسمه اسم رسول‏اللَّه‏صلى الله عليه وآله يبايعُهُ المسلمون بين الركن و المقام.»(48)

نكته جالب

ابن عربى مطلبى دارد كه خيلى عجيب و ارزشمند است. ايشان مى‏گويد ما عصمت امام مهدى(عج) را به روايات متواتره از پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله اثبات مى‏كنيم؛ چون پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله درباره‏اش فرموده است كه خطا نمى‏كند، سهو نمى‏كند؛ ولى عصمت پيغمبرصلى الله عليه وآله را با دليل عقلى ثابت مى‏كنيم. مى‏گويد عصمت پيغمبرصلى الله عليه وآله با دليل عقلى ثابت مى‏شود، ولى اثبات عصمت امام منتظر(عج) به فرمايش پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله است. اين را من خودم در فتوحات ديدم. آن وقت اين نكته را براى شما مى‏گويم چون شما همه محقق هستيد، متوجه اين نكته بشويد. در ادامه شعرانى مى‏گويد:

اين مطالبى را كه از فتوحات نقل مى‏كنم از نسخه قونيه يكى از شهرهاى تركيه فعلى است؛ زيرا نسخه مصرى مجسوس فيها است.

شيخ عبدالوهاب شعرانى مى‏گويد، نسخه مصرى مجسوس فيها است؛ يعنى اعتبارى به آن نيست. متأسفانه اين چاپى كه الان در دست است، نسخه مصرى است. قطعاً نسخه قونيه در كتابخانه‏هاى تركيه وجود دارد؛ و اين شهادتى است از بزرگ‏ترين شخصيتى كه شارح كلام شيخ محى‏الدين است كه در كلمات شيخ دست برده‏اند.

+ نوشته شده در  88/07/25ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهایی از استاد محمد اللیثی

 

تلاوتهایی از استاد محمد اللیثی

الأعراف من الآية196إلى الآية206 والأنفال من الآية 1إلى الآية 10- أوليلة 1998
الأعراف من الآية196إلى الآية206 والأنفال من الآية 1إلى الآية 10- المطرية-
الأنبياء من الآية 101إلى الآية 112والحج آية 1و2 - روعة 1996-
الأنبياء من الآية 92إلى الآية112والحج الآية 1و2و3 - رائعة أوليله -
الأنبياء من الآية101إلى الآية 103 {إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُم مِّنَّا الْحُسْنَى أُوْلَئِكَ عَنْهَا مُبْعَدُونَ }- رهيييييبة -
الأنبياء من الاية 105إلى الآية107{وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ- رائعة
الأنبياء من الاية 83إلى الآية 112والحج من آية 1و2 خيال وروعة - دمياط 1997-
الأنعام من الآية 160إلى الآية 165 والفجر آية 30والفاتحة واول البقرة - بني حبيب
الأنعام من الآية 160إلى الآية 165والطارق والفجر آية 30- كفر الشيخ 1998+ النور الآية 35 -
الأنعام من الآية 160إلى الآية165{مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا - صهبرة-
الأنعام من الآية 94 إلى الآية107{وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ -غزالة -
الأنعام من الآية 94إلى الآية 104{وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ - شنبارة-
الأنعام من الآية 94إلى الآية 107{وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ - الحبش 1997-
الأنعام من الآية 94إلى الآية 107{وَلَقَدْ جِئْتُمُونَا فُرَادَى كَمَا خَلَقْنَاكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ -- شربين-
الأنعام من الآية 95إلى الآية107 {إِنَّ اللّهَ فَالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوَى - ناهيا-
الأنعام من الآية 99إلى الآية107 {وَهُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً - الجمايلة1989-
الأنفال من الآية 1إلى الآية 10- إيران
الأنفال الآية 7و8 وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللّهُ أَن يُحِقَّ الحَقَّ - من القلب للقلب -

الإنسان من الآية 5إلى الآية 30{إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِن كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُوراً } والفجر آية 30-
الإنسان من الاية 19إلى الآية 31{وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ والطارق -
البروج الآية 21و22والطارق والأعلى- طنبول السنبلاوين دقهلية 1997 -
البروج من الآية 11 إلى الاية 22والطارق والاعلى -أمسية الحبش
البقرة الآية 254و255{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَنفِقُواْ مِمَّا رَزَقْنَاكُم -
البقرة الآية 258{أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَآجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رِبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللّهُ الْمُلْكَ - روووعة -
البقرة الآية 286وآل عمران من الآية 1إلى الآية 9- ميت حواى1996 رائعة
البقرة من الآية 147 إلى الآية 160 {الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ }- العواسجة1989-

+ نوشته شده در  88/07/24ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

در جستجوي فرعون غرق شده

در هيچ کدام از آيات قرآن به اسم فرعوني که در زمان حضرت موسي بر مصر فرمانروايي مي کرده اشاره نشده است. هويت اين فرعون که از مظاهر مهم ظلم , ستم و طغيان در برابر خداوند است در هاله اي از ابهام فرو رفته است. در واقع نه تنها قرآن , بلکه تورات و انجيل هم او را به سادگي فرعون خطاب کرده اند. اين ابهام خود انگيزه اي بوده که ساليان سال مسلمانان به همراه مسيحيان و يهوديان در پي يافتن هويت اين فرعون باشند.
داستان زندگي موسي, از بزرگ شدنش در خانواده سلطنتي مصر تا برگزيده شدنش به نبوت در سرزمين مقدس طوي و تا آشکار کردن معجزات خداوند در برابر فرعون کمابيش با جزييات يکسان در قرآن و تورات و انجيل آمده است. شايد مهمترين تفاوتي که روايت موسي در قرآن با دو کتاب آسماني ديگر دارد , در سرنوشت فرعون پس از تعقيب موسي و بني اسراييل است. در دو کتاب آسماني ديگر ,  سرنوشت فرعون به روشني بيان نشده است در حاليکه خداوند در قرآن مي فرمايد:

۱۰:۹۰-۱۰:۹۲
و فرزندان اسرائيل را از دريا گذرانديم پس فرعون و سپاهيانش از روى ستم و تجاوز آنان را دنبال كردند تا وقتى كه در شرف غرق شدن قرار گرفت گفت ايمان آوردم كه هيچ معبودى جز آنكه فرزندان اسرائيل به او گرويده‏اند نيست و من از تسليم‏شدگانم
اكنون در حالى كه پيش از اين نافرمانى مى‏كردى و از تباهكاران بودى
پس امروز تو را با زره [زرين] خودت به بلندى [ساحل] مى‏افكنيم تا براى كسانى كه از پى تو مى‏آيند عبرتى باشد و بى‏گمان بسيارى از مردم از نشانه‏هاى ما غافلند

۱۷:۱۰۳
پس [فرعون] تصميم گرفت كه آنان را از سرزمين [مصر] بركند پس او و هر كه را با وى بود همه را غرق كرديم

بنابر آيات بالا  نه تنها فرعون غرق شد  , بلکه بدنش هم براي عبرت بقيه بر ساحل افکنده شد. اين خود محرکي بوده است که مسلمانان در پي يافتن موميايي فرعوني باشند که عامل مرگش غرق شدن باشد. متاسفانه هيچ کدام از اين تلاشها به نتيجه قابل قبولي نرسيده است. هر از گاهي عده اي به خيال خوش خدمتي به اسلام و قرآن دم از يافتن چنين موميايي بر اساس مدارک سست علمي مي زنند. مشخصا همه اين ادعاها با شکست مواجه شده اند.
از طرفي چون دانشمندان مسيحي و يهودي به دنبال فرعوني نيستند که غرق شده باشد ,  تلاشهايشان بينتيجه بوده است.  به تازگي فيلمي مستند از داستان زندگي حضرت موسي با همکاري جيمز کمرون به نام
Exodus Decoded ساخته و پخش شده است. اين فيلم که شايد آخرين دستاوردهاي دانشمندان مسيحي و يهودي در اين زمينه باشد , با ديدي نو به اين قضيه نگاه مي کند. در اينجا ليستي از فراعنه مختلف که ممکن است فرعون داستان حضرت موسي باشند آورده شده است:

Ramses II -۱۲۷۹ BC to ۱۲۱۳ BC:
به باور اکثريت محققين
اشکال: در سن ۹۰ سالگي به احتمال زياد بر اثز کهولت فوت کرده است

Ahmose I -۱۵۵۰ BC to ۱۵۲۵ BC:
به باور Exodus Decoded
 اشکال: لقب فرعون به پادشاهان بعد از او خطاب شده است و با قطعيت نمي توان گفت که موميايي موجود متعلق به Ahmose باشد

Merneptah -۱۲۱۳ BC to ۱۲۰۳ BC:
به باور بعضي مسلمانان پس از انتشار تحقيقات Dr. Maurice Bucaille
 اشکال: نظرات Maurice Bucaille در جوامع علمي قابل قبول نبوده است (مثلا
اينجا). 

جستجو براي يافتن فرعون غرق شده هنوز هم ادامه دارد تا زماني که مدرکي قطعي يافت شود. (لطفا اگر اطلاعاتي بيشتر در اين زمينه داريد در قسمت نظرات اضافه کنيد).

+ نوشته شده در  88/07/23ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

نشانه هاي خداوند در طبيعت

 

نشانه هاي خداوند در طبيعت

خداوند در بسياري از آيات قرآن ,انسان را دعوت به تفكر در طبيعت مي كند. تعدادي از اين آيات در اينجا آورده شده اند. قابل ذكر است كه عكسها زير بر اساس سليقه شخصي جمع آوري شده اند و ممكن است نشان دهنده عمق آيات نباشند

سوره الرعد, آيه سه

 و اوست كسى كه زمين را گسترانيد و در آن كوهها و رودها نهاد و از هر گونه ميوه‏اى در آن جفت جفت قرار داد روز را به شب مي ‏پوشاند قطعا در اين [امور] براى مردمى كه تفكر مي ‏كنند نشانه ‏هايى وجود دارد

سوره الروم, آيه ۲۴ 

و از نشانه‏هاى او [اينكه] برق را براى شما بيم ‏آور و اميدبخش مينماياند و از آسمان به تدريج آبى فرو ميفرستد كه به وسيله آن زمين را پس از مرگش زنده مي‏گرداند در اين [امر هم] براى مردمى كه تعقل مي‏كنند قطعا نشانه‏ هايى است

سوره النحل, آيه ۱۱

به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مي‏روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مي‏كنند نشانه‏اى است

سوره النحل, آيه ۱۲

 و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده ‏اند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه‏ هاست

سوره النحل, آيه ۱۳

 و [همچنين] آنچه را در زمين به رنگهاى گوناگون براى شما پديد آورد [مسخر شما ساخت] بي ‏ترديد در اين [امور] براى مردمى كه پند مي ‏گيرند نشانه‏اى است

سوره الحشر, آيه ۲۱

اگر اين قرآن را بر كوهى فرومي‏فرستاديم يقينا آن [كوه] را از بيم خدا فروتن [و] از هم ‏پاشيده مي‏ديدى و اين مثلها را براى مردم مي‏زنيم باشد كه آنان بينديشند

سوره النحل, آيه ۶۹

سپس از همه ميوه‏ها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مي ‏آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مي ‏كنند نشانه [قدرت الهى] است

+ نوشته شده در  88/07/23ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

دانلود تلاوتهای بنده در مسابقات ملی دانشجویان سال 88

 

دانلود تلاوتهای حامد ولیزاده در مسابقات ملی دانشجویان سال 88

 

مرحله مقدماتی - سوره رعد

مرحله فینال - سوره توبه

+ نوشته شده در  88/07/22ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

ابتهالاتی از شیخ کامل یوسف البهتیمی

 

ابتهالاتی از شیخ کامل یوسف البهتیمی

 

 ابتهالات شيخ کامل یوسف
1-البرده
http://www.4shared.com/file/12918194...b/_online.html


2-اهواكى يا كعبة الانوار http://www.4shared.com/file/129182513/c3df0402/___.html


3-بشراك معشر الاسلام http://www.4shared.com/file/12918262...___online.html


4-رسول الحق

 http://www.4shared.com/file/12918366.../__online.html


5-سريت من حرم http://www.4shared.com/file/12918421...___online.html


6-شهدت على الربا http://www.4shared.com/file/12919188...___online.html



7-شهدت على الربا2http://www.4shared.com/file/129190808/d2a79ea3/__2.html


8-فؤادى
http://www.4shared.com/file/12919223...f/_online.html


9-يا راحلين الى منه http://www.4shared.com/file/129197135/153db2eb/___.html


10-يا نبيا سمت بك العلياء http://www.4shared.com/file/12919786...019c/____.html


فیلم های مربوط  به شيخ کامل یوسف


1-حلقه ۱ كامل يوسف البهتيمى
http://www.4shared.com/file/12947229...7b/______.html


2-حلقه ۲ از المنشاوى والبهتيمى http://www.4shared.com/file/129480577/682c3ea5/___.html


 اذان الشيخ کامل یوسف
1-http://www.4shared.com/file/129200273/8c2744e5/Adhan1.html
2-http://www.4shared.com/file/129201298/3dcad786/Adhan2.html

+ نوشته شده در  88/07/22ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

اسامی برگزيدگان جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران

اعلام اسامی برگزيدگان بيست و چهارمين جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران

گروه فعاليت های قرآنی: اسامی برگزيدگان بيست و چهارمين جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران در رشته های حفظ، ترجمه و تفسير و قرائت ترتيل و تحقيق قرآن كريم در دو بخش برادران و خواهران اعلام شد.

به گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، به مشهد مقدس، اسامی برگزيدگان بيست و چهارمين جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران در رشته های حفظ، ترجمه و تفسير و قرائت ترتيل و تحقيق قرآن كريم در دو بخش برادران و خواهران به شرح ذيل است:

در رشته حفظ 5 جزء برادران: جاسم شميری از دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز، نفر اول؛ مجتبی خيری از دانشگاه شهيد باهنر كرمان، نفر دوم و محمدصادق قاسمی از دانشگاه علوم پزشكی جهرم، نفر سوم.

در رشته 10 جزء برادران: حامد محمدمرادی از دانشگاه قم، نفر اول؛ سجاد رحيمی از دانشگاه علوم و معارف قرآن مشهد، نفر دوم و مسعود كريمی از دانشگاه تربيت معلم، نفر سوم.

در رشته حفظ 20 جزء برادران: علی قلعه نويان از آموزش و پرورش تهران، نفر اول؛ محمد انگشبه از دانشگاه خليج فارس، نفر دوم و جواد شاهينی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد علی آباد، نفر سوم.

در رشته حفظ كل برادران: محمد خطيبی از دانشگاه تهران، نفر اول؛ هاشم سلطانی نژاد از دانشگاه شهيد باهنر كرمان، نفر دوم و علی رضازاده جويباری از دانشگاه پرديس قم، نفر سوم.

در رشته قرائت ترتيل برادران: ابوالفضل زيبايی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت، نفر اول؛ شهيد داوودی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد آبادان، نفر دوم و الياس خلوصی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد، نفر سوم.

در رشته قرائت تحقيق برادران: حامد ولی زاده از دانشگاه علوم پزشكی اروميه، نفر اول؛ وحيد وكيلی از دانشگاه پيام نور آذربايجان غربی، نفر دوم و قاسم مقدمی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز، نفر سوم.

در رشته حفظ 5 جزء خواهران: طاهره نايبی از دانشگاه علوم پزشكی قم، نفر اول؛ زينب دهباشيان از دانشگاه تربيت معلم سبزوار، نفر دوم و مهسا اسدی از دانشگاه اصفهان، نفر سوم.

در رشته حفظ 10 جزء خواهران: فاطمه قرايی از دانشگاه قم، نفر اول؛ الهام ولايی ها از دانشگاه علوم و معارف قرآن تهران، نفر دوم و مينا احمدی از دانشگاه تربيت معلم آذربايجان شرقی، نفر سوم.

در رشته حفظ 20 جزء خواهران: سيده زينب موسوی ملكی از دانشگاه علوم پايه زنجان، نفر اول؛ زينب شعبانی از دانشگاه مذاهب اسلامی، نفر دوم و مريم جان نثاری از دانشگاه كاشان، نفر سوم.

در رشته حفظ كل خواهران: الهام منگلی از دانشگاه علامه طباطبايی، نفر اول؛ عاطفه رفيع منزلت از دانشگاه صنعتی اصفهان، نفر دوم و حميده ايرانمنش از دانشگاه شهيد باهنر كرمان، نفر سوم.

در رشته قرائت ترتيل خواهران: محبوبه نصيری از دانشگاه پيام نور آذربايجان شرقی، نفر اول؛ عائده محبی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراك، نفر دوم و فاطمه رحمدار از دانشگاه شيراز، نفر سوم.

در رشته قرائت تحقيق خواهران: رضوان جلالی فر از دانشگاه پيام نور قزوين، نفر اول؛ مرضيه فيروززاده از دانشگاه آزاد اسلامی واحد فسا، نفر دوم و الهام سلطانی نژاد از دانشگاه پيام نور كرمان، نفر سوم.

در رشته ترجمه برادران و خواهران: ابوالفضل حاجی حيدری از دانشگاه امام صادق(ع)، نفر اول؛ محمدرضا سوادكوهی از دانشگاه فردوسی، نفر دوم؛ قربان محمدباشام از دانشگاه تهران، نفر سوم؛ مصيب علی عباسی از دانشگاه جامع علمی كاربردی خراسان جنوبی، نفر چهارم و صغری لك زايی از دانشگاه علوم و معارف قرآن كريم شيراز، نفر پنجم.

در رشته تفسير برادران و خواهران: محمد محمدطاهری از دانشگاه علوم پزشكی مازندران، نفر اول؛ رقيه اكبرنژاد از دانشگاه علوم و معارف قرآن كريم خوی، نفر دوم؛ مريم عميدی مظاهری از دانشگاه تربيت مدرس، نفر سوم؛ حمزه سلطانيان از دانشگاه جامع علمی كاربردی تهران، نفر چهارم و معصومه مؤيدی از دانشگاه قم، نفر پنجم.

همچنين نفرات برتر مسابقه كتابخوانی طرح «الفت» به اين شرح اعلام شد: معصومه مؤيدی، نفر اول؛ حسين مناحی زاده، نفر دوم و مهدی شريف زاده، نفر سوم.

+ نوشته شده در  88/07/21ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

قيامت ؛ راهي بس سخت و تکان دهنده!!

 

قيامت ؛ راهي بس سخت و تکان دهنده!!

قيامت

قسمت هاي پيشين (9)

يکى از درد ناکترين منازل پس از مرگ، منزل  هولناک آخرت است ، قيامت است که نگراني و دلهره اش بزرگ و عظيم است ، بلکه از هر نگراني و دلهره، بزرگتر و فزع و گرفتاريش "فزع اکبر" است و خداوند در وصف آن در سوره اعراف  آيه 187 مى فرمايد : هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يعني فرارسيدن قيامت در (بر اهل) آسمانها و زمين، سنگين و دشوار و گران است، فرا نرسد شما را مگر به يکباره و ناگاه و بدون آنکه شما را خبر دهد.

فرارسيدن قيامت در (بر اهل) آسمانها و زمين، سنگين و دشوار و گران است، فرا نرسد شما را مگر به يکباره و ناگاه و بدون آنکه شما را خبر دهد

بلي ؛ سنگين و گران و عظيم است قيامت، از جهت  گرفتاريها و هولها و دلهره هاى آن ، سخت  سخت است حتي بر اهل آسمان يعني فرشتگان و پريان و  به يکباره به سوي ما بيايد و آيا بدنهاي ما تاب سختي هاي آن را دارد؟

قطب راوندى از حضرت صادق (عليه السلام) روايت کرده که حضرت عيسى (عليه السلام) از جبرئيل پرسيد: کى قيامت بر پا خواهد شد؟ جبرئيل چون اسم قيامت شنيد به لرزه افتاد و از هوش رفت ؛ پس چون به حال آمد گفت اي روح خدا  ، مسئول بساط قيامت، عالمتر از پرسشگر  نيست ، سپس آيه شريفه اي (1) را که ذکر شد خواند.

و روايتگر جليل حضرت على بن ابراهيم قمى (رحمه الله) از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) روايت کرده که در زماني، حضرت رسول صلى الله عليه و آله نشسته بود و جبرئيل نزد آن حضرت بود که ناگاه نظر جبرئيل به جانب آسمان افتاد و  ترسي بر وجودش مستولي شد ؛ پس خود را به رسول خدا چسبانيد و به حضرت پناه برد. پس حضرت رسول به آنجا که جبرئيل نظرش افتاده بود، نظر افکند، فرشته اي را ديد که مشرق و مغرب را پر کرده بود. پس آن فرشته رو به پيغمبر کرد و گفت يا محمد! من فرستاده خدايم تا تو را خبر دهم که يا پادشاهى را اختيار کنى يا پيامبرى را ؟ پس حضرت به سوى جبرئيل توجه کرد، ديد که آثار نگراني از چهره جبرائيل رخت بربسته. جبرئيل عرض کرد: بهتر است که پيام آور و بنده او باشيد . پس پيغمبر گفت : مى خواهم بنده و رسول خدا باشم . پس آن فرشته با گامهاي خود آسمانهاي هفتگانه  را درنورديد .

هر آسمان را يک گام خود کرد و هر چه بالا رفت کوچک تر شد تا آنکه به اندازه مرغ کوچکى شد. پس حضرت به جبرائيل فرمود: ديدم طورى ترسيده بودى که رنگت تغيير کرده بود؟ جبرائيل گفت : يا رسول الله مرا ملامت مفرما. آيا دانستيد که اين فرشته که بود؟ اين اسرافيل "حاجب الرب" بود و از زمانيکه حق تعالى آسمانها و زمين را خلق فرموده از مکان خود پائين نيامده .

من او را ديدم که به سوى زمين مى آيد، گمان کردم که براى بر پا کردن قيامت آمده است پس از ترس قيامت ، رنگم چنان تغيير کرد که مشاهده فرموديد. پس چون ديدم که براى امر قيامت نيامده بلکه حق تعالى چون شما را برگزيده و به خاطر عظمت شما او را به نزد شما فرستاده ، رنگم به حال اول برگشت و نفسم به سوى من برگشت .

حضرت عيسى (عليه السلام) از جبرئيل پرسيد: کى قيامت بر پا خواهد شد؟ جبرئيل چون اسم قيامت شنيد به لرزه افتاد و از هوش رفت ؛ پس چون به حال آمد گفت اي روح خدا  ، مسئول بساط قيامت، عالمتر از پرسشگر  نيست ، سپس آيه شريفه اي (1) را که ذکر شد خواند

و در روايتى است که نيست فرشته مقربى و نه آسمانى و نه زمينى و نه نسيمي و نه بادى و نه کوهى و نه صحرايى و نه دريائى؛ مگر اينکه بترسند از روز جمعه براى آنکه قيامت در آن بر پا مى شود.

همانگونه که ما نيز گفتم؛ محدث قمي گويد: شايد ترسيدن آسمان و زمين و ساير چيزها که ذکر شد، ترسيدن اهل آنها و موکلين آنها باشد چنانچه مفسرين در معناى آيه ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً (1) گفته اند.

و روايت شده که چون حضرت رسول صلى الله عليه و آله قيامت را ياد مى نمود، صداى آن حضرت شديد و رخسار آن حضرت سرخ مى شد.

و شيخ مفيد در ارشاد نقل کرده که چون حضرت رسول صلى الله عليه و آله از غزوه تبوک به مدين مراجعت فرمود، ((عمرو بن معدى کرب )) به خدمت آنحضرت  شرفياب شد، حضرت به او فرمود: اسلام بياور اى عمرو تا خدا تو را از فزع اکبر و بيچارگي بزرگ نجات بخشيده و ايمن گرداند يعنى ترسى که بزرگترين ترسهاست . عمرو گفت : اى محمد صلى الله عليه و آله فزع اکبر کدام است ؛ من کسى هستم که نمى ترسم .

شيخ عباس قمي (ره)  گويد: معلوم مى شود عمرو بن معدي کرب ، مردي دلير و شجاع بوده است ؛ نقل شده که او از شَجاعان نامى روزگار بوده و بسيارى از فتوحات مسلمان به دست او واقع شده و شمشير او به صمصامه معروف بود، که با آن ، به يک ضربت ، پاهاى شتر را از هم جدا مى کرد.

و عمر بن الخطاب در زمان خلافت خود از او خواهش کرد که آن شمشير را نشان او دهد، عمرو آن را حاضر کرد. عمر آن را کشيد و بر محلى زد که تيزى آنرا امتحان کند ابدا اثر نکرد. عمر آن را دور افکند و گفت : اين چيزى نيست . عمرو گفت : اى امير؛ شما از من شمشير طلبيديد نه بازويى که با آن شمشير مى زد. عمر از سخن عمرو بدش آمد و او را سرزنش کرد و به قولى او را بزد و (صد البته که عمر مردي خشن و تلخ رو بود و در بسياري از موارد از پيامبر مي خواست تا مردمان را با شمشير بکشد و پيامبر مانع او مي شد .

و چون عمرو گفت من از فزع اکبر و بيچارگي و دلهره بزرگ قيامت  نمى ترسم ، حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: اى عمرو؛ چنين نيست که گمان کرده اى ؛ همانا صيحه اى بلند خواهد شد که مرده اي نماند، مگر آنکه زنده شود و نماند زنده اى مگر آنکه بميرد، مگر آنها که خدا بخواهد نميرند. پس يک صيحة ديگر بر ايشان زده مى شود که همه زنده مى شوند و صف مى کشند و آسمان شکافته مى شود و کوهها متلاشى و پراکنده مى شوند و پاره هايي از آتش جهنم جدا شود و کوه ها افکنده شود؛ پس نماند صاحب روحى مگر آنکه دلش کنده شود و گناهش را ياد کند و مشغول به خود شود، مگر کسانى که خدا خواسته باشد(که چنين نشود).

نوشته اند که فرمود : پس کجايى تو اى عمرو ؟ عمرو گفت : همانا من مى شنوم امرى را که عظيم و بزرگ است .

و به حدى قيامت هولناک و دهشتناک است که اموات و مردگان در عالم برزخ و قبر نيز هول و تکان و بيم و وحشت آن را دارند، به نحوى که بعضى از مردگان که به دعاى اولياء خدا زنده شده اند موهايشان تمام سفيد بوده . سبب سپيدى موى آنها را پرسيدند، گفتند وقتى که ما را به زنده شدن امر کردند گمان کرديم که قيامت بر پا شده و از وحشت و هول قيامت تمامى موهاى ما سپيد شد.

اينک ما در اينجا چيزهائى که سبب خلاصى از سختيهاى قيامت است ذکر مى کنيم شايد آن را به کار بنديد.

1 - خواندن سوره يوسف

روايت شده است که هر که سوره يوسف (عليه السلام) را در هر روز يا در هر شب بخواند، روز قيامت که مبعوث مى شود جمالش مانند جمال يوسف (عليه السلام) باشد، و به او فزع و ترسى از روز قيامت نرسد.

2 -خواندن سوره دخان در هر نماز

و از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) مرويست که هر که سوره دخان را در نمازهاى فريضه و نافله ، بخواند حق تعالى او را در جمله آنهائى که امين و بى ترسند مبعوث فرمايد.

3 - خواندن سوره احقاف در هر جمعه

و از حضرت امام جعفر صادق (ع) مروى است که هر که سوره احقاف را در هر شب يا در هر جمعه بخواند، به او ترسى در دنيا نرسد و حق تعالى او را از ترس روز قيامت ايمن گرداند.

4 - خواندن سوره والعصر در نمازهاي مستحبي

و نيز از آن حضرت (امام صادق (عليه السلام)) منقولست که هر که سوره والعصر را در نمازهاى نافله خود بخواند روز قيامت با صورت سفيد و روشن مبعوث مى شود، و دهانش به خنده گشوده باشد و چشمش روشن باشد تا داخل بهشت شود.

5- احترام به ريش سفيدان و بزرگترها

شيخ کلينى از حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام) نقل کرده که حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: هر که احترام و تعظيم کند کسى را که در اسلام موى خود را سپيد کرده حق تعالى او را از فزع و ترس روز قيامت ايمن گرداند.

6- مردن در راه مکه

و نيز از آن حضرت روايت کرده که فرمود: هر که بميرد در راه مکه ، خواه در وقت رفتن باشد يا در وقت برگشتن ، از ترس بزرگ و فزع اکبر روز قيامت ايمن بماند.

7 - مردن در حرم مکي و يا مدني

و شيخ صدوق از آن حضرت روايت کرده که فرمود هر که در يکى از دو حرم ، يعنى حرم مکه و حرم مدينه بميرد خداوند او را از جمله آنهائيکه امين و بى ترسند در قيامت قرار مى دهد.

8- دفن شدن در حرم مکي

شيخ کلينى از حضرت صادق (عليه السلام) روايت کرده که فرمود: هر که در حرم مکه معظمه دفن شود از فزع اکبر و ترس بزرگ ايمن گردد.

9- دوري از فحشاء بخاطر خداي بزرگ

شيخ صدوق از حضرت رسول صلى الله عليه و آله نقل کرده که هر کس ‍ از زنا و يا زشتى ديگر به خاطر خداوند بپرهيزد خداوند آتش جهنم را بر او حرام گرداند و او را از ترس بزرگ روز قيامت ايمن گرداند.

10- دشمن دانستن نفس اماره

کسى که نفس اماره را دشمن خويش شمرد خداوند او را از ترس روز قيامت ايمن گرداند.

11-فرو بردن خشم و کظم غيظ 

شيخ اجل على بن ابراهيم قمى از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) روايت کرده که هر کس، خشم خود را فرو برد خداوند دل او را از امن و ايمان روز قيامت پر گرداند.

12- محبت و ولايت  اهلبيت 

حق تعالى در سوره نمل آيه 89 فرمود : مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ يعني هر كس نيكى به ميان آورد، پاداشى بهتر از آن (نيکي) خواهد داشت‏، و آنان از هراس و دلهره آن روز (قيامت) ايمنند، از حضرت اميرالمؤ منين روايت شده که فرمود: حسنه در اين آيه ، معرفت و ولايت و محبت ما اهل بيت است (و معلوم مي شود آيه شريفه 201 سوره بقرة وِمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ يعني : و برخى از آنان مى‏گويند: (پروردگارا! در اين دنيا به ما نيكى و در آخرت (نيز) نيكى عطا كن‏، و ما را از عذاب آتش (دور) نگه دار) همان محبت و ولايت اهل بيت عليهم السلام است  .

13- کمک به برادران مومن و برآوردن حوائج آنان

شيخ صدوق از حضرت صادق (عليه السلام) روايت کرده که فرمود: هر کس که برادر مؤمن اندوهگين و تشنه را کمک کند و اندوهش را از بين ببرد و يا خواسته اش را بر آورده سازد براى او از طرف خداوند هفتاد و دو رحمت است که يکى از آنها را حق تعالى در دنيا به او مرحمت فرمايد که با آن زندگى خود را اصلاح نمايد و هفتاد و يک رحمت ديگر براى جلوگيرى از ترسهاى روز قيامت او باشد.

مرحوم محدث قمي مي گويد که در خصوص برآورده کردن نيازها و مشکلات برادران دينى، روايات بسيار نقل شده ؛ از جمله از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) روايت شده است: کسى که دنبال کار برادر مسلمان خود برود، حق تعالى او را در حمايت هفتاد و پنج هزار فرشته قرار دهد که براى او در هر قدمى حسنه اى بنويسد و زشتى را از او بردارد و درجه بالاتر را به او دهد. و چون نياز برادر ديني خويش روا سازد ، فرشتگان بنويسند براى او اجر و مزد کسي که حج و عمره را بجا آورده باشد. و از حضرت صادق (عليه السلام) منقول است که برآورده کردن نياز مرد مومن برتر  است از حجّة و حجّة و حجّة و تا ده حجة شمردند .

و روايت شده که در بنى اسرائيل هر گاه عابدى به نهايت عبادت مى رسيد از ميان همه عبادات سعى و کوشش در بر آوردن حاجات مردم اختيار مى کرد.

و شيخ جليل ، شاذان بن جبرئيل قمى از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت کرده که حضرت در شب معراج اين کلمات را ديد که بر در دوم بهشت نوشته شده : "لا اله الا الله،محمد رسول الله،على ولى الله" از براى هر چيزى حيله ايست و حيله سرور و خشنودي در آخرت چهار خصلت است : دست ماليدن بر سر يتيمان و مهربانى بر بيوه زنان و رفتن پى حاجت مؤ منان و تعهد و پرستارى از فقيران و مسکينان و درماندگان، بنابراين علما و بزرگان دين خيلى اهتمام در رفع نياز مؤمنين داشتند .

14- زيارت اهل قبور مومنان 

شيخ کلينى از حضرت امام رضا (عليه السلام) نقل کرده که هر کس نزد قبر برادر خود بيابد و دست خود را بر قبر بگذارد و انا انزلناه فى ليله القدر را هفت مرتبه بخواند خداوند او را از فزع اکبر و دلهره بزرگ روز قيامت ايمن و مصون گرداند.

محدث قمي مي گويد: در روايت ديگر است که رو به قبله نمايد و دست بر روى قبر بگذارد) و اين ايمن بودن از ترس بزرگ روز قيامت ، ممکن است براى خواننده باشد چنانچه از ظاهر خبر چنين استفهام مي شود ، و  احتمال دارد، ايمن شدن از دلهره بزرگ قيامت براى مرده باشد، چنانچه از بعضى روايات ظاهر مى شود.

شيخ قمي مي گويد : و اين فقير ديدم در مجموعه اى که شيخ اجل افقه ، ابو عبدالله محمد بن مکى عاملى معروف به شيخ شهيد (اول)، به زيارت قبر استاد خود شيخ اجل عالم فخر المحققين نجل آيه الله علامه حلى (رضوان الله عليهم اجمعين ) آمد و گفت : نقل مى کنم از صاحب اين قبر و او نقل کرد از والد ماجدش به سند خود از امام رضا (عليه السلام) که هر که زيارت کند قبر برادر مؤ من خود را و بخواند نزد او سوره قدر را و بگويد: "اللهم جاف الارض عن جنوبهم و صاعد اليک ارواحهم و زدهم منک رضوانا و اسکن اليهم من رحمتک ما تصل به وحدتهم و تونس وحشتهم ، انک على کل شى ء قدير" (2) ايمن شود خواننده و ميت از فزع اکبر و دلهره بزرگ روز قيامت.

صاحب منازل الاخره گويد: که قبر فخر المحققين بنابر آنچه از کلام مجلسى اول در شرح فقيه ظاهر مى شود در نجف اشرف است و شايد نزديک قبر والدش علامه (رحمه الله عليه) در ايوان مطهر باشد.

 

 

برگرفته از کتاب منازل الاخره

توسط آقاميري

بخش دين و انديشه تبيان

__________________________________________________

(1) سوره : اعراف آيه 187 يَسْأَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لاَ تَأْتِيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْأَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ اللّهِ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ  يعني در باره قيامت از تو مي پرسند که چه وقت فرا مي رسد بگو : دانش آن نزد پروردگار من است تنها اوست که چون زمانش فرا رسد آشکارش مي سازد فرا رسيدن آن بر آسمانيان و زمينيان پوشيده است ، جز به ناگهان بر شمانيايد چنان از تو مي پرسند که گويي تو از آن آگاهي بگو : علم آن نزدخداست ولي بيشتر مردم نمي دانند.

(2) يعني : بارخدايا بگستران زمين را از اطراف اين مومنان در خاک آرميده و ارواح آنان را به سوي خويش بالا ببر و خوشنودي خويش شامل آنان بفرما و آنان را در رحمت و مهرباني خودت اسکان فرما ، همان رحمتي که آنان را از تنهايي قبر و برزخ در آورد و از وحشت تاريک گور نجاتشان بخشد.

+ نوشته شده در  88/07/17ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تمام ابتهالات استاد طه الفشنی

 

تمام ابتهالات استاد طه الفشنی

 

أذان 1
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

أذان 2
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

أسبح من لا ينام
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

اسقنى فى الحان
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

الهى ان يكن ذنبى عظيما
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

اذا لم يوفى
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

الله زاد محمد تعظيما
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

النبى العربى
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

مقطع فيديو
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

الهى1
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

الهى2
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

الهى3
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

الى نورة سبحانة1
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

الى نورة سبحانة2
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

امام المرسلين
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

لبى نداء الغرام
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

ترنم يا شجى الطير
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

رب هب لى المتابا
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

رسول الله
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

رسول النور بددت الظلام
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

سبحان من تعنو الوجوة
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

سبحان من
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

مقطع 1
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

مقطع 2
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

مقطع 3
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

مقطع 4
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

فلما زعمت ليلى أنى احبها
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

قراءة للمولد النبوى
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

مابين منبرة والبيت قف أدبا
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

مالك الملك 1
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

مالك الملك 2
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

ملكت عنان العز
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

مولاى كتبت رحمة الناس
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

نادت بك الرسل الكرام فيديو
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

هو النبى
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

ولى فى موقف العشاق سر
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

وتجلى البرق
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

وربنا كرما
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

وصف الرسول
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

يا الة العرش
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

يا أيها المختار 1
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

يا أيها المختار 2
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

يا أرض الحجاز 1
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

يا أرض الحجاز 2
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

يا ديار الله
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

يا رسول الله
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

يا ليلة
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

يوم نصر أحمد المختار
http://www.4shared.com/account/file/...TgRkVJoBLG6J3Y

+ نوشته شده در  88/07/16ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

21 تلاوت از استاد هاشم هیبه

+ نوشته شده در  88/07/15ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

استاد ابوالقاسمی استاد صوت و لحن‌ : رسيدن به توانايی‌های ويژه صوتی، شرط اصلی قرائت مطلوب قرآن است

گرايش به نغمات و دستگاه‌های عربی از آفاتی است كه دامنگير بسياری ازقاريان و قرآن‌آموزان مبتدی شده است. بسياری از آنها پيش از آنكه در فكر تكميل پايه‌های قرائت، يعنی تجويد، وقف و ابتدا و حتی روانخوانی باشند، بدنبال يادگيری مباحث لحنی هستند و اين، باعث افت كار آنها خواهد شد.

به اعتقاد همه كسانی كه در زمينه قرائت صاحب‌ نظر و تجربه هستند، وارد شدن بی‌موقع و بدون آمادگی به مباحث لحنی، نه تنها به پيشرفت قرائت آنها كمك نمی‌كند، بلكه مانعی برای يادگيری صحيح نيز خواهد شد. برای آشنايی با راه و روش درست يادگيری صوت و لحن قرآن، گفتگوئی را با يكی از قاريان ممتاز بين‌المللی و اساتيد و داوران برجسته صوت و لحن كشورمان انجام داده‌ايم تا ضمن صحبت، پيرامون مباحث صوت و لحن، با او و فعاليت‌هايش نيز آشنا شويم.

 

«احمد ابوالقاسمی» متولد سال 1347 منطقه جنوب‌غربی تهران است و در حال حاضر مدير مركز آموزش قرآن حرم حضرت عبدالعظيم حسنی(ع)می‌باشد.

«ابوالقاسمی»درباره آغاز فعاليت‌های قرآنيش می‌گويد:«از سال 56 وارد كلاس‌های آموزش قرآن شدم و در مدت كوتاهی روخوانی را ياد گرفتم. البته ورود من به اين مسير چندان با علاقه وانگيزه هم نبود و درابتدا اصرار وعلاقه مادرم باعث شد تا در اين جلسات شركت كنم. چون پسرعموی من استاد«محمد رضا ابوالقاسمی» نيز از قاريان ممتاز آن زمان بودند، مادرم خيلی دوست داشتند تا يكی از پسرانشان مثل ايشان قاری قرآن باشند.

بعد از اين‌كه يكی دو هفته در كلاس‌های استاد «رضا شهدادی» شركت كردم، برخورد خوب ايشان و محيط دوستانه‌ای كه آن‌جا بود باعث شد تا بحث روخوانی را تكميل كنم.

سال 61 جذب كلاس‌های قرائت استاد «جابر جليلی» شدم كه شايد ايشان استاد معروفی نبودند اما زحمات زيادی برای من كشيدند.

حدود 4،5 سال در جلسات ايشان فقط قرائت‌ها را گوش می‌دادم اما اصلاً جرأت خواندن حتی يك آيه را نيز نداشتم، هرچه استاد به من اصرار می‌كرد نمی‌خواندم تا اين‌كه يك‌روز قسم خوردم كه هرطور شده بايد بخوانم. فردای آن‌روز وقتی برای اولين‌بار درعمرم درحضور چند نفر قرآن را با قرائت خواندم، با تشويق و تعجب استادم مواجه شدم. ايشان از آمادگی من خيلی تعجب كرده بودند و تصور می‌كردند قبل از كلاس ايشان، كلاس ديگری می‌رفتم. به هر حال حضور من در جلسات و شنيدن قرائت‌ها، گوش دادن نوارهای قرآنی كه در منزل ما بودم، نزديكی منزل ما به مسجد و شنيدن قرائت‌هائی كه قبل از اذان از مسجد محلمان پخش می‌شد، همه‌ی اين‌ها سرمايه‌ای شده بود كه از همان ابتدا قرائت خوبی داشته باشم.

 احمد ابوالقاسمی:

اگر كسی بخواهد در بخش صوت و لحن پيشرفت كند،ابتدا بايد از قاريان بزرگ تقليد كند، آن هم تقليد در حالت، طنين و تزيينی كه قاری در صوت خود ايجاد می‌كند نه در جنس صدا؛

ازهمين مسأله برای گفتن يك‌نكته آموزشی استفاده می‌كنم و به اساتيد می‌گويم كه هركسی در جلسات شما اظهار كرد كه من نمی‌توانم بخوانم، اتفاقاً كه می‌تواند؛ چون كسی‌كه هوش موسيقيائی خوبی دارد نقاط ضعفش را بهتر می‌فهمد، به همين دليل از خواندن واهمه دارد، اما كسی‌كه فكر می‌كند می‌تواند بخواند، همين فكر غلط، نشانه‌ی عدم استعداد او است.

بعد از تشويق‌های استادم، به قدری اين موضوع برای من جالب شد كه از آن‌روز به بعد كسی مرا در خانه پيدا نمی‌كرد. آدرس تمام جلساتی كه اطراف منزلمان برگزار می‌شد را پيدا كردم تا جائی كه بعد از گذشت2،3 ماه، 8 جلسه می‌رفتم. ازقبل مغرب آن‌جا نوبت می‌گرفتم تا اولين نفر بخوانم و به جلسه بعدی كه كيلومترها فاصله داشت برسم. هيچ شبی نبود كه جلسه‌ای باشد و من آن‌جا نباشم تا اين‌كه بعد از 6 ماه، خواندن من پيشرفت چشم‌گيری كرد.

آقای «جليلی» نيز حق استادی را به‌جا آوردند و مثل بعضی از اساتيد كه شاگردان با استعدادشان را پيش خودشان نگه می‌دارند ايشان اين كار را نكردند و مرا به جلسه استاد «محمد غفاری» كه آن زمان از بزرگ‌ترين اساتيد قرائت قرآن در ايران بودند، معرفی كردند و من همين‌جا از زحمات ايشان كه مرا با چنين استاد بزرگی آشنا كردند تشكر می‌كنم و جادارد فاتحه‌ای را به روح ايشان هديه كنيم.

 

اين سير ابتدايی كار من بود، بعد از آن با استاد «خدام حسينی» آشنا شدم و به همراه تعدادی از دوستانم كه درزمينه قرائت قرآن كار می‌كرديم از ايشان كه هم محلی ما بودند خواستيم تا جلساتی را در محلمان برگزار كنند.

ايشان هم از همان سال، جلساتشان را برقرار كردند كه تا امروز اين جلسات ادامه دارد و جمعه شب‌ها بعد از نماز مغرب و عشاء برگزار می‌شود.»

از «استاد ابوالقاسمی» در مورد روند قرائت قرآن در ايران می‌پرسم، او می‌گويد: «روند قرائت قرآن در ايران، سير صعودی داشته است وبا جرأت می‌گويم سطح قرائت فعلی قاريان مصری با قاريان ايرانی هم‌تراز است، چون سطح فعلی قرائت قرآن در مصر، مثل 50 سال قبل نيست. آن جو موجبات پرورش قاريان بزرگ را فراهم ساخت.

اگر همان جوی كه 50 سال پيش در مصر ايجاد شد، در كشور ما به وجود آيد، ما قاری در همان سطح خواهيم داشت. البته خيلی‌ها ممكن است اين حرف را قبول نداشته باشند و تصور كنند تنها مصريان صدا و استعداد لازم برای تلاوت زيبای قرآن را دارند، اما من معتقدم قاريان ايرانی نيز توانائی لازم را دارند و فقط تجربه و سابقه ما از آنها كمتر است و گرنه حتی موسيقی آنها نيز موسيقی تبديل شده ايرانی است، مثل لغاتی كه از فارسی به عربی رفته و معرب شده‌اند.»

 نمره دادن به قاری غلط است

اشكال اصلی ما اين است كه به قاری نمره می‌دهيم. قاريان ما بايد سطح بندی و كلاس بندی شوند كه اين كار ما را به داوری عادلانه‌تر، نزديك می‌كند.

فكر می‌كنيد اگر كسی بخواهد در زمينه‌های لحنی پيشرفت كند، حتماً بايد موسيقی بداند؟ اين سؤال من از استاد است كه در پاسخ به آن می‌گويد: «تا حدی بله، البته ممكن است بعضی از خوانندگان اين شبهه برايشان ايجاد شود كه بايد از ابتدا به سراغ موسيقی بروند، در صورتی كه اين طور نيست موضوع اوليه ما در بحث ورود به صوت و لحن، ساختن صدا و كار بر روی صوت است، نه يادگيری مقامات و الحان عربی؛ صدا وقتی زيبا و پخته شد هر مقام و نغمه‌ای را كه بخواند زيبا است، اما اشتباه اصلی ما اين است كه قرآن آموزانمان را از ابتدا به سمت يادگيری مقامات سوق می‌دهيم و همين وارد شدن بی‌موقع و بدون آمادگی به مباحث لحنی، قرائت آنها را دچار افت می‌كند.

اگر كسی بخواهد در بخش صوت و لحن پيشرفت كند ابتدا بايد از قاريان بزرگ تقليد كند، آن هم تقليد در حالت، طنين و تزيينی كه قاری بايد در صوت خود ايجاد كند نه در جنس صدا؛ جنس صدا تقليدی نيست و هر فردی يك نوع صدا با يك رنگ خاصی دارد. مثلاً وقتی شما يك متن عارفانه‌ای می‌خوانيد، حالت خاصی به صدا می‌دهيد كه در محاوره‌های معمولی چنين حالتی را در صدا به‌وجود نمی‌آوريد.

 داوری صوت ولحن، سليقه‌ای است

به هر حال اين آقای داور يك سليقه‌ای دارد، مهم اين است كه از داوران خوش سليقه استفاده شود. ضمن اينكه ما در داوری صوت و لحن بايد از افرادی استفاده كنيم كه خودشان قاريان خوب و ممتازی باشند؛ كسی كه خودش تلاوت خوبی ندارد، چگونه می‌تواند در مورد صوت و لحن نظر بدهد.

بنابراين ايجاد حالت صدای عربی و رسيدن به توانايی‌های ويژه صوتی اولين گام برای كسی است كه می‌خواهد صوت و لحن را ياد بگيرد، اگر كسی به اين حد رسيد و در پی اضافه كردن اطلاعات خود بود، يادگيری موسيقی می‌تواند او را در اجرای بهتر الحان كمك كند.»

بحث صاحب سبك بودن قراء مصری به ميان می‌آيد، «ابوالقاسمی» معتقد است: «تفاوت قرائت‌های قاريان مصری دراختلاف سبك آنها نيست، بلكه در ويژگيهای صوتی قاريان مصری است.»

او می‌گويد: «به عنوان مثال آنچه در خواندن استاد «شحات انور» وجود دارد، يك سبك جديد نيست. همان نغمات و آهنگ‌هايی است كه ديگران خوانده‌اند، منتها با يك صدای جديد و الا چه تفاوتی بين تلاوت «احمد شبيب» و «شحات انور» وجود دارد. ما حتی نشانه‌های تقليد در بعضی از قرائت‌های قراء مصری را می‌بينيم، اگر نوار «سعيد زناتی» را شنيده باشيد، متوجه تقليد صددرصد شحات انور از «زناتی»خواهيد شد. حتی استاد «مصطفی اسماعيل» هم از «طه الفشنی»،«عبدالفتاح» و «منصور بداح» تقليد كرده است، «مصطفی اسماعيل» حتی گرفتگی‌های صدايش هم شبيه «منصور بداح» است.

با اين ديدگاه، «سبك» معنائی متفاوت خواهد داشت و منظور از سبك همان تفاوت در صوت است.

 

سبك از نظر لحنی جائی مطرح می‌شود كه بحث انتخاب رديف آهنگی و يا تعويض‌های مقامات و ارتباط مقام به مقام بعدی باشد كه هر كدام از اينها مرتبه‌ای از سبك هستند كه با اين تعريف، هيچ قاری مصری، صاحب سبك نيست.»

نظر «استاد ابوالقاسمی» را در مورد كيفيت و چگونگی داوری‌های صوت و لحن می‌پرسم، او با اعتقاد به اين‌كه اصولاً نمره دادن به قاری غلط است، ادامه می‌دهد: « اشكال اصلی ما اين است كه به قاری نمره می‌دهيم. قاريان ما بايد سطح بندی و كلاس بندی شوند كه اين كار ما را به داوری عادلانه‌تر، نزديك می‌كند.

و اما اينكه بعضی معتقدند، داوری صوت و لحن سليقه‌ای است، بله سليقه‌ای است. به هر حال اين آقای داور يك سليقه‌ای دارد، مهم اين است كه از داوران خوش سليقه استفاده شود. ضمن اينكه ما در داوری صوت و لحن بايد از افرادی استفاده كنيم كه خودشان قاريان خوب و ممتازی باشند؛ كسی كه خودش تلاوت خوبی ندارد، چگونه می‌تواند در مورد صوت و لحن نظر بدهد.»

+ نوشته شده در  88/07/14ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

پرندگان همه ستايش و نيايش خدا مى‏كنند

 

پرندگان همه ستايش و نيايش خدا مى‏كنند

سوره النور, آيه ۴۱
آيا ندانسته‏اى كه هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمين است براى خدا تسبيح مى‏گويند و پرندگان [نيز] در حالى كه در آسمان پر گشوده‏اند [تسبيح او مى‏گويند] همه ستايش و نيايش خود را مى‏دانند و خدا به آنچه مى‏كنند داناست

+ نوشته شده در  88/07/14ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهایی از استاد کامل یوسف

 

تلاوتهایی از استاد کامل یوسف

 

(*·.¸(`·.¸  سورة مريم ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم 1 - 36¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم 1 - 42 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم 22 - 57 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم 41 - 76 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم 2 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة طه 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة طه 1 - 47 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة طه 1 - 54 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة طه 83 - 114 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة طه 111 - 130 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الانبياء 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الانبياء 1 - 38 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الحج 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الحج 8 - 23 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الحج 1 - 11 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الحج 26 - 41 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة المؤمنون 1 - 33 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سوره المؤمنون غافر ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النور 18 - 27 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النور 27 - 33 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النور 35 - 52 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة الشعراء 52 - 122 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الشعراء 52 - 126 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النمل 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سوره النمل القصص ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة النمل 45 - 64 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سوره النمل القصص ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة القصص 12 - 28 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سوره العنكبوت الروم 1¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سوره العنكبوت الروم 2 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة العنكبوت 26 - 50 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة السجدة ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة الاحزاب 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الاحزاب 2 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الاحزاب 45 - 54 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة الاحزاب 54 - 63 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الاحزاب 55 - 62 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الاحزاب 63 - 72 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة سبأ 24 - 45 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة يس 60 - 83 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة يس 80 - 144 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سوره يس الصافات ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الزمر 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الزمر 46 - 56 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الزمر 56 - 70 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الزمر 61 - 75 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة فصلت 30 - 47 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة فصلت 47 - 54 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الشورى 13 - 36 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سوره الشورى الزخرف 1¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سوره الشورى 2 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الاحقاف 1 ¸.·´)¸.·*)

+ نوشته شده در  88/07/13ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

ابتهال هایی از شیخ محمد عمران

 

ابتهال هایی از شیخ محمد عمران

يارب الهدى
http://www.sendspace.com/file/vff0cv

سبحان محي العظام
http://www.sendspace.com/file/u6qqlo
أمنت بالله
http://www.sendspace.com/file/0vs1gq
الله ربي-كامل-
http://www.sendspace.com/file/qguctk
الليل أقبل
http://www.sendspace.com/file/jdweeu
الله ربي
http://www.sendspace.com/file/vekjgw
اللطف الخفي
http://www.sendspace.com/file/36h71y
العفو منك
http://www.sendspace.com/file/byjw76
آمنت بالله رب العرش
http://www.sendspace.com/file/ndnc3x
آمنت بالله خالق الأكوان
http://www.sendspace.com/file/0fkzlq
إلــــهي
http://www.sendspace.com/file/5tsqxs
إله الكون أنت لنا معين
http://www.sendspace.com/file/fug3ia
النور أشرق.
http://www.sendspace.com/file/bvwsna
تسبح لله كل الخلائق
http://www.sendspace.com/file/gh8bg3
ترقرق همسي
http://www.sendspace.com/file/9mijnr
بشرى لأمنة
http://www.sendspace.com/file/xpsjmh
بجلال ذاتك
http://www.sendspace.com/file/suembr
أنت السلام
http://www.sendspace.com/file/ztah9r
ربي اليك توددي
http://www.sendspace.com/file/7jcunk
ذو رأفة بالمؤمنين
http://www.sendspace.com/file/ehqbs8
حب الله.
http://www.sendspace.com/file/u57tvp
جميل العفو منك
http://www.sendspace.com/file/5dwf2a
جل من
http://www.sendspace.com/file/solre2
قد حل حبك
http://www.sendspace.com/file/ok3tvv
فى ليلة-رائعة جدا-
http://www.sendspace.com/file/ov9ayx
عنت الوجوه
http://www.sendspace.com/file/ij63m9
عنت الوجوه 2
http://www.sendspace.com/file/9tiqie
عبدك الجاني
http://www.sendspace.com/file/368qqi
من ذا سواك
http://www.sendspace.com/file/kk37mr
أدعو
http://www.sendspace.com/file/90atck
ما عبدت سواك
http://www.sendspace.com/file/wiyphe
لك لا لغيرك يا الهي أخشع
http://www.sendspace.com/file/gswyjc
كلنا يا رب أخطاء
http://www.sendspace.com/file/yli8n1
يارسول الله طال بي الحنين
http://www.sendspace.com/file/gle86c
يا ربنا الغفور
http://www.sendspace.com/file/zcb1qd
و في الخيرات
http://www.sendspace.com/file/lmpnrf
من يكشف الضر
http://www.sendspace.com/file/pfastz

+ نوشته شده در  88/07/12ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

چرا بايد نماز خواند؟

 

چرا بايد نماز خواند؟

 

نماز

براستي چرا بايد نماز خواند؟ اين سوالي است که خيليها به آن دچارند حتي نمازخوانها! متن زير را بخوانيد تا روشن شويد.

 

عبادت، وسيله تکامل و سعادت ماست و دستور خداوند به نماز، نوعى لطف و رحمت و راهنمايى است که ما را به کمال مى‌رساند; مثلا وقتى پدر و مادر، فرزندشان را به درس خواندن تشويق کرده و يا وادار مى‌کنند، به سود خود فرزند است و سعادت او را مى‌خواهند و اين امر از روى محبّت به فرزند است و گرنه به درس خواندن او نيازى ندارند.

آيات و روايات، فلسفه و حکمت تشريع نماز را چنين بيان کرده‌اند:

     1. ياد خدا: وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِکْرِى1; نماز را برپا دار تا به ياد من باشى.

     2. بازداشتن از گناه و زشتيها: إِنَّ الصَّلَوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَ الْمُنکَر2; همانا نماز ]انسان را در دنيا [از زشتيها و گناه باز مى‌دارد.

     3. پاکيزگى روح: ...إِنَّمَا تُنذِرُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَ أَقَامُواْ الصَّلَوةَ وَ مَن تَزَکَّى فَإِنَّمَا يَتَزَکَّى لِنَفْسِهِ‌ى وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ 3;... ]تو[ تنها کسانى را که از پروردگارشان در نهان مى‌ترسند و نماز برپا مى‌دارند، هشدار مى‌دهى و کسى پاکيزگى جويد تنها براى خود پاکيزگى مى‌جويد، و فرجام ]کارها[ به سوى خداست.

راستى چقدر لذت بخش است با خداى جهان آفرين به گفت‌وگو و مناجات پرداختن! و روحى به عظمت تمام هستى يافتن و با خداى هستى هم سخن شدن!

     4. يارى جستن از نماز در مسير تکامل: وَ اسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَ الصَّلَوةِ وَ إِنَّهَا لَکَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَـشِعِينَ 4; از شکيبايى و نماز يارى جوييد، و به راستى اين کار گران است، مگر بر فروتنان.

     5. پاک شدن از کبر و غرور: حضرت فاطمة عليها السلام مى‌فرمايد: ...و الصلاة تنزيهاً من الکبر...;5...خداوند نماز را واجب کرد تا مردم از کبر و غرور پاک شوند....

     6. رستگارى: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُون * الَّذِينَ هُمْ فِى صَلاَتِهِمْ خَـشِعُونَ6; به راستى که مؤمنان رستگار شدند; همانان که در نمازشان فروتنند.

     در حديثى آمده است: نقش نمازهاى پنج گانه براى امت من همانند نهر آب زلالى است که از مقابل خانه آنان مى‌گذرد، اگر کسى روزانه پنج بار در اين نهر شست‌وشو کند، آيا به گمان شما باز هم بر بدن او آلودگى و پليدى خواهد ماند؟!.7

     و در حديثى ديگر امام باقر عليه السلام مى‌فرمايد: هنگامى که نمازگزار به سمت قبله براى نماز مى‌ايستد، خداوند رحمان و رحيم به او توجه ويژه مى‌کند.8

 

     نمازِ روزانه‌ي انسان، اظهار تشکر و سپاس دائمى او از اين همه نعمت و خوبيهايى است که خداوند به او داده است و نيز ثناگويى و تمجيد انسان از اين همه زيبايى و عظمت است که خداوند متعال دارد. هيچ کس براى تعريف و تمجيد از يک گل زيبا که در طبيعت روييده است به شما اعتراض نمى‌کند، امّا اگر زيبايى آن را نبينى، نابينايت مى‌شمرند و اگر ببينى و واکنش نشان ندهى و ستايش نکنى سرزنشت مى‌کنند که چرا ذوق و احساس ندارى و چقدر بددلى!

     در مضمون بعضى احاديث آمده است که: «انسان در حال نماز با خداى خود نجوا و گفت‌وگو مى‌کند و اگر انسان لذت اين گفت‌وگو را بچشد، هيچ گاه از حال نماز خارج نمى‌شود.9

     راستى چقدر لذت بخش است با خداى جهان آفرين به گفت‌وگو و مناجات پرداختن! و روحى به عظمت تمام هستى يافتن و با خداى هستى هم سخن شدن!

نماز

+ نوشته شده در  88/07/12ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوت قرآن با صدای محمد اصفهانی

 

تلاوت قرآن با صدای محمد اصفهانی

محمد اصفهانی

آنچه می شنوید قطعه ای از تلاوت مجلسی هنرمند نامی کشورمان استاد محمد اصفهانی است که در سن دوازده سالگی و به مناسبت 22بهمن سال 1357 مصادف با جشن پیروزی انقلاب اسلامی اجرا نموده است.

 

دانلود

 

+ نوشته شده در  88/07/11ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوت سوره فرقان با صدای حامد ولیزاده

 

تلاوت سوره فرقان با صدای حامد ولیزاده

سوره فرقان

 

+ نوشته شده در  88/07/10ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

دانلود مقطع ابتدایی ابتهال امیر المومنین با صدای حامد ولیزاده

 

دانلود مقطع ابتدایی ابتهال امیر المومنین با صدای حامد ولیزاده

 

امیر المومنین

+ نوشته شده در  88/07/09ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهایی از استاد علی محمود

+ نوشته شده در  88/07/09ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

آفرینش زمین در 6 روز

بر طبق قرآن, آفرينش اين جهان در شش روز يا شش هنگام صورت گرفته است. اين موضوع در ۱۰ آيه شرح داده شده است

۱- سوره: ۷ , آیه: ۵۴

در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى‏پوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده‏اند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان

۲- سوره: ۲۵ , آیه: ۵۹

همان كسى كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش روز آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت رحمتگر عام [اوست] در باره وى از خبره‏اى بپرس [كه مى‏داند]

۳- سوره: ۵۷ , آیه: ۴

اوست آن كس كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش استيلا يافت آنچه در زمين درآيد و آنچه از آن برآيد و آنچه در آن بالارود [همه را] مى‏داند و هر كجا باشيد او با شماست و خدا به هر چه مى‏كنيد بيناست

۴- سوره: ۱۱ , آیه: ۷

و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد و عرش او بر آب بود تا شما را بيازمايد كه كدام‏يك نيكوكارتريد و اگر بگويى شما پس از مرگ برانگيخته خواهيد شد قطعا كسانى كه كافر شده‏اند خواهند گفت اين [ادعا] جز سحرى آشكار نيست

۵- سوره: ۳۲ , آیه: ۴

خدا كسى است كه آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريد آنگاه بر عرش [قدرت] استيلا يافت براى شما غير از او سرپرست و شفاعتگرى نيست آيا باز هم پند نمى‏گيريد

۶- سوره: ۱۰ , آیه: ۳

پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد سپس بر عرش استيلا يافت كار [آفرينش] را تدبير مى‏كند شفاعتگرى جز پس از اذن او نيست اين است‏خدا پروردگار شما پس او را بپرستيد آيا پند نمى‏گيريد

۷- سوره: ۵۰ , آیه: ۳۸

و در حقيقت آسمانها و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است در شش هنگام آفريديم و احساس ماندگى نكرديم

اين شش روز, در آيات زير شرح داده شده اند

۸- سوره: ۴۱ , آیه: ۹

بگو آيا اين شماييد كه واقعا به آن كسى كه زمين را در دو هنگام آفريد كفر مى‏ورزيد و براى او همتايانى قرار مى‏دهيد اين است پروردگار جهانيان

۹- سوره: ۴۱ , آیه: ۱۰

و در [زمين] از فراز آن [لنگرآسا] كوهها نهاد و در آن خير فراوان پديد آورد و مواد خوراكى آن را در چهار روز اندازه‏ گيرى كرد [كه] براى خواهندگان‏ درست [و متناسب با نيازهايشان] است

۱۰- سوره: ۴۱ , آیه: ۱۲

پس آنها را [به صورت] هفت آسمان در دو هنگام مقرر داشت و در هر آسمانى كار [مربوط به] آن را وحى فرمود و آسمان [اين] دنيا را به چراغها آذين كرديم و [آن را نيك] نگاه داشتيم اين است اندازه‏ گيرى آن نيرومند دانا

بعضيها با توجه به سه آيه بالا, ادعا مي کنند که جمع آفرينش در هشت روز بوده است و نه در شش روز و در نتيجه قرآن را داراي تناقض مي دانند
اين در حالي است که مشخصا چهار روز اشاره شده در بالا , شامل دو روز اول نيز مي باشد و در نتيجه مجموع آنها باز هم شش مي ماند
بنابراين به طور خلاصه مي توان اشاره كرد كه آفرينش در شش مرحله يا روز صورت پذيرفته است. در دو روز اول زمين و دنياي مادي آفريده شده است و بعد مواد مورد نياز حيات در دو روز بعدي خلق شده است. در نهايت در دو روز نهايي آفرينش آسمانها و حيات معنوي صورت پذيرفته است .

 

منبع : پارس قرآن

+ نوشته شده در  88/07/09ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهایی از استاد شحات محمد انور

+ نوشته شده در  88/07/08ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهایی از استاد عبدالفتاح طاروطی

 

تلاوتهایی از استاد عبدالفتاح طاروطی

الفرقان

الكهف ومريم

الحديد والمزمل

النمل

قصار السور

 

+ نوشته شده در  88/07/08ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

ابتهال علی المصطفی با صدای استاد سید کریم موسوی

 

ابتهال علی المصطفی با صدای استاد سید کریم موسوی

سید کریم موسوی

 

علی المصطفی

 

+ نوشته شده در  88/07/07ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تفاسير مهم شيعه

شيعيان از آغاز تاريخ خود، به عنوان پيروان امام علي (ع) نقش چشمگيري در تعالي فرهنگ قرآني و تبيين و تفسير وحي داشتند. زيرا آنان پس از پيامبر (ص) بنا بر وصيت حضرت رسول (ص) به اهل بيتش مراجعه نمودند و از آنجا که اهل بيت پيامبر (ص) بري قرآن جيگاه و نقش ويژه‏ي قائل بودند و امام علي (ع) در ميان همه مسلمين پس از پيامبر (ص) نخستين مفسر و باب علم نبي بود، با اقامه سنت نبوي و ترويج فرهنگ علوي به تفسير قرآن روي آوردند.

مفسران شيعه از زمان حضرت علي (ع) تا به امروز موفق شده‏اند هزاران جلد و صدها دوره تفسير قرآن را به عالم اسلام تقديم نميند. علامه بزرگوار شيخ آقا بزرگ طهراني در کتاب نفيس الذريعه تا سال 1362 هجري قمري از تعداد 354 دوره تفسير قرآن که به تفسير همه قرآن يا بخشي از آن پرداخته‏اند نام مي‏برد. بدون شک در طي بيش از نيم قرن اخير نيز افزون از دهها دوره تفسير به ين مجموعه گرانقدر افزوده شده است.

1- تفسير نمونه
عنوان معروف: تفسير نمونه مؤلف: يت الله ناصر مکارم شيرازي و جمعي از دانشمندان ولادت: 1347 ه.ق - 1926 ميلادي مذهب مؤلف: شيعه اثني عشري زبان تفسير: فارسي (به زبانهي انگليسي، عربي و اردو نيز ترجمه شده است) تعداد جلدها: 27 جلد معرفي تفسير: تفسير نمونه از متداول‏ترين تفاسير فارسي عصر ماست که به زبان ساده و گويا و قابل استفاده بري عموم به نگارش در آمده و مورد استقبال اقشار مختلف قرار گرفته است. ين تفسير شامل همه يات قرآن کريم بوده و مهم‏ترين ويژگي آن عصري و اجتماعي بودن است. زيرا مناسب با نيازها و پرسش‏هي عصر پيام قرآن را با زبان روز تبيين کرده و از مباحث فني و کلاسيک ادبي پرهيز نموده است. جلوه ديگر ين تفسير در گريش به جنبه‏هي هديتي و تربيتي است که مؤلفان آن را تعقيب مي‏کنند. شيوه ارائه مطالب در ين تفسير چنين است که در آغاز، پس از بيان نکات کلي و عام در هر سوره، به فضي حاکم بر سوره، سبک و سياق و موضوعات مهم مطرح شده در سوره اشاره مي‏شود، آنگاه به مضمون يه پرداخته و با روشي تحليلي مسائل زندگي و هديت انسان تشريح مي‏شود.(منبع سايت غدير)

2- تفسير قمي

 3- تفسير تبيان

 4- مجمع البيان
عنوان معروف: مجمع البيان في تفسير القرآن مؤلف: ابو علي الفضل بن الحسن الطبرسي ولادت: 468 ه. ق - 1076 ميلادي، وفات: 548 ه. ق - 1154 ميلادي مذهب مؤلف: شيعي اثني عشري زبان تفسير: عربي ين تفسير شريف به زبان فارسي نيز ترجمه و منتشر شده است تاريخ تاليف: 536 ه. تعداد جلد: 100 جزء در 5 مجلد معرفي تفسير: مجمع البيان به اتفاق آراء شيعه و اهل سنت، در جامعيت، اتقان، استحکام مطالب، بي نظير بودن ترتيب و تنظيم آنها و در روش تفسير و تبيين مفاهيم يات شريفه، منزلت خاص و جيگاه ويژه‏ي دارد. شيخ محمد شلتوت رئيس اسبق دانشگاه الازهر مي‏گويد: مجمع البيان در بين کتابهي تفسيري قرآن بي‏همتاست. (طبقات مفسران شيعه/ج 2). مجمع البيان شامل مباحثي چون قرائت، اعراب، لغات، بيان مشکلات، ذکر موارد معاني و بيان، شان نزول يات، رويات وارده و شرح و تبيين قصص و حکيات است. ين تفسير تا حد زيادي متاثر از تفسير التبيان شيخ طوسي است. (دانشنامه قرآن/ج 1، ص 750)

5- الميزان
عنوان معروف: الميزان في تفسير القرآن مؤلف: علامه محمد حسين طباطبائي ولادت: 1321 ه.ق - 1903 ميلادي، وفات: 1402 ه.ق. 1981 ميلادي. مذهب مؤلف: شيعي اثني عشريه زبان تفسير: عربي (به زبان فارسي نيز ترجمه شده است). تاريخ تاليف: 1375 ه.ق. تعداد جلدها: 20 جلد معرفي تفسير: الميزان يکي از بزرگترين آثار علمي علامه طباطبائي، به حق در نوع خود کم نظير و يکي از مهم‏ترين تفاسير قرون اخير در بين مسلمين است و پس از تفسير تبيان شيخ طوسي و مجمع البيان طبرسي بزرگترين و جامع‏ترين تفسير شيعي از نظر قوت علمي و مطلوبيت روش تفسيري است. ويژگي مهم ين تفسير به‏کارگيري روش تفسيري قرآن به قرآن است. يکي از ابعاد چشمگير الميزان پرداختن به مسائل روز چون حکومت، آزادي، عدالت اجتماعي و ... است که در هر بحث پس از بيان نظر اسلام و خصوصا شيعه به بررسي و پاسخ شبهات و اشکالات مخالفان مي‏پردازد. جنبه مهم ديگر ين تفسير عنيت به بحث‏هي علمي، فلسفي و کلامي است.

6- نور الثقلين
عنوان معروف: تفسير نور الثقلين مؤلف: شيخ عبد علي بن جمعة العروسي حويزي وفات: 1112 ه.ق - 1700 ميلادي. مذهب مؤلف: شيعه اثني عشري. زبان تفسير: عربي تعداد جلد: 5 جلد. معرفي تفسير: تفسير نور الثقلين تفسيري است روائي که در بر گيرنده بخشي از يات قرآن است که درباره آن روياتي از پيامبر اکرم و اهل بيت عصمت و طهارت وارد شده است. هدف مفسر، فقط گردآوري اخبار مربوط به يات است نه تييد آنچه نقل کرده، زيرا مؤلف به ين نکته تصريح مي‏کند که هدف از گردآوري فراهم آوردن فرصت تحقيق بيشتر در رويات تفسير است از ين رو حتي روياتي را که با اجماع شيعه مخالف بوده است نيز ذکر کرده است. به دليل آشنائي حويزي با مشکلات اخبار تفسيري، محققان کار وي را در مقيسه با ديگر گردآورندگان احاديث تفسيري، دقيق‏تر و با حسن سليقه بيشتر ارزيابي کرده‏اند.
 

+ نوشته شده در  88/07/07ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهایی از استاد سعید طوسی

تلاوتهایی از استاد سعید طوسی

 

بقره - قدر

 حجرات - ق
 
+ نوشته شده در  88/07/07ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوت ترتیل استاد سبزعلی

جزءها دريافت جزءها دريافت جزءها دريافت
جزء اول
20.2MB
جزء يازدهم
20.1 MB
جزء بيست و يکم
18 MB
جزء دوم
20.3 MB
جزء دوازدهم
20.8 MB
جزء بيست و دوم
18.3 MB
جزء سوم
20.7 MB
جزء سيزدهم
19.1 MB
جزء بيست و سوم
19 MB
جزء چهارم
20.8 MB
جزء چهاردهم
17.7 MB
جزء بيست و چهارم
18 MB
جزء پنجم
20.2 MB
جزء پانزدهم
19.6 MB
جزء بيست و پنجم
20 MB
جزء ششم
19.9 MB
جزء شانزدهم
19.7 MB
جزء بيست و ششم
18.4 MB
جزء هفتم
20.0 MB
جزء هفدهم
19 MB
جزء بيست و هفتم
19.2 MB
جزء هشتم
20.4 MB
جزء هجدهم
19.3 MB
جزء بيست و هشتم
19.2 MB
جزء نهم
20.3 MB
جزء نوزدهم
19.2 MB
جزء بيست و نهم
20 MB
جزء دهم
18.8 MB
جزء بيستم
19MB
جزء سي ام

+ نوشته شده در  88/07/06ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

عشق خداوند به بندگانش طبق آبات قرآنی

 

قرآن, سوره ۳, آيات ۳۱ و ۳۲

“بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است”
“بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد”

تصويري كه از خداوند در قرآن مجيد رسم شده است , متفاوت با تصويري است كه بعضي اديان بزرگ ديگر نمايش مي دهند. بر طبق نظر مسلمانان, رفتار خداوند مجموعه اي است از عشق و محبت به انسانهاي خوب و ابراز انزجار از انسانهاي بد. به اين موضوع حداقل در چهل آيه از آيات قرآن بر مبناي تصويري روشن از انسانهاي خوب و بد اشاره شده است. هدف اين مقاله اين است كه اين تصوير از انسانهايي كه خداوند آنها را دوست دارد برمبناي آياتي از قرآن تصوير شود.

همانطور كه در دو آيه بالا به آن اشاره شده است, قدم اول براي دريافت عشق خداوند, دنبال كردن مسيري است كه پيامبرانش به ما نشان داده اند. اين زيباترين تصويري است كه مي توان از عشق دو طرفه خالق و مخلوق ترسيم كرد. اگر خداوند را دوست داريد, قرآن شما را راهنمايي مي كند تا خود را آماده دريافت عشق خداوند بكنيد. ولي در عين حال به اين موضوع نيز اشاره شده است كه اگر از راه راستي كه پيامبران نشان داده اند پيروي نكنيد, مشمول عشق خداوند نخواهيد شد.ش

اين موضوع, احتياج به توضيحات بيشتري دارد تا منظور قرآن از راه درست و خصايل انسانهاي خوب آشكار شود. شايد بتوان گفت كه بارزترين مشخصه انسانهاي خوب كه در پنج آيه (۲:۱۹۵, ۳:۱۳۴, ۳:۱۴۸, ۵:۱۳ و ۵:۹۳) از آيات قرآن به آن اشاره شده است,نيكوكاري نسبت به بقيه انسانهاست. نيكوكاري مي تواند كمك به انسانهاي فقير, حمايت از يتيمان و يا حتي احترام به پدر و مادر باشد.ش

علاوه بر اين, بر طبق قرآن, انسانهايي كه خداوند دوستشان دارد انسانهايي هستند كه:ش

از خود در برابر گناه محافظت مي كنند (۳:۷۶, ۹:۴, ۹:۷
منصفانه قضاوت مي كنند (
۵:۴۲, ۴۹:۹, ۶۰:۸
در راه خدا تلاش و مجاهده مي كنند (
۶۱:۴
خود را براي خداوند خالص مي كنند (
۲:۲۲۲, ۹:۱۰۸
از كارهاي بد توبه مي كنند (
۲:۲۲۲
به خداوند توكل مي كنند (
۳:۱۵۹
و در برابرمشكلات صبور هستند (
۳:۱۴۶) ش

از سويي ديگر, خداوند فردي را دوست ندارد كه:ش

به او معتقد نباشد (۳:۳۲, ۳۰:۴۵
متكبر باشد (
۱۶:۲۳, ۴:۳۶, ۳۱:۱۸, ۵۷:۲۳
به ديگران بدي كند (
۳:۵۷, ۳:۱۴۰, ۴۲:۴۰
ناسپاس باشد (
۲:۲۷۶, ۲۲:۳۸
تجاوزكار باشد (
۲:۱۹۰, ۵:۸۷, ۷:۵۵
اسرافكار باشد (
۶:۱۴۱, ۷:۳۱
ديگران را گمراه كند (
۲:۲۰۵, ۵:۶۴, ۲۸:۷۷
عهد و پيمانش را بشكند (
۸:۵۸, ۴:۱۰۷
وبه داشتن مال و ثروت شادي كند (
۲۸:۷۶

 

+ نوشته شده در  88/07/05ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهای از استاد محمد عبدالعزیز حصان

 

تلاوتهای از استاد محمد عبدالعزیز حصان

 

الأحقاف

الأنفال

النساء

قصار السور

يس

يوسف

الزمر

+ نوشته شده در  88/07/04ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد

اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد

 

به عقیده ما مسلمین, قرآن سخن و وحی خداوند یکتاست. سخنی است که شنیدنش لرزه بر اندام می آورد. درون آدمی را نرم کرده و ذهن را متوجه ذکر خدا می کند. سخن خداوندی است که صاحب ملکوت آسمانها و زمين است و آگاه و دانا به ریز و درشت خلقت است. این است که ماقرآن را روشنگر و راهنما می دانیم و عقیده داریم که معجزه پیامبر است.

از طرفی هر انسان غیر مسلمانی که بدون تعصب و غرض قرآن را بخواند بر نظم و آهنگ دلنواز آن اذعان دارد. این خود شاهدی بر اعجاز کلامی قرآن است چرا که قرآن وحی بر پیامبری بی سواد بوده است. ولی چنان آهنگ کلامی قرآن زیبا بوده و چنان  معانی آن بر دل می نشسته که اعراب زمان پیابر را مسلمان کرده. اعرابی که خود سخنور بوده اند و شعرای بسیاری داشته اند در برابر نظم و آهنگ کلام خدا سر فرود آورده اند. از طرفی کفاری که تعصب چشمانشان را کور و گوشهایشان را سنگین کرده بود قرآن را نمی پذیرفتند. گاهی به پیامبر تهمت شاعری می زدند و گاهی قرآن را افسانه های پیشین می خواندند.

برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند. به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است:

۱- سوره ۲ آیات ۲۳ و ۲۴
و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كرده‏ايم شك داريد پس اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد. پس اگر نكرديد و هرگز نمى‏توانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد.
۲
- سوره ۱۷ آیه ۸۸
بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند.
۳
- سوره ۱۱ آیات ۱۳ و ۱۴
يا مى‏گويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد ده سوره برساخته‏شده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مى‏توانيد فرا خوانيد. و اگر آنها دعوت شما را نپذيرفتند بدانيد با علم الهي نازل شده و هيچ معبودي جز او نيست آيا با اينحال تسليم مي‏شويد؟
۴
- سوره ۱۰ آیات ۳۸ و ۳۹
يا مى‏گويند آن را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد سوره‏اى مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا مى‏توانيد فرا خوانيد.بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تاويل آن برايشان نيامده است كسانى [هم] كه پيش از آنان بودند همين گونه [پيامبرانشان را] تكذيب كردند.
۵
- سوره ۵۲ آیات ۳۳ و ۳۴
مى‏گويند آن را بربافته [نه] بلكه باور ندارند. پس اگر راست مى‏گويند سخنى مثل آن بياورند.

بر طبق این آیات خداوند ناباوران را به آوردن سوره ای شبیه قرآن فرا می خواند. کفار زمان پیامبر با همه سخن وریشان و تسلطشان به زبان عربی نتوانستند این کار را بکنند. آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک ، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند. اکنون که قرنها از این فرا خوانی قرآن می گذرد، عده ای از مخالفان قرآن که نه تنها نظم و زیبایی ظاهری قرآن را درک تکرده اند بلکه مفهوم و معنی قرآن را نیز متوجه نمی شوند، ادعا می کنند که تقلید از قرآن و نوشتن سوره ای مثل  سوره های قرآن کاری ساده است. بعضیها پا را فراتر گذاشته و اشعار حافظ و فردوسی و شاعران دیگر را برتر از قرآن می دانند. این عده خود درک نمی کنند که سخنور و شاعر برجسته ای چون حافظ خود به اعجاز قرآن اذعان داشته چرا که شعر میسروده و تفاوت شعر خود با قرآن را درک می کرده. قرآن برای این موضوع مثال عصای موسی را می آورد. وقتی که موسی عصای خود را به اذن خداوند تبدیل به مار کرد ، فرعون که احاطه علمی نداشت و تعصب چشمانش را کور کرده بود معجزه موسی را نمی پذیرفت در حالیکه جادوگران او که فرعون برای مبارزه با موسی فرا خوانده بود ، ضعف و محدودیت خود را درک می کردند  و با دیدن معجزه موسی ایمان آوردند. چرا که آنها بر خلاف فرعون می دیدند که کار موسی از عهده یک انسان خارج است و تنها یک قدرت مافوق طبیعی و برتر از عهده آن بر می آید.

در اینجا برای نشان دادن پوچی ادعای این افراد تصمیم گرفتم که از دید یک غیر مسلمان ولی بدون تعصب به این موضوع نگاه کنم. ببینم بدون در نظر گرفتن اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان آیا می توانم سوره ای مانند سوره های قرآن بنویسم یا نه. اگر در انتها اذعان کردم که اینکار نه تنها از عهده من بلکه از عهده هیچ انسانی بر نمی آید خط بطلانی می کشم بر ادعای مخالفین متعصب قرآن.
برای اینکار به کوتاهترین سوره قرآن توجه کردم. سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که تنها ده کلمه دارد:

إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ : ما تو را [چشمه] كوثر و فراوانی تعمت داديم
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ :  پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ : دشمنت‏ خودبى‏تبار و دست کوتاه از آینده خواهد بود

با خواندن این سوره متوجه می شویم که این سوره به صورت نظم است. پس اگر قرار باشد سوره ای مانند این بیاوریم باید به صورت نظم باشد. از طرفی کلمات نظم به دقت انتخاب شده اند. کوثر و انهر و ابتر هر سه چهار حرف دارند که نوشتن نظمی مثل آن را مشکل می کنند. در قدم بعد به دنبال این سه لغت در قرآن گشتم. متوجه شدم که این سه لغت تنها و تنها یکبار و آنهم در این سوره آمده اند. این یعنی اگر قرآن ساخته سخنان پیامبر می بود او باید با لغاتی که نه قبل و نه بعد از آن استفاده می کند شعر بگوید. این نوشتن سوره ای مثل این را بسیار مشکل می کند. ما شاید بتوانیم از سخن دیگران تقلید کنیم ولی اگر لازم بود که با لغاتی که هرگز استفاده نکرده ایم نظم بگوییم کار بسیار مشکلی می داشتیم. تا اینجا من فقط به نظم ظاهری قرآن نگاه کرده ام  و فعلا بسیار تحت تاثیر قرار گرفته ام.

در مرحله بعد به معنی و مفهوم سوره نگاه کردم. این تیر خلاصی بود برای من که ایمان بیاورم نه  تنها من بلکه هیچ انسان دیگری نمی تواند شبیه این سوره بیاورد. آیات پیشگویی هستند در مورد مخالفان پیامبر که در زمان پیامبر به حقیقت پیوست. پیامبر به اوج اقتدار رسید و خداوند نعمتش را بر او کامل کرد و دشمنانش همه کوتاه دست ماندند. هیچ انسانی هرگز نخواهد توانست آینده را پیشگویی کند. اگر اعراب زمان پیامبر در برابرنظم و آهنگ سوره کو ثر سر تسلیم فرد آوردند اکنون ما باید سر تعظیم بر مفهوم آن نیز فرود بیاوریم. این یعنی ما با درک اندکی که از قرآن داریم اگر بدون تعصب به کوچکترین سوره قرآن بنگریم اذعان می کنیم که این سوره سخن قدرتی است که دانای نهان و غیب است. خداند در قرآن می فرماید:

و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمى‏داند و آنچه در خشكى و درياست مى‏داند و هيچ برگى فرو نمى‏افتد مگر [اينكه] آن را مى‏داند و هيچ دانه‏اى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است.

سوره های دیگر هر کدام داستانی دگر دارند و عظمتی دگر. ما با دانش اندکمان تنها در حد و اندازه فهممان می توایم از قرآن استفاده کنیم و با توصل به خدا قرآن را راهنمای مسیرمان قرار دهیم.

 

+ نوشته شده در  88/07/04ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

مشخصات شيطان در قرآن


در قرآن كريم براى شيطان كه همان ابليس است اوصافى ذكر شده كه به خوبى اين موجود وسوسه گرو مكار را معرفى مى كند ما اينك با توجه به آياتى كه در اين زمينه وجود دارد بعضى از مشخصات شيطان را ذكر مى كنيم و براى هر كدام شاهدى از قرآن مى آوريم:
1 ـ شيطان دشمن آدم و فرزندان اوست:
ان الشيطان للانسان عدو مبين (يوسف /5)
همانا شيطان براى انسان دشمنى آشكار است.
2 ـ شيطان اغواگر و گمراه كننده است:
قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين(ص /82)
شيطان گفت: به عزت تو قسم كه همه آنها را اغوا خواهم كرد.
3 ـ يعدهم و يمنيهم وما يعدهم الشيطان الاغرورا (نساء /120)
به آنها وعده مى دهد و آنها را به آرزو وادار مى كند و شيطان به آنها جز غرور وعده نمى دهد.
4 ـ شيطان كارهاى زشت را در نظر انسان خوب جلوه مى دهد:
و زين لهم الشيطان اعمالهم فصدهم عن السبيل (نمل /24)
و شيطان اعمال آنها را در نظرشان زينت داد پس آنها را از راه حق باز داشت.
5 ـ شيطان امر به فحشاء و گناه مى كند:
الشيطان يعدكم الفقر و يامركم بالفحشاء (بقره /268)
شيطان به شما وعده فقر مى دهد و شما را به فحشاء امر مى كند.
6 ـ هر چند كه شيطان حيله گر و مكار است ولى كيد او ضعيف است:
ان كيد الشيطان كان ضعيفا (نساء /76)
همانا كيد و حيله شيطان ضعيف است.
7 ـ شيطان باعث فراموشى مى شود:
فانى نسيت الحوت و ما انسانيه الا الشيطان (كهف/63)
من ماهى را فراموش كردم و آن را از ياد من نبرد مگر شيطان.
فانساه الشيطان ذكر ربه (يوسف / 42)
شيطان ذكر خدا را از ياد او برد.
8 ـ شيطان ذريه دارد و زاد و ولد مى كند:
افتتخذونه و ذريته اولياء من دونى و هم لكم عدوّ (كهف /50)
آيا او (شيطان) و ذريّه او را اولياء خود قرار مى دهيد در حالى كه آنها براى شما دشمن هستند.
9 ـ گاهى شيطان با تيرهاى آسمانى (شهابها) هدف قرار مى گيرد:
ولقد زينا السماء الدنيا بمصابيح و جعلناها رجوماً للشياطين (ملك /5)
همانا آسمان نزديك را به وسيله چراغها زينت داديم و آنها را تيرهايى براى شياطين كرديم.
آنچه بر شمرديم تنها نمونه هايى بود از مشخصات و ويژگيهاى شيطان كه در قرآن كريم به آنها اشاره شده است.

+ نوشته شده در  88/07/04ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهایی از استاد محمد اللیثی

+ نوشته شده در  88/07/03ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

پايتخت بزرگ‌ترين دولت جهان

 

بنا برگزارش‌هاي مشهور تاريخي شهر کوفه در سال هفدهم هجري با انتخاب سلمان و حذيفه ساخته شد ليکن بنا بر روايات متعدد اين منطقه قدمتي به عمر بشريت دارد و حتي بنا بر برخي روايات، مسجد جامع کوفه منزل پيامبراني چون حضرت آدم و نوح بوده است.
پس از اسلام، پايتختي اين شهر در دوره ی اميرالمؤمنين(علیه السلام) جايگاهي ممتازتر از پيش يافت. پس از آن در دوره ی امام مجتبي(علیه السلام) و خصوصاً شهادت سيّدالشهداء(علیه السلام) در کانون توجهات قرار گرفت. در طول سال‌هاي پس از آن تا ظهور امام عصر(علیه السلام) همواره محلّ سکونت، اجتماع و توجه شيعيان بوده است.
رسول‌ اكرم(صلی الله علیه وآله) در حديثي طولاني‌ خطاب‌ به اميرمؤ‌منان(علیه السلام) فرمودند: «خداوند ولايت‌ تو را به‌ آسمان‌ها عرضه‌ نمود، آسمان‌ هفتم‌ سبقت‌ جست، پس‌ آن‌ را با عرش‌ زينت‌ بخشيد... آنگاه‌ كوفه‌ سبقت‌ جست، پس‌ آن‌ را با وجود تو زينت‌ بخشيد».1
امير مؤ‌منان(علیه السلام) در مورد پيوند ناگسستني‌ خود با كوفه‌ مي‌فرمايد: «اينجا شهر ما، جايگاه‌ ما و اقامتگاه‌ شيعيان‌ ماست».2

کوفه در آخرالزمان
پايتخت‌ دولت‌ كريمه‌ مهدي موعود(علیه السلام)

بنابرروايات متعدد، کوفه در آخرالزمان، پايتخت‌ دولت‌ كريمه‌ مهدي موعود خواهد شد و تمام مردم دنيا به اين شهر روي خواهند نمود. از امام‌ جعفر صادق(علیه السلام) پرسيدند: محلّ اقامت‌ حضرت‌ مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و محلّ اجتماع‌ مؤ‌منان‌ در هنگام‌ ظهور كجا خواهد بود؟ فرمودند:
«مركز حكومتش‌ كوفه، مركز قضاوت‌ و دادرسي‌اش‌ مسجد اعظم‌ كوفه، ستاد بيت‌المال‌ و محل‌ تقسيم‌ غنايم‌ مسلمانان‌ مسجد سهله، محلّ‌ مناجات‌ و خلوتش‌ تپه‌هاي‌ سپيد غريّين‌ (نجف‌ اشرف) مي‌باشد».3
امام‌ باقر(علیه السلام)‌ در اين‌ رابطه‌ مي‌فرمايد: «گويي‌ قائم(علیه السلام) را به‌ چشم‌ خود مي‌بينم‌ كه‌ با پنج هزار فرشته، از مكه‌ به‌ سوي‌ نجفِ كوفه‌ رفته، جبرئيل‌ در طرف‌ راست‌، ميكائيل‌ در طرف‌ چپ‌ و مؤ‌منان‌ در پيش‌ روي‌ آن‌ حضرت‌ قرار دارند. از آنجا سپاهيانش‌ را به‌ سوي‌ كشورها گسيل‌ مي‌دارد».4
ايشان در حديث ديگري فرمودند: «در حالي كه سه پرچم در كوفه به شدّت‌ درگير است، او وارد كوفه مي‌شود. پس‌ كوفه‌ براي‌ او مسخّر مي‌شود. او وارد كوفه‌ شده‌، بر فراز منبرش‌ قرار گرفته، به‌ ايراد خطبه‌ مي‌پردازد مردم‌ آن‌قدر اشك شوق‌ مي‌ريزند كه‌ متوجّه‌ سخنان‌ او نمي‌شوند».5
اميرمؤمنان‌ در ضمن‌ يك‌ حديث‌ طولاني‌ مي‌فرمايد: «آنگاه‌ به‌ سوي‌ كوفه‌ روي‌ مي‌آورد و اقامتگاهش‌ را در آنجا قرار مي‌دهد».6
و در فراز ديگري‌ از اين‌ حديث‌ مي‌فرمايد: «او و اهل‌بيتش‌ در رُحبَه سكونت‌ مي‌كنند... رُحبه اقامتگاه‌ حضرت‌ نوح‌(علیه السلام) بود. آنجا سرزمين‌ پاكيزه‌اي‌ است‌ و هرگز هيچ‌يك‌ از آل‌ محمد(علیه السلام) جز در يك‌ سرزمين‌ مقدس‌ سكني‌ نمي‌كنند و جز در يك‌ سرزمين‌ پاك‌ و پاكيزه‌ به‌ شهادت‌ نمي‌رسند».7
چند ماه بعد از حمله ی آمريکا به عراق، جمعي از دانشگاهيان عراقي براي بازديد و مذاکرات علمي به تهران آمده بودند. بعضي از استادان دانشگاهي که اشغالگران آمريکايي از آنان بازجويي کرده بودند، تعريف مي‌کردند: بخشي از سؤالات بازجوها با اين محتوا بوده که گفته شده کوفه و مسجد کوفه پايتخت امام زمان شماست؛ آيا الآن در آنجا دفتر و دستگاهي دارد، سامان‌دهي نيروهاي او در حال حاضر چگونه پيگيري مي‌شود و سؤالاتي از اين دست که از وجود اطلاعات جامع و دقيقي درباره ی امام عصر(علیه السلام) نزد آنان حکايت مي‌کرد.

گستره مكاني‌ كوفه‌ پس از ظهور

هنگامي‌ كه‌ حضرت مهدي(علیه السلام) حكومت‌ واحد جهاني‌ را بر اساس‌ عدالت‌ و آزادي‌ بنياد نهاده، كوفه‌ را به‌ عنوان‌ پايتخت‌ دولت‌ كريمه‌ قرار دهد، قطر آن‌ به‌ 54 ميل‌ (در حدود 110 كيلومتر) خواهد رسيد.8
امام‌ صادق(علیه السلام) در اين‌ رابطه‌ فرمودند: «چون‌ قائم‌ آل‌محمد(علیه السلام) قيام‌ كند، در پشت‌ كوفه‌ (نجف‌ اشرف) مسجدي‌ بنا مي‌نهد كه‌ داراي‌ هزار در‌ است و خانه‌هاي‌ اهل‌ كوفه‌ به‌ دو نهر كربلا متصل‌ مي‌شود».9
وقتي‌ کوفه به‌ صورت‌ پايتخت‌ دولت‌ كريمه‌ درآيد، همه ی مؤ‌منان‌ در آن‌ گرد آيند؛ چنان‌كه‌ در احاديث‌ فراوان‌ به‌ آن‌ تصريح‌ شده‌ است:
«براي‌ مردمان‌ روزي‌ فرا مي‌رسد كه‌ هيچ‌ مؤ‌مني‌ نباشد، جز اين كه‌ در كوفه‌ باشد و يا دلش‌ به‌ سوي‌ آن‌ پر كشد».10
«قيامت‌ برپا نشود جز اين كه‌ همه مؤ‌منان‌ در كوفه‌ گرد آيند».11
اين روايات با توجه‌ به‌ آمار انسان‌ها، طول‌ مدت‌ حكومت‌ حق‌ و گستره ی حكومت‌ آن‌ حضرت‌ به‌ شرق‌ و غرب‌ جهان، گرد آمدن‌ همه ی مؤ‌منان‌ در پايتخت، از وسعت‌ شكوهمند بي‌نظير شهر كوفه‌ در عصر ظهور حكايت‌ مي‌كند.
از روايات‌ رجعت‌ استفاده‌ مي‌شود كه‌ پايتخت‌ دولت‌ كريمه خاندان‌ وحي‌ در دوران‌ رجعت‌ نيز شهر كوفه‌ خواهد بود، مفضّل‌ در ضمن‌ يك‌ حديث‌ بسيار طولا‌ني‌ از امام‌ صادق(علیه السلام) در زمينه ی رجعت‌ سالار شهيدان‌ نقل‌ مي‌كند كه‌ فرمود:
«امام‌ حسين(علیه السلام) با اين‌ علم‌ها و لشكرها حركت‌ نموده، وارد كوفه‌ مي‌شود. آن‌ روز بيشتر مردمان‌ در آنجا گرد آمده‌اند، پس‌ كوفه‌ را سور دفاعي‌ و مركز فرماندهي‌ خود قرار مي‌دهد.12
در حديث‌ ديگري‌ از رجعت‌هاي‌ مختلف‌ امير مؤ‌منان، از جمله‌ در عهد فرمانروايي‌ امام‌ حسين(علیه السلام) و ديدارش‌ با اصحاب‌ صفين‌ در همان‌ محل‌ صفين، وحضور يكصد هزار نفر از اصحاب، كه‌ سي‌ هزار نفرشان‌ از كوفه‌ مي‌باشند، سخن‌ رفته‌ است.13 پايتخت‌ امير مؤ‌منان(علیه السلام) نيز در دوران‌ رجعت، نجف‌ اشرف‌ (ظهر كوفه) خواهد بود.14
لازم به ذکر است پيامبران‌ فراواني‌ در نجف‌ و كوفه‌ مدفون‌ هستند، از جمله‌ حضرت‌ آدم‌ و حضرت‌ نوح، كه‌ در داخل‌ ضريح‌ مقدس‌ امير مؤ‌منان(علیه السلام) مدفون‌ مي‌باشند.15
در پيشگويي‌هاي‌ پيشوايان‌ معصوم‌(علیه السلام) احاديث‌ فراواني‌ درباره ی كوفه‌ در آستانه ی ظهور آمده‌ است‌؛ از آن جمله:
ـ هنگامي‌ كه‌ شكافي‌ در فرات‌ پديد آيد و آب‌ فرات‌ به‌ كوچه‌هاي‌ كوفه‌ برسد، شيعيان‌ آماده ی ظهور باشند.16
ـ اي‌ جابر، چگونه‌ ممكن‌ است‌ ـ امر ظهور ـ واقع‌ شود، در حالي‌ كه‌ كشت‌ و كشتار فراوان‌ در ميان‌ حيره‌ و كوفه‌ رخ‌ نداده‌ است.17
ـ هنگامي‌ كه‌ در حجازتان‌ آتش‌ پديد آمد و آب‌ در نجفتان‌ روان‌ گرديد، ظهور قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف)خود را اميدوار باشيد.18
ـ هنگامي‌ كه‌ اين‌ نجف‌ شما را سيل‌ و باران‌ فرا گيرد و در سنگ‌ها و سنگ‌ريزه‌ها آتش‌ پديدار گردد، ظهور قائم‌ خود را اميدوار باشيد.19
سپاه‌ سفياني‌ وارد كوفه‌ مي‌شوند و احدي‌ را فروگذار نمي‌شوند جز اين كه‌ به‌ قتل‌ مي‌رسانند.20
ـ صد و سي‌ هزار نفر به‌ سوي‌ كوفه‌ گسيل‌ مي‌دارد، كه‌ در رَوحاء و فاروُق‌ فرود مي‌آيند، شصت‌ هزار نفر از آنها وارد كوفه‌ شده، در نخيله‌ ـ در كنار قبر حضرت‌ هود ـ مستقر مي‌شوند و در روز عيد تهاجم‌ مي‌كنند.21
سفياني‌ و همراهانش‌ خروج‌ كرده، هدفي‌ جز كشتن‌ آل‌ محمد و شيعيان‌ آنها را در سر نمي‌پرورانند. پس‌ لشكري‌ را به‌ سوي‌ كوفه‌ مي‌فرستد، پس‌ گروهي‌ از شيعيان‌ اهل‌بيت‌ را به‌ قتل‌ مي‌رسانند و به‌ دار مي‌آويزند.22

پی نوشت ها :

1. بحارالانوار، ج 27، ص 262؛ ج 60، ص 212.
2. تاريخ کوفه، ص 63.
3. بحارالانوار، ج 53، ص 11؛ حليـ[الابرار، ج 5، ص 384.
4. الارشاد، ج 2، ص 379.
5. الارشاد، ج 2، ص 380؛ الغيبـ[ طوسي، ص 469.
6. تفسير عياشي، ج 1، ص 165.
7. تفسير عياشي، ج 1، ص 166.
8. بحارالانوار، مجلسي، ج 53، ص 12.
9. الارشاد، مفيد، ج 2، ص 380.
10. رجال کشي، ص 24؛ خصائص الائمه شريف رضي، ص 36.
11. الغيبـ[ طوسي، ص 451.
12. مختصرالبصائر، ص 189؛ بحارالانوار، ج 53، ص 35.
13. بحارالانوار، ج 53، ص 74.
14. مختصر البصائر، ص 190.
15. وسائل الشيعه، ج 14، ص 384؛ ستدرک الوسائل، ج 2، ص 314؛
ج 10، ص 219.
16. الصراط المستقيم، ج 2، ص 258.
17. الارشاد، ج 2، ص 374؛ غيبت طوسي، ص 445؛ بحارالانوار، ج 52، ص 209.
18. الصراط المستقيم، ج 2، ص 258.
19. همان، ص 259.
20. اليقين، ص 423؛ بحارالانوار، ج 52، ص 219.
21. بحارالانوار، ج 52، ص 273؛ ج 53، ص 83.
22. تفسير العياشي، ج 1، ص 163؛ بحارالانوار، ج 52، ص 222.

منبع:ماهنامه موعود شماره 93

+ نوشته شده در  88/07/03ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوت هایی از استاد محمد رفعت

+ نوشته شده در  88/07/03ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

توصیه امام زمان (عج)به خواندن صحیفه سجادیه

 

توصیه امام زمان (عج)به خواندن صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه

به نقل از سایت ویژه امام سجاد (علیه السلام) ؛ محدث عظیم و سالک وارسته مرحوم مجلسی اول می‌فرماید: « در اوایل جوانی مایل بودم نماز شب بخوانم اما نماز قضا بر عهده‌ام بود و به همین دلیل احتیاط می‌کردم و نمی‌خواندم. خدمت شیخ بهائی رحمه الله عرض نمودم، فرمود: « نماز قضا بخوان.» اما من با خود می گفتم نماز شب خصوصیات خاص خود را دارد و با نمازهای واجب فرق می‌کند. یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم که امام زمان علیه السلام را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم. با شوق و شعف نزد او رفتم و سوالاتی کردم از جمله خواندن نماز شب. فرمود:« بخوان!»

عرض کردم:« یا بن رسول الله، همیشه دستم به شما نمی‌رسد! کتابی به من بدهید که به آن عمل کنم.»

فرمود:« برو از آقا محمد تاج کتاب بگیر!» در خواب گویا او را می‌شناختم؛ رفتم کتاب را از او گرفتم و مشغول خواندن بودم و می‌گریستم که از خواب بیدار شدم.

از ذهنم گذشت که شاید محمد تاج همان شیخ بهائی است و منظور امام از تاج، این است که شیخ بهایی ریاست شریعت را در آن دوره به عهده دارد.

نماز صبح را خواندم و خدمت ایشان رفتم. دیدم شیخ با سید گلپایگانی مشغول مقابله ی صحیفه سجادیه است.

ماجرا را برایش نقل کردم. فرمود:« انشاءالله به چیزی که می خواهی می‌رسی.»

یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم که امام زمان علیه السلام را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم. با شوق و شعف نزد او رفتم و سوالاتی کردم از جمله خواندن نماز شب. فرمود:« بخوان!»

بعد ناگهان یاد جایی که امام را در آن ملاقات کرده بودم، افتادم و به کنار مسجد جامع رفتم. در آنجا آقا حسن تاج را دیدم که از آشنایان قدیم بود. مرا که دید گفت:« ملا محمد تقی! من از دست طلبه ها به تنگ آمده‌ام. کتاب را از من می‌گیرند و پس نمی‌دهند. بیا برویم خانه یک سری کتب به تو بدهم.» مرا به خانه‌اش برد، در اتاقی را باز کرد و گفت:« هر کتابی را که می‌خواهی بردار!»

کتابی را برداشتم؛ ناگهان دیدم همان کتابی است که دیشب در خواب دیده بودم. « صحیفه سجادیه » بود. به گریه افتادم. برخاستم و بیرون آمدم.

گفت:« باز هم بردار!»

گفتم:« همین بس است.»

پس شروع نمودم به تصحیح و مقابله و آموختن صحیفه سجادیه به مردم. و چنان شد که از برکت این کتاب، بسیاری از اهل اصفهان مستجاب الدعوه شدند.

مرحوم مجلسی دوم می‌فرماید:« مجلسی اول چهل سال از عمر خود را صرف ترویج صحیفه کرد و انتشار این کتاب توسط او باعث شد که اکنون خانه‌ای نیست که صحیفه در آن نباشد. این حکایت بزرگ باعث شد بر صحیفه شرح فارسی بنویسم که عوام و خواص از آن بهره‌مند شوند.»


منابع:

امام شناسی، ‌ج 15، ص 49و 50

بحارالانوار،‌ ج 110‌، ص 51 به بعد

+ نوشته شده در  88/07/03ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران 17 تا 20 مهر برپا می‌شود

جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران 17 تا 20 مهر برپا می‌شود
مسابقات- همشهري آنلاين:
بيست و چهارمين جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران با حضور 450 نفر از آقايان و بانوان دانشجوی برگزيده مراحل مختلف دانشگاهی، در 8 رشته قرآنی 17 تا 20 مهر در مشهد مقدس برگزار می‌شود

«عيسی عليزاده» دبير بيست و چهارمين جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: شركت كنندگان در اين جشنواره قرآنی، شامل برگزيدگان مراحل دانشگاهی، منطقه‌ای و سراسری وزارت علوم، تحقيقات و فن‌آوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، دانشگاه پيام نور، دانشگاه علمی ــ كاربردی، دانشگاه آزاد اسلامی، مراكز تربيت دانشجوی آموزش و پرورش و دانشكده علوم قرآنی هستند.

معاون فعاليت‌های قرآنی سازمان فعاليت‌های قرآنی دانشجويان كشور اظهار كرد: تقويم برگزاری اين جشنواره همه ساله در ارديبهشت ماه بسته می‌شد، اما امسال به دليل برخی مشكلات كه در نهادهای برگزار كننده از جمله وزارت علوم بوجود آمد، مسابقات در موعد مقرر برگزار نشد و به همين خاطر از دبيرخانه و شورای هماهنگی فعاليت‌های قرآن و عترت دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالی درخواست شد كه برگزاری مسابقات را به تعويق بيندازيم كه اين مطلب نيز در شورا مطرح شد و در نهايت موافقت شد كه اين جشنواره طی نيمه دوم مهرماه در مشهد مقدس برپا شود.

جهاد دانشگاهی واحد خراسان رضوی ميزبان جشنواره قرآن امسال است

عليزاده تصريح كرد: ميزبان جشنواره در شهر مشهد، جهاد دانشگاهی واحد خراسان رضوی است، زيرا جشنواره در هر شهری كه برگزار می‌شود، جهاد دانشگاهی آن شهر ميزبان بومی و محلی مسابقات است.

وی در ادامه گفت: از يك مجموعه نهادهای استانی و مراكز مشاركت كننده نيز در اين زمينه استفاده می‌كنيم، همچنين برنامه‌ريزی جشنواره انجام شده و هيات داوران نيز مشخص شده است.

معاون فعاليت‌های قرآنی سازمان فعاليت‌های قرآنی دانشجويان كشور اظهار كرد: در نظر داريم بعد از ظهر روز 17 مهرماه پذيرش دانشجويان را در دستور كار داشته باشيم و روز 20 مهرماه نيز مراسم اختتاميه مسابقات برگزار می‌‌شود.

طرح كتابخوانی «اُلفت» در جشنواره ملی قرآن برگزار می‌شود

عليزاده عنوان كرد: هم‌چون سال‌های گذشته يكی از فوق برنامه‌های ما در اين جشنواره، طرح كتابخوانی «اُلفت» است كه طرح شناخته شده‌ای برای شركت كنندگان به شمار می‌رود، در اين طرح يكی از كتب تفسير قرآن كريم را معرفی می‌كنيم و دانشجويان شركت كننده به مدت يك ساعت به صورت حضوری ‌‌كتاب را مطالعه می‌كنند و بعد، از همان كتاب مسابقه‌ای برگزار می‌شود، همچنين در نظر داريم مراسم شبی با قرآن را با حضور دانشجويان در يكی از رواق‌های آستان قدس رضوی برگزار كنيم.

دبير بيست و چهارمين جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران اظهار كرد: برگزاری جشنواره در مشهد مقدس اين خاصيت را دارد كه اكثر شركت كنندگان از حضور در اين جشنواره رضايت دارند، زيرا مشهد يك شهر زيارتی است و خيلی‌ها آرزوی سفر به اين شهر مقدس را دارند تا به اين وسيله بارگاه ملكوتی امام هشتم را زيارت كنند.

معاون فعاليت‌های قرآنی سازمان فعاليت‌های قرآنی دانشجويان كشور تصريح كرد: جهاد دانشگاهی مشهد واحد خراسان رضوی يكی از منسجم‌ترين واحدهای جهاد دانشگاهی است و تجربه موفق برگزاری چند دوره جشنواره را در گذشته دارد.

عليزاده گفت: افتتاحيه و اختتاميه اين جشنواره در تالار رازی دانشگاه علوم پزشكی مشهد برگزار می‌شود، همچنين مسابقات قرآن نيز در چند سالن جنبی اين دانشگاه برپا خواهد شد و بانوان و آقايان به تفكيك در چهار سالن به رقابت می‌پردازند.

داوران جشنواره تركيبی از داوران بين‌المللی، كشوری و بومی شهر مشهد است

وی افزود: داوران اين مسابقات از تركيب داوران بين‌المللی، كشوری و داوران بومی شهر مشهد انتخاب شده‌اند، البته داوران مشهدی داورانی هستند كه در مسابقات بين‌المللی داوری كرده‌اند و شناخته شده هستند.

دبير بيست و چهارمين جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران اظهار كرد: امسال حساسيت مسابقات از سال‌های گذشته بيشتر است، زيرا برگزيدگان اين دوره و برگزيدگان دوره بعد در يك مسابقه قرآنی مشترك شركت می‌كنند و نفر برگزيده آن مسابقه به سومين دوره مسابقات بين‌المللی قرآن دانشجويان مسلمان راه می‌يابد.

عليزاده تصريح كرد: ما از قبل اعلام كرده‌ايم كه در نظر داريم برای سومين دوره مسابقات بين‌المللی قرآن دانشجويان مسلمان، بانوان نيز به عنوان متسابق شركت داشته باشند تا در دو رشته حفظ و قرائت قرآن كريم با ديگر دانشجويان به رقابت بپردازند و اين موضوع را در شورای سياست‌گذاری پيگيری می‌كنيم كه خود اين اعلام نيز حساسيت مسابقات را افزايش داده است.

وی افزود: اين مسابقات در رشته‌های قرائت تحقيق، قرائت ترتيل، ترجمه، تفسير، حفظ پنج جزء، 10 جزء، 20جزء و كل قرآن كريم برگزار می‌شود، البته مسابقات ترجمه و تفسير قرآن كريم به صورت مشترك برگزار می‌شود و پنج نفر برگزيده مسابقات سراسری در هر رشته معرفی خواهند شد.

سلیمی، رئیس هیئت داوران و مهکام، ناظر جشنواره ملی قرآن هستند

معاون فعاليت‌های قرآنی سازمان فعاليت‌های قرآنی دانشجويان كشور گفت: در اين دوره از مسابقات رئيس هيئت داوران و اجرای برنامه افتتاحيه و اختتاميه برعهده استاد «عباس سليمی» است و «حبيب مهكام» ديگر پيشكسوت قرآنی كشورمان نيز به عنوان ناظر در جريان مسابقات حضور خواهد داشت، همچنين «محمدرضا پورمعين» مجری برنامه خواهد بود.

عليزاده در پايان يادآور شد: در نظر داريم مسابقات قرائت قرآن كريم ويژه آقايان به صورت مستقيم از شبكه قرآن و معارف سيما پخش شود و راديو قرآن نيز اين مسابقات را به صورت زنده پوشش دهد. 

+ نوشته شده در  88/07/02ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهایی از استاد محمد عبد الوهاب الطنطاوي

 

تلاوتهایی از استاد محمد عبد الوهاب الطنطاوي

الإنسان

فصلت

النحل

النمل

القصص

+ نوشته شده در  88/07/01ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

استخاره

يكى از چيزهايى كه مردم مسلمان به آن معتقداند و از آن نتيجه گرفته اند، استخاره با قرآن است . (يعنى مشورت كردن با خدا) بعضى ها در كارى كه مى خواهند انجام دهند حيرانند كه آيا انجام دهند يا نه ؟ آيا انجام دادن آن صلاح است يا نه ؟ آيا عاقبتش خوب است يا بد، براى اين كه وضعشان روشن شود با خدا مشورت مى كنند و به قرآن تفال مى زنند و طبق آن هم عمل مى كنند و به نتيجه هم مى رسند.
بعضى اوقات چنان استخاره طبق ميل و آيه مطابق نيت مى آيد كه انسان تعجب مى كند! گاهى شده كه حتى اسم افراد و مقصد آنان در آيات آمده ، و ايشان را راهنمايى و هدايت كرده است . براى مثال به چند مورد اشاره مى كنيم :
استخاره فيض كاشانى
1- نقل شده : مرحوم فيض كاشانى (ره ) به جهت سفر تحصل علم ، با قرآن مجيد استخاره گرفت ، اين آيه آمد و او را راهنمايى نمود.
فلولا نفر من كل فرقه منهم طائفه ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلكم يحذرون (183)
پس چرا از هر طايفه اى جمعى از شهر و ديار خود بيرون نمى رود (و در طلب علم كوشش نمى كنند) تا در دين فقيه شوند و موقع مراجعت علم و دين را كه آموخته اند به قوم خود بياموزند. شايد آنان هم از خدا بترسند.
همين آيه باعث شد كه مرحوم فيض (ره ) به دنبال تحصيل علم رود كه آخرالامر هم يكى از علماى بزرگ اسلام و صاحب تاليفات شد.
استخاره كاشف الاسرار
2- صاحب كتاب كاشف الاسرار گويد: در نجف اشرف رفيقى داشتم به نام ملا يوسف . از قرآن استخاره اى گرفت اين آيه آمد:
((يوسف اعرض عن هذا))(184)
آيه با صراحت اسم او را برده و او را از قصدى كه داشته بر حذر نمود و از حيرانى نجاتش داد.
استخاره ملا ابراهيم
3- نيز مى نويسد: رفيق ديگرى داشتم به نام ملا ابراهيم ، وى براى آمدن به ايران با قرآن استخاره گرفت ، اين آيه آمد:
((يا ابراهيم اعرض عن هذا(185) ))
در اين استخاره هم با صراحت اسم صاحب استخاره برده شده و نيز از آمدن به ايران برحذر داشته است .
استخاره شيخ على اكبر نهاوندى
4- مرحوم شيخ على اكبر نهاوندى نقل مى كند كه : در بالاى سر قبر اميرالمؤ منين (عليه السلام ) براى اين كه بدانم كدام يك از دو استادم (يكى شيخ محمد حسن صاحب جواهر و ديگرى شيخ مرتضى انصارى صاحب مكاسب و رسائل ) نفعشان براى اسلام و مردم بيشتر است ، با قرآن استخاره كردم اين آيه آمد:
كلتا الجنتين اتت اءكلها و لم تظلم منه شيئا(186)
آن دو باغ كاملا ميوه هاى خود را بدون هيچ آفت و نقصان مى دهند.
اين آيه مى فهماند كه هر دوى اين علما نفعشان براى اسلام و طلاب و مردم يكسان است . صاحب جواهر با نوشتن يك دوره فقه مفصل و شيخ مرتضى انصارى با نوشتن كتاب مكاسب در فقه استدلالى و رسائل در علم اصول ، به دين خدمت كردند.
استخاره امام حسين
5- محمد حنيفه درباره رفتن به كربلا، از امام حسين (عليه السلام ) تقاضا كرد استخاره كند. وقتى آن حضرت استخاره كرد اين آيه آمد:
كل نفس ذائقه الموت و انما توفون اجوركم يوم القيامه (187)
هر نفسى شربت مرگ را خواهد چشيد و همه شما حتما در روز قيامت به مزد اعمال خود كاملا خواهيد رسيد.
تقاضاى استخاره ديگرى نموده ، آن جناب نيز دوباره استخاره كرده و اين آيه مباركه آمده :
اينما تكونوا يدرككم الموت و لو كنتم فى بروج مشيده (188)
هر كجا باشيد اگر چه در كاخ ‌هاى بسيار محكم ، مرگ شما فرا خواهد رسيد و از مرگ به هيچ چاره اى رهايى نيابيد.
چون استخاره براى رفتن سفر كربلا است هر دو آيه ، خبر از مرگ و مردن مى دهند.
استخاره براى شرب خمر
6- در زمان فيض كاشانى يكى از پزشگان ، براى برطرف شدن مرض يكى از بيمارانش شرب خمر تجويز نمود، آن شخص پيش مرحوم فيض (ره ) آمد و استخاره گرفت . وقتى استخاره كرد اين آيه شريفه آمد.
عفا الله عما سلف و من عاد فينتقم الله منه و الله عزيز ذوانتقام (189)
خداوند از اعمالى كه در زمان گذشته انجام داديد درگذشت ((و شما را به واسطه آنان عذاب نمى كند)) ولى اگر بار ديگر به مخالفت برخواستيد، خداوند از شما انتقام خواهد كشيد؛ زيرا خداوند مقتدر است و از همه خلاف كاران انتقام مى كشد.
در اين آيه از شرب خمر منع مى كند و مى فرمايد: اگر به دستور دكتر عمل كنى و شرب خمر نمايى ، خداوند تو را عذاب خواهد كرد.(190)
استخاره يكى از دوستان
7- روزى با يكى از دوستان درباره مشكلات زندگى صحبت مى كرديم ايشان فرمود: روزى خرجى بنده تمام شده و راهى براى به دست آوردن روزى برايم نمانده بود.
به همسر خود گفتم : چه خوب است به خانه همسايه بروى و مبالغ پانصد تومان به عنوان قرض الحسنه براى امرار معاش بگيرى .
موقعى كه ايشان آماده حركت شد گفتم : لحظه اى درنگ كن تا استخاره اى بگيرم . وقتى قرآن را باز كردم ، اين آيه شريفه آمد:
ام تسئلهم خرجا فخراج ربك خير و هو خير الرازقين (191)
اى رسول ما! آيا تو از اين مردم خرج و مزد مى خواهى ؟ ((هرگز از آنان مخواه )) خرج و مزدى كه خدا به تو دهد از هر چيزى بهتر است ، زيرا خدا بهترين روزى دهندگان است .
آن شخص مى گويد: من به همسرم گفتم : نرو! خداوند خرجى ما را از جانب خود حواله نمود. و من سريعا از خانه خارج شدم . موقعى كه از خانه بيرون آمدم ، چشمم به شخصى كه مدتها مبلغى به او داده بودم و او نمى داد و من از او مايوس شده بودم افتاد. وقتى او را ديدم با حال نااميدى گفتم ، آيا من گناه كرده ام كه به تو قرض داده ام ؟
آن شخص فورا گفت : برو درب مغازه و از فرزندم بگير. وقتى به درب مغازه رسيدم ، در حالى كه يقين داشتم خبرى از پول نيست فرزندش مرا صدا زد و مبلغى را كه طلبكار بودم پس داد.
ملاحظه فرماييد چگونه اين آيه هم مثل ديگر آيات مطابق با نيت مى آيد.
تفال شهيد ثانى و اولاد پسر
شيخ زين الدين عاملى ملقب به شهيد ثانى ، در يكى از كتاب هايش داستانى را بدين شرح نقل كرده : زمانى به قسطنطنيه سفر كرده بودم . روزى به همراه جمعى از دوستان براى زيارت مرقد ابو ايوب انصارى كه بيرون شهر بود (و قبه و حرم دارد) بدان محل رفتيم ، در كنار مزار آن صحابى بزرگ ، تفالى به قرآن مجيد زدم تا از حال همسرم كه در وطن حامله بود مطلع شوم . چون قرآن را گشودم در ابتداى صفحه اين آيه آمد: ((و بشره بغلام حليم (192) )) سجده شكر به جاى آوردم و از خدا خواستم كه پسر خوبى نصيبم كند. بعد از مدتى نامه اى از وطن به دستم رسيد. در آن نوشته بود كه خداوند پسرى به تو عنايت كرده و اين مژده را قرآن جلوتر به من داده بود.(193)
با تفال به قرآن ، كتاب پيدا شد
حاج شيخ حسن خاتمى بروجردى كه يكى از زهاد بود نقل كرده است : من كتاب ارزشمند قواعد علامه را كه اثر يكى از علماى بروجرد بود و مدتى نزد من به عنوان امانت سپرده شده بود، به آقاى شيخ ابراهيم بروجردى به رسم عاريه داده بودم ، تا پس از سه روز بازگرداند؛ اما او فراموش كرده بود كه از چه كسى گرفته و من هم فراموش كرده بودم به چه كسى داده ام .
مدت ها از اين ماجرا گذشت ، تا اين كه روزى صاحب كتاب آمد و تقاضا كرد آن را رد نمايم ؛ هر چه گشتم آن را پيدا نكردم و هر چه به مغز خود فشار آوردم ؛ به ياد نياوردم كه به كدام يك از دوستان داده ام .
از هر دوست و آشنايى كه مى پرسيدم ، اظهار بى اطلاعى مى كرد. هنگامى كه از همه جا مايوس شدم ، روزى با خود فكر كردم كه ، تفالى به قرآن بزنم كه شايد كتاب پيدا شود.
(با طهارت ) قرآن را برگرفتم و با احترام و توجه كامل تفال زدم ، كه اين آيه شريفه آمد:
و اذا يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل (194)
(اى پيامبر) ((به ياد آور)) هنگامى را كه ابراهيم و اسماعيل ، پايه هاى خانه ((كعبه )) را بالا مى بردند...
از پى اين تفال به يادم آمد كه آقاى شيخ ابراهيم بروجردى ، كتاب را براى سه روز به عنوان عاريه گرفته است . به منزل ايشان رفتم و كتاب را خواستم . پرسيد: از كجا به ياد آوردى ، آيا كسى به تو گفت ، در جواب گفتم : آرى ، گفت : چه كسى ؟ گفتم قرآن . و ماجرا را نقل نمودم .(195)
جالب بود كه هم اسم امانت گيرنده بود. ((ابراهيم )) و هم اسم كتاب ((قواعد)) در آيه آمده بود.
بخش چهارم : انس با قرآن
يكى از مسائل بسيار مهم اسلامى و يكى از وظايف هر انسان مومن و معتقد، مانوس بودن با قرآن است .
اولا ما بايد قرآن بياموزيم و در مرحله بعد درست و صحيح تلاوت نماييم و بعد از آن در آياتش تدبر كرده ، و رابطه تنگاتنگ و جدى با آن داشته باشيم چرا كه قرآن ، كتاب كامل انسانساز و حاوى تمام برنامه ها و رموز تكامل است ، سخن خداوند متعال بوده و عمل به آن موجب پيروزى و رستگارى دنيا و آخرت است .
انس ، يعنى باره گرم ، علاقه آميخته با عشق و معرفت ، الفت ناگسستنى كه موجب اتصال و به هم پيوستگى مى شود.
مثلا مادر با كودك دلبندش و كودك شيرخوار به پستان و شير مادرش انس دارد و با مكيدن پستان مادر، نشاط پيدا مى كند.
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) علاقه اش به مرگ را، با كلمه انس تعبير نموده ، مثال انس كودك به شير مادر را ذكر كرده است و مى فرمايد:
والله لابن ابى طالب انس بالموت من الطفل بثدى امه (196)
به خدا سوگند، انس پسر ابى طالب به مرگ (شهادت ) از انس طفل شير خوار به پستان مادرش بيشتر است .
چنين علاقه اى يك انس حقيقى است . قطعا اگر با قرآن چنين پيوندى برقرار كنيم هم در دنيا و هم در آخرت رستگار مى شويم و حتى از دورى برادران دينى ، نيز دلتنگ نشده و خود را نمى بينيم .(197)
امير المؤ منين عليه السلام در اين باره مى فرمايد: هر كس به تلاوت قرآن انس گيرد، دورى برادران ايمانى او را دلتنگ و تنها نسازد.
اگر انسان خواسته باشد به چنين انسى برسد، نخست ، بايد عظمت قرآن را بشناسد و با تمام وجود درك كند كه قرآن غذاى كامل روح است و موجب رشد معنوى و تكامل همه جانبه او خواهد شد. شناخت قرآن ، اين است كه در آياتش ، تدبر كنيم و در محضر استادان و دانشمندان اسلامى از تفسير آن آگاهى يابيم .
خداوند درباره تدبر نكردن در آيات قرآن ، كافران و مسلمانان بى اعتنا به آن را سرزنش مى كند و مى فرمايد:
افلا يتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها(198)
(چرا كفار و عده اى از مسلمانان ) آيات قرآن را بررسى نمى كند؟ چرا چشمهاى قلب خود را بسته اند و در آيات الهى نمى انديشند ((آيا بر قلب هاى آنان قفل بدبختى و شقاوت )) خورده است ؟
علاوه بر تدبر، قرآن انسان را به تفكر در آيات الهى دعوت كرده است ؛
و چنين مى فرمايد:
كذلك نفضل الايات لقوم يتفكرون (199)
ما اين گونه ، آيات قرآن را براى گروهى كه ((صاحب فكرند)) و مى انديشند، شرح مى دهيم و بيان مى كنيم .
انس واقعى به قرآن داراى دو ركن اساسى و مهم است .
1- شناخت قرآن .
2- عشق ورزيدن به آن .
هر گاه انسان قرآن را بشناسد، به عظمت نازل كننده (خدا) و پيامبرى كه قرآن بر او نازل شده است پى مى برد، محتواى آياتش را در مى يابد و سپس با عشق به آن ، ارتباط فكرى و عملى برقرار مى كند و مى تواند ادعا كند كه با قرآن انس گرفته است وگرنه شكايت حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) مى شود كه به خداوند متعال عرض مى كند:
يا رب ان قومى اتخذوا هذا القرآن مهجورا!(200)
((پروردگارا! قوم من ، اين قرآن را ترك كردند و رها ساختند)). ( نه آن را خواندند و نه به آن عمل كردند يا اگر خواندند با بى اعتنايى از آن گذشتند و به آياتش عمل ننمودند.)
درباره انس ائمه معصومين (عليه السلام ) و متقين با قرآن ، نمونه هايى را متذكر مى شويم . (شايد ما هم انس حقيقى به قرآن پيدا كنيم و همدم آن شويم .)
انس على (عليه السلام ) با قرآن
حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) از آغاز اسلام ، و نبوت پيامبر گرامى (صلى الله عليه و آله ) كاتب وحى بود و به نگهدارى قرآن اهميت بسيار مى داد. در اين باره ام سلمه ( يكى از همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) مى گويد:
جبرئيل (سخن خدا را) به رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) ابلاغ مى كرد و آن حضرت آن را به على (عليه السلام ) املا مى نمود و ايشان مى نوشتند.(201)
انس اميرالمؤ منين (عليه السلام ) با قرآن به حدى بود كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله ) درباره او مى فرمود:
هذا على مع القرآن ، والقرآن مع على ، لا يفترقا حتى يردا على الحوض (202)
اين على (عليه السلام ) با قرآن و قرآن با على (عليه السلام ) است اين دو از هم جدا نمى شوند تا روز قيامت كنار حوض كوثر، بر من وارد شوند.
حضرت على (عليه السلام ) بسيار قرآن مى خواندند، آن هم تلاوت و تدبر و تفكر و با پياده كردن آن و به كار بستن دستورات و اجراى حدودش ، روح و روان خود را سيراب مى نمود.
كسانى كه با نهج البلاغه آشنايى كامل دارند، مى دانند كه ، عبارتهاى آن كتاب ، نشان از اين دارد كه آن حضرت ، نه تنها سخنانش را از متن و بطن قرآن استخراج كرده ، بلكه در 142 مورد تمام آيه يا قسمتى از آن را به طور مستقيم كنار گفتارش به كار برده است .
آن حضرت در زمان خلافتش ، در بازارهاى كوفه قدم مى زد و به راهنمايى مردم و كسبه بازار مى پرداخت . هنگامى كه از كنار فروشندگان عبور مى كرد، مكرر اين آيه را تلاوت مى فرمود:
تلك الدار الاخره تجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقين (203)
اين سراى آخرت (و بهشتها و نعمت هايش ) را تنها براى كسانى قرار مى دهيم كه در زمين اراده برترى جويى و فساد ندارند؛ و عاقبت براى پرهيزكاران است .
آنگاه چنين فرمود: اين آيه درباره زمامداران عادل و متواضع و ساير قدرتمندان جامعه نازل شده است .(204)
او به قدرى با قرآن مانوس بود كه حتى وقتى شمشير كينه مفسدان بر سرش فرود آمد، اندكى از خاك محراب را ((بنا بر قولى )) روى زخم سرش ريخت و اين آيه را تلاوت فرمود:
منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تاره اخرى (205)
ما شما را از خاك آفريديم و در آن باز مى گردانيم و بار ديگر نيز شما را از آن بيرون مى آوريم .
كوتاه سخن آن كه تمام ابعاد زندگى على (عليه السلام ) در ظاهر و باطن ، هماهنگ با قرآن بود، به طورى كه طرفداران حق ، او را قرآن ناطق خوانده اند.
محقق معروف اهل سنت ((محمد احمد نواوى مى نويسد: على (عليه السلام ) همه قرآن را حفظ كرد، بر اسرارش آگاه شد و گوشت و خونش با قرآن در آميخت .(206)
انس امام حسن (عليه السلام ) با قرآن
دومين امام شيعيان جهان ، دائما با قرآن مانوس بود و طبق مفاهيم آن عمل مى كرد و خود را فى طب آن مى دانست . موقع تلاوت قرآن وقتى به آيه ((يا ايها الذين امنو)) مى رسيد، فريادش بلند مى شد و مى فرمود: ((لبيك لبيك ))
گويا خداوند متعال ، مستقيم او را مخاطب قرار داده است و آيه ، فقط شامل حال او مى شود و او نيز با لبيك گفتن خود، جواب خدا را مى دهد.
امام (عليه السلام ) مانند بسيارى از مردم ، فقط، قرآن را تلاوت نمى نمود بلكه سعى مى كرد كه با تمام مفاهيم آن عمل نمايد (ولو بعضى از مفاهيم كه به نظر ما كوچك و بى ارزش ‍ مى آيد.)
انس بن مالك مى گويد: يكى از كنيزان امام حسن مجتبى (عليه السلام ) شاخه گلى به امام هديه كرد. حضرت آن را گرفت و فرمود: تو را در راه خدا آزاد كردم .
عرض كردم اى پيامبر به راستى شما به خاطر اهداى يك گل ناچيز او را آزاد كرديد؟ فرمود خداوند در قرآنش ما را چنين آموزش داده و ادب نموده است . بعد اين آيه را تلاوت فرمودند:
اذا حييتم بتحيه فحيوا باحسن منها او ردوها(207)
هنگامى كه كسى به شما تحيت گفت : با سخنى بهتر يا (اقلا) همان گونه به او پاسخ دهيد.
بعد فرمود:
(اى انس ) پاسخ بهتر، (آن كنيز) آزاد كردنش در راه خدا بود (من او را آزاد كردم تا به اين آيه عمل نموده باشم .)(208)
انس امام حسين (عليه السلام ) با قرآن
امام حسين (عليه السلام ) عاشق و دلباخته قرآن بوده و اكثر اوقات ، مشغول تلاوت آن ، بخصوص در دل شب ها كه با خداى خود خلوت مى كرد.
بعد از ظهر روز نهم محرم سال 61 هجرى قمرى ، هنگامى كه دشمن مى خواست به سوى خيمه ها، حمله كند، امام به برادرش عباس فرمود: برو و به آنها بگو امشب را به ما مهلت بدهند، خدا مى داند كه من نماز و تلاوت قرآن و دعا و استغفار را بسيار دوست دارم . امشب به ما مهلت دهند تا به مناجات ، تلاوت قرآن بپردازم .(209)
امام حسين (عليه السلام ) آن قدر با قرآن مانوس بود تا جايى كه سر بريده آن حضرت ، در چند جا به مناسب حال ، آياتى از قرآن را تلاوت فرمود: يكى از آنجاها در بازار كوفه بود. بعد از آن كه عبدالله دستور داده بود شهر كوفه را زينت كنند، و مردم در اطراف كوچه و بازار، براى تماشا ايستاده بودند، ناگاه متوجه كجاوه هاى بى روپوش حامل زن و فرزندان ماتم زده شدند، كه در بين آنها، سرهاى بريده شده حمل مى شود در حال حركت است . ناگاه صداى تلاوت قرآن به گوش مى رسد، مردم بهت زده و متحير با چشمانى پر از اشك متوجه آن صدا مى شوند و با شگفتى مى بينند، يكى از آن سرهاى بريده است كه قرآن تلاوت مى كند، چشم ها را در آن دوختند و حركت لبها را مشاهده مى كردند و مى خواستند بشنوند چه آيه اى را تلاوت مى كند.
زيد بن ارقم در اين باره گفته است : هنگامى كه سر مطهر امام حسين (عليه السلام ) را در كوچه هاى كوفه مى گرداندند، وقتى در برابر من رسيد، شنيدم اين آيات را تلاوت مى كرد:
ام حسبت ان اصحاب الكهف و الرقيم كانوا من اياتنا عجبا(210)
اى رسول ! آيا تو مى پندارى كه داستان اصحاب كهف و رقيم در ميان آن همه آيات خلقت آسمانى و زمينى از آيات عجيب ما است ؟!
از هيبت اين سخن و اعجاز سر بريده و تلاوت قرآن ، موى بر بدن من راست شد. گفتم : والله ! سر بريده تو كه تلاوت قرآن مى كند، از قصه اصحاب كهف و رقيم عجيب تر است !(211)
يكى ديگر از جاهاى مجلس يزيد بود. وقتى آن ملعون بر سر مقدس امام توهين كرد، سر بريده شده ، شروع به قرائت قرآن نمود و اين آيه را تلاوت كرد:
و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون (212)
و آنان كه ظلم و ستم كردند (در حق آل رسول و اهل ايمان ) به زودى خواهند دانست كه در دوزخ به چه كيفر گاهى انتقال پيدا مى كنند.
تلاوت اين آيات در آن مجلس باعث رسوايى يزيديان شد و حاضرين را منقلب نموده ، طورى كه عده اى مسلمان شدند!
انس امام سجاد (عليه السلام ) با قرآن
امام زين العابدين (عليه السلام ) چنان با قرآن انس داشت كه گويا با وجود آن ، كس ديگر را نمى ديد و آن را مونس حقيقى خود مى پنداشت ، تا جايى كه مى فرمايد:
اگر همه انسانهايى كه در بين مشرق و مغرب هستند، بميرند، چون قرآن با من باشد، از تنهايى باك و هراسى ندارم .
شيوه آن حضرت چنان بود كه هنگام تلاوت سوره حمد وقتى به آيه ((مالك يوم الدين )) مى رسيد، آن قدر تكرار مى كرد كه نزديك بود روح از كالبدش بيرون رود.(213)
روزى امام سجاد مشغول نماز بود، حالتى به او عارض شد و بر زمين افتاد. چون به هوش آمد، علت اين پيش آمدن را از او پرسيدند. فرمود: پيوسته آيه ((انى انا الله )) را با زبان قلبم تكرار كردم ، تا اين كه همان آيه را از زبان گوينده آن شنيدم . اندامم تاب ديدار او را نداشت ، از خود بى خود شدم ، و جسمم توانايى مشاهده قدرت او را از دست داد.(214)
نيز نقل شده است : شبى آن جناب براى عبادت برخاست ، در آن هنگام آب وضو بر ايشان حاضر كردند. آن حضرت دست در ظرف آب كرد تا وضو بگيرد، در اين اثنا به فكر آيات خلقت افتاده ، سر را بالا نمود و نظر به آسمان و به ماه و ستارگان انداخت و به فكر و انديشه در خلقت آنها مشغول شد. اين حالت همچنان ادامه يافت تا صبح فرا رسيد و موذن اذان گفت ، در حالى كه هنوز دست مبارك امام (عليه السلام ) در ظرف آب بود.(215)
امام سجاد (عليه السلام ) نه تنها فقط انس با قرآن داشت و در آيات آن تدبر و تفكر مى كرد، بلكه آيات آن را نيز به كار مى بست و به آنها عمل مى نمود.
روزى يكى از كنيزان امام سجاد (عليه السلام ) روى دست آن حضرت آب مى ريخت تا ايشان آماده نماز شود، ناگهان ظرف آب از دست كنيز افتاد و صورت مبارك آن حضرت آسيب ديد.
امام سر مبارك خود را بلند كرد و نگاهى به كنيز انداخت . او وحشت كرد و از ترس گفت : خداوند در قرآن فرموده است :
((والكاظمين الغيظ))(216)
(از جمله صفات مومنان اين است كه موقع غضب ) خشم و غضب خود را فرو مى برند.
حضرت فرمود: من هم خشم خود را فرو بردم . ((و تو را مجازات نمى كنم .)) كنيز جرئت پيدا كرد و گفت : قرآن مى فرمايد:
((والعافين عن الناس ))(217)
(ديگر از صفات آنان اين است كه ) مردم را در برابر جرمشان عفو كنند و از جرمشان مى گذرند.
امام فرمود: تو را عفو كردم . كنيز از اخلاق نيك امام استفاده كرد و گفت :
((والله يحب المحسنين ))(218)
خداوند نيكوكاران را دوست دارد.
امام فرمود: اى كنيز! تو در راه خدا آزاد هستى .(219)
انس حضرت رضا (عليه السلام ) با قرآن
حضرت على بن موسى الرضا (عليه السلام ) با قرآن مانوس بود و بيشتر اوقات آن را تلاوت مى نمود. به طورى كه گفته شده ايشان با مردم كمتر سخن مى گفت . پاسخ ‌ها و مثال هايى كه در ضمن گفتارش مى آورد، از قرآن نشات گرفته بود.
آن حضرت در هر سه شبانه روز يك بار، تمام قرآن را تلاوت مى كرد و مى فرمود: اگر بخواهم ، مى توانم در كمتر از سه روز آن را ختم كنم ؛ ولى هرگز به هيچ آيه اى نمى رسم ، مگر اين كه در معنى اش مى انديشم . درباره اين كه در چه موضوع و چه وقت نازل شده است ، فكر مى كنم . از اين رو در هر سه روز يك بار همه قرآن را تلاوت مى كنم .(220)
رجاء بن ابى ضحاك مى گويد: امام رضا (عليه السلام ) هنگامى كه شب در بستر خويش قرار مى گرفت ، بسيار قرآن تلاوت مى كرد، و آنگاه به آيه اى مى رسيد كه در آن از بهشت يا آتش دوزخ ياد شده بود، مى گريست و از خداوند بهشت را مى طلبيد و از آتش به او پناه مى برد.(221)
جالب توجه اين كه حضرت امام رضا (عليه السلام ) فرمود: اگر سوال شود كه چرا خداوند امر فرموده تا در همه نمازها فقط سوره حمد خوانده شود، در پاسخ مى گوييم : براى اين كه قرآن منروك نشود، همراه نمازگزاران با قرآن ارتباط داشته باشد و آن را از ياد نبرد، انتخاب سوره حمد از اين جهت است كه همه معارف و مفاهيم قرآن در آن جمع است .(222)
انس نفيسه با قرآن
نفيسه از نوادگان امام حسن مجتبى (عليه السلام ) و همسر اسحاق موتمن پسر امام جعفر صادق (عليه السلام ) است . او در اثر انس با قرآن حافظ آن شده بود و تفسير قرآن را خوب مى دانست .
گفته اند: او در منزل خود قبرى كنده بود و در آن نماز مى خواند و خدا را عبادت مى كرد. يكصد و نود بار در قبر، قرآن را ختم كرده بود، و بنابر نقلى شش هزار بار در قبر ختم قرآن نموده بود. وقتى به حال احتضار و جان كندن رسيد، مشغول تلاوت سوره مباركه انعام بود. چون به اين آيه رسيد:
لهم دار السلام عند ربهم و هو وليهم بما كانوا يعملون (223)
براى مومنان در پيشگاه خداوند دار سلامت و خانه آسايش است و خداوند دوستدار آن ها است براى اين كه نيكوكار بودند.
در اين حال شهادتين گفت و به رحمت حق پيوست .
او سالهاى آخر زندگى خود را در مصر گذراند. مردم آن سامان احترام و علاقه ويژه اى برايش قايل بودند، زيرا او دائما در حال عبادت و دعا بود، به درماندگان رسيدگى مى كرد و جلوى ظلم ستمگران را مى گرفت .
+ نوشته شده در  88/07/01ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهایی از استاد احمد احمد نعینع

 

تلاوتهایی از استاد احمد احمد نعینع

البقرة

ال عمران

الأنعام

مريم

النمل

الزمر

الفتح

قصار السور

+ نوشته شده در  88/06/31ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تأثيرات قرائت قرآن بر جوانان

شکوفائي تمايلات مذهبي

به عقيده ي روانشناسان، با فرا رسيدن ايام بلوغ، احساسات مذهبي و تمايلات ديني، در وجود نوجوانان بيدار مي شود، و آنان را شيفته ي فراگرفتن تعاليم روحاني مي سازد. اين خواهش فطري، در سنين بحراني بلوغ، شديد و سوزان است، و نوجوانان با علاقمندي و بي صبري، از پي مسائل مذهبي مي روند.
مکتب آسماني اسلام، در برنامه ي تربيت نسل جوان، اين فرصت کوتاه را بسيار مغتنم شمرده و آنرا سر فصل کتاب تربيت جوانان قرار مي دهد.

- روش تربيتي امام علي (ع)

مولود کعبه و مظهر عدالت و پرهيزکاري، خطاب به فرزند نازنينش حضرت امام حسن (ع) چنين فرمود:
« قلب کودک مانند زمني خالي از بذر و گياه است. هر تخمي که در آن افشانده شود، بخوبي مي پذيرد و در خود مي پرورد.
فرزند عزيز! از دوران کودکي تو استفاده نمودم، و پيش از آن که دل تربيت پذيرت سخت شود و مطالب گوناگوني عقلت را اشغال نمايد، خيلي زود در پرورش تو قيام کردم. »(1)

تأثير اعجاب انگيز قرآن

با توجه به انگيزه هاي فطري و کشش هاي دروني که در اعماق جان جوانان وجود دارد، و آنان را به راه فضائل اخلاقي و سجاياي انساني سوق مي دهد، امام صادق عليه السلام، در يک حديث کوتاه، تأثير اعجاب انگيز قرائت قرآن را بر روي جوانان، بيان مي فرمايند :
« هر که قرآن بخواند، و جوان و مؤمن باشد، قرآن با گوشت و خون او آميخته مي شود، و خدا او را با فرشتگاني بزرگوار که نويسندگان و حاملان قرآنند قرين مي سازد، و قرآن در روز باز پسين، نگاهبان او مي شود. »(2)

لحظه اي تأمل براي والدين

گر چه دوران بلوغ و جواني، دوره ي بروز احساسات مذهبي و شکفته شدن تمايلات ايماني و اخلاقي است، اما باز هم بنابر عقيده روانشناسان :
« قدرت و اختيار جوانان، در انتخاب صفات پسنديده يا ناپسند، يکسان است. آنها مي توانند عملا نادرستي را برگزينند و به انحراف و ناپاکي بگرايند. و از سوي ديگر:
پس از طي شدن دوران بلوغ، تدريجا از شدت تمايلات روحاني و احساسات مذهبي، کاسته مي شود »(3)
پس در فرصت بسيار محدود دوران بلوغ، مسئوليت والدين نوجوانان، بسيار پراهميت و حساس و دشوار است.
پدران و مادران وظيفه شناس و موفق، کساني هستند که از اين فرصت طلائي، حد اعلاي استفاده را نموده، و با برنامه ريزي هاي حساب شده و تشويق هاي مکرر، بين جوانان و قرآن، انسي پايدار و صميمي ايجاد نموده، و شوق قرائت قرآن را در وجود آنان، ايجاد مي نمايند.

پی نوشت‌ :

1- نهج البلاغه ملا فتح الله - به نقل از گفتار فلسفي، جلد 1.
2- الحياه - به نقل از ثواب الاعمال.
3- در اين فصل، فرازهائي از کتاب گفتار فلسفي - جوان جلد يکم، تأليف حجت الاسلام محمد تقي فلسفي، استفاده شده است.

منبع:کتاب آداب تلاوت قرآن

+ نوشته شده در  88/06/31ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهایی از استاد محمد رفعت

+ نوشته شده در  88/06/30ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

ترتیل با صدای استاد شاطری

تلاوت قرآن کریم به صورت ترتیل
با صدای استاد شاطری
برای ذخیره فایل روی عنوان هر جزء یا آیکون دریافت فایل کلیک کنید .

ترتیل جزء اول قرآن کریم

ترتیل جزء دوم قرآن کریم
ترتیل جزء سوم قرآن کریم
ترتیل جزء چهارم قرآن کریم
ترتیل جزء پنجم قرآن کریم
ترتیل جزء ششم قرآن کریم
ترتیل جزء هفتم قرآن کریم
ترتیل جزء هشتم قرآن کریم
ترتیل جزء نهم قرآن کریم
ترتیل جزء دهم قرآن کریم
ترتیل جزء یازدهم قرآن کریم
ترتیل جزء دوازدهم قرآن کریم
ترتیل جزء سیزدهم قرآن کریم
ترتیل جزء چهاردهم  قرآن کریم
ترتیل جزء پانزدهم قرآن کریم
ترتیل جزء شانزدهم قرآن کریم
ترتیل جزء  هفدهم قرآن کریم
ترتیل جزء هجدهم قرآن کریم
ترتیل جزء نوزدهم قرآن کریم
ترتیل جزء بیستم قرآن کریم
ترتیل جزء بیست و یکم  قرآن کریم
ترتیل جزء بیست و دوم قرآن کریم
ترتیل جزء بیست و  سوم قرآن کریم
ترتیل جزء بیست و  چهارم قرآن کریم
ترتیل جزء بیست و پنجم قرآن کریم
ترتیل جزء بیست و ششم قرآن کریم
ترتیل جزء بیست و هفتم قرآن کریم
ترتیل جزء بیست و  هشتم قرآن کریم
ترتیل جزء بیست و  نهم قرآن کریم
ترتیل جزء سیم قرآن کریم
 

+ نوشته شده در  88/06/29ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

نرم افزار قرآنی سروش ایمان

 

نرم افزار قرآنی سروش ایمان

این نرم افزار به صورت هوشمند قرائت شما را ضبط کرده و تجزیه و تحلیل می کند و اشکالات آن را به شما می گوید و به شما امتیاز می دهد تا بتوانید بر اساس امتیاز داده شده اشکالات خود را برطرف کرده و قرائت خود را بهبود ببخشید تا صحت آن افزایش پیدا کند.
ویژگی های نسخه کامل:
1- اولین خود آموز دو طرفه تصحیح قرائت قرآن کریم

2- امتیاز دهی هوشمند به قرائت کاربر

3- قرائت کامل قرآن کریم با صدای استاد پرهیزکار
4- ترجمه به بیش از 10 زبان زنده دنیا ( شامل انگلیسی، مالی، آلمانی، فرانسه و ... )
5- تشخیص خودکار زیر و بمی صدای کاربر
6- جستجوی پیشرفته و سریع در تمامی ترجمه ها
7- جستجوی پیشرفته و سریع در کل قرآن
8- امکان ضبط و پخش صدای کاربر برای تشخیص بهتر

برای اطلاعات بیشتر و خرید و فعال سازی برنامه به این سایت مراجعه کنید

 

 

از لینک زیر می توانید نسخه آزمایشی نرم افزار سروش ایمان را دریافت کنید:

 

Download DemoSetup.zip DemoSetup.zip  

 

۹ MB

منبع: http://sys.blogsky.com/1388/06/16/post-692/

+ نوشته شده در  88/06/29ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهایی از استاد سید متولی عبدالعال

+ نوشته شده در  88/06/27ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

تلاوتهاي سوره اسرا استاد مصطفي اسماعيل

+ نوشته شده در  88/06/26ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

مرز فیزیک و متافیزیک کجاست؟

 

مرز فیزیک و متافیزیک کجاست؟

 

براستی مرز ماده و ضد ماده کجاست؟چرا زمانی که جهان را با همه کهکشانها و ستاره ها و سیارات و طیف گسترده ای از دیگر اجرام وزن میکنیم ، میبینیم ماده تاریک و انرژی تاریک حکایت از ناپیدائی جرم عظیم غیرقابل تصوری دارد؟

ماده تاریک چیست؟چرا فیزیک نوین به چهار بعد انیشتین رضایت نداد؟بقیه جرم جهان در کجــــــا پنهان شده است؟نظریه ریسمانها که در سر شاخه علم فیزیک کوانتوم ،ردیابی و پردازش میشود به دنبال چیست؟چرا اساتید اعظم فیزیک همه چیز را رها کرده و علم ریاضیات پیشرفتــــــــه را در خدمت جهان چند بعدی گرفته اند؟ آیا جهانهای موازی به ریسکش می ارزد؟این جهانهای تو در تو و موازی چیستند که دنیا میلیاردها دلار و یورو خرج آن میکند؟

بله خداوند تاس نمی اندازد؟وپردازش خالق بی همتا بقدری پیچیده است که چاره ای جز هذیان گوئی نداریم!
در مبحث جهان پس از بیگ بنگ ،توضیحاتی در ارتباط با ماده و ضدماده  و نحوه تشکیل آن دادیم.

وحالا جهت کشف این سوال که آیا بین فیزیک و متا فیزیک و در کل ماده و ضد ماده مرزی است؟ به کنکاش در دنیای کوانتوم می پردازیم.دانشمندان فیزیک با ارائه نظریه ریسمانها ،بدنبال کشف نیروی واحد کیهانی هستند.میدانیم که انیشتین تا سالهای پایانی عمر خود ۱۹۵۱ م در پی اتحاد دو نیروی گراویتون(جاذبه) و الکترومغناطیس بود که دانشمندان جوان هم عصر وی، دو نیروی اتمی قوی(چسب بین پروتون و نوترون درون هسته) و ضعیف( رادیو اکتیو) را به وی تقدیم کردند ، که نپذیرفت. و جمله معروف خداوند تاس نمی اندازد را جهانی کرد!

برای اینکه بفهمیم آیا مرزی بین ماده و ضد ماده یا فیزیک و متافیزیک و یا شهود و غیب موجود است؟ باید صابون فهم مطالب زیر را به تن مالید!

یک تکه سنگ را از زمین بردارید و در دست بگیرید. خوب به آن نگاه کنید .چه چیز میبینید؟ ماده ؟ بله! اگر وزن و جرم و بار داشته باشد ، حتما حدستان درست است.

راستی این سنگی که در دست گرفته اید بعد دارد؟ پس تجزیه پذیر است! به چی؟ به کانیهای اولیه و کانیهای ثانویه!سپس به عناصر و مولکولها و اتمها (ذره). میدانیم که ذره هم بعد دارد و اینبار حتما به خرد ذره ها ی الکترون ،پروتون و نوترون تقسیم میشود!

 به دنیای کوانتوم خوش آمدید…فقط چند نکته را به خاطر بسپارید!وقتی پائین می آئید، صحبت از مرز ماده و ضد ماده و فیزیک و متا فیزک( و از این حرفها) را به میان نیاورید! ( چون مرزی وجود ندارد).برای خودتان گفتم تا در برگشت دچار مشکل نشوید!
دموکریت در یونان در سالهای  370-460 قبل از میلاد مسیح ،اتم (ذره )راتعریف کرده بود.ولی از ذرات بنیادی یا همان خرد ذره های ما(الکترون،پروتون و نوترون) ،چیزی به میان نیاورده بود.

در سال ۱۹۶۰ بود که دانشمندان اعلام کردند اون سنگی که در دست شماست و تا مرحله ذرات بنیادی شکافتید از زیر خرده ذره هائی تشکیل یافته است، که برخی کوارک نام گرفتند.(از اتم عکس داریم ولی از کوارک شرمنده ام)!

حالا دو مطلب برای سیر در غیب داریم:

زیر ذره های عامل انرژی (بوزون )و زیر ذره های عامل ماده(فرمیون).

 بوزونها با گشتاور چرخشی 0-10 که نشانگر رفتارشان است ،تشکیل دهنده چهار نیروی شناخته شده فیزیک هسته ای (نیروی ضعیف و قوی و الکترومغناطیس و جاذبه ) می باشند.

اگر خسته شدید می توانید سنگ را زمین بگذارید . ولی همچنان چشم از آن برندارید تا در پایان ،مدعی نشوید که چشم بندی کردم!

بوزونها در دو طبقه: غیر کوارکی و کوارکی موجود ند.
انواع بوزونها ی غیر کوارکی:

 ۱- فوتون(کوانتوم):  که نیرو الکترو مغناطیس بوده و فاقد جرم ( در حالت سکون ) است.موجی حرکت کرده و ذره ای به مقصد میرسد . نور در تعریف معادله ماکس پلانک ، نسبت معکوس طول موج و انرژی را پذیراست.یعنی هر چه قدر انرژی یک فوتون(کوانتوم)زیادتر شود طول موج آن کوتاه تر است.پس هرچه آهنی داغ تر شود ،طیف رنگ آن از سرخ با طول موج بلند و انرژی کم به نارنجی ، زرد،سبز و آبی با طول موج کوتاه ولی پر انرژی تغییر میکند.

پرتوهای موجود در طبیعت از طول موج بلند به کوتاه عبارتند از : میکرو ویو،رادیو، تلویزیون، ماهواره ،نور(فرو سرخ-نارنجی-زرد-سبز-آبی-نیلی ـ بنفش و فرا بنفش)،ایکس و گاما.

پرتو های میکرو ویو ، رادیو ، تلویزیون ، ماهواره ، نورفرو سرخ بر چشم تاثیر ندارند پس قابل رؤیـــت نیستند . و به دلیل فوتونهای کم انرژی ،برای سلولهای موجودات زنده ( گیاه و حیوان  )مضر نیستند.

پرتوهای الکترو مغناطیس جهت انتشار به هوا و آب نیاز ندارند و با حد اکثر سرعت یک ذره (سرعت نور=۳۰۰۰۰۰km/s)به شکل ماده حرکت میکنند. امواج مکانیکی(سرعت صوت=۳۳۵m/s) به واسط آب و هوا نیاز دارند . همانطور که قبلا هم در مبحث بیگ بنگ توضیح دادم فوتـــونـــها در دمــــا های میلیاردی تشکیل شده اند و دارای عمر ابدی هستند و فراوانترین وجودند . (هر اتم ، یک میلیـــارد فوتون). البته انسان هم توانسته با شکافتن هسته اتم ( در انفجار اتمی ) و اتصال هسته اتم ( انفجار هیدروژنی)،با تبدیل ماده به انرژی مقادیر عظیمی از فوتونهای پر انرژی (فوتونهای رادیواکتیو-اشعه گاما)تولید کند:E=mc^2.

زمانی که یک الکترون ، فوتون را جذب یا دفع میکند به پوزیترون تبدیل میشود . برخورد الکترون و پوزیترون،ناپدیدی آنها و تشکیل فوتون را موجب میشود .(ماده به انرژی تبدیل میشود).

گراویتونها، نیروی جاذبه ای که منشاء آن، بوزون حاملی بنام ،هیگز(با چرخش صفر) است! بعبارتی ، نقاش سیاهچاله هااند.
گلوئونها، (چرخش 1) با بار خنثی ،چسب هسته اتمی را پدید آورده است . گلوئــونــها نیز طــــی واکنش های هسته ای در دمای میلیارد درجه ای پدید می آیند.
و بالاخره بوزونهای حامل که جرم داری شون قابل تحصین است ،w – w + با 81000 میلیــــــــون الکترون ولت و z0 با 93800 میلیون الکترون ولت(Mev). خلاصه اینکه ، گشتـــاور  یــک و نیروی ضعیف از خصوصیات آنهاست.
بوزونهائی کوارکی (دو کوارکی که مزون نامیده میشوند):باز هم عامل انرژی هستند.
این تبدیل کنندهای خرده ذره ماده به انرژی ،شامل :
پیون : ایجاد کننده نیروی قوی که پروتونهای هم بار را سر جایشان می نشاند -(هیدکی یوکاوا 1935م).و البته در اشعه کیهانی هم ثبت شده اند(سسیل فرانک پاول – 1947م). پیونها با اجرام متفاوت و بارهای مثبت،منفی و خنثی مشاهده شده اند.
کئون: مزون خنثی با عمر کوتاه و جرم بیشتر از پیون ، که در ساختار  مـــــــــاده معمولی حضور ندارد.
از انرژی زاها که بگذریم به ماده زاها (فرمیونها)میرسیم:

 خرده ذره هائی که سازنده ماده هستند را فرمیون مینامند: (چرخش2/1) و دارای حرکت دایره ای بوده و شامل کوارک و لپتون و باریون (سه کوارکی )است.
کوارکها : تا آنجا که علم بشر اجازه داده ،میتوان گفت که کوارکها سنگ پایه تشکیل ماده اند و شامل :۱- کوارک بالا ۲- کوارک پائین ۳- کوارک راس ۴- کوارک قاعده ۵-کوارک عجیب و ۶-کوارک افسونگر هستند.
لپتونها : این فرمیونها ،خرده ذره های سبکی هستند که از ریز ذره های ذیل تشکیل یافته اند:

 الکترونها :خرده ذره های سبک پایــداری که با بار منفی برروی مدار اتـم با سرعــــــت ۶۰۰km/s میچرخند و در همه ذرات حضور دارند ( واکنش آنها موجب پیدایش واکنشهای شیمیـــائـــــی می شود).

الکترون دارای ضد خرده ذره ای بنام پوزیترون(بار ۱+) میباشد.بعبارتی تصویر آئینه ای آن بوده که در سال ۱۹۳۱ م توسط موریس دیراک حدس زده شد.و در سال ۱۹۳۲ م توسط اندرسن کشف شـــد.

لازم به ذکر است که هر خرده ذره ای دارای یک ضد خود بوده که بار و حرکتش مخالف  ذره اصلی بوده و سازنده ضد ماده میباشد .ساختار برخی سیاهچاله ها را از ضد ماده می دانند.

میو-آنها (الکترونهای چاق  تا ۲۰۰ برابر)،تو-آنها و نوترینوها (خنثی- جرمشان یک ده هزارم الکترون بوده  و روزانه 10 میلیارد نوترینو از خورشید به هر سانتیمتر مربع کره آبی رنگ ما اصابت میکنه!و از طرف مقابل آن بیرون میزنه! ).
و نهایتا باریونهای سنگین وزن با عمر کوتاه که فرمیونهائی هستند متشکل از ۳ کوارک و بلافاصله پس از تشکیل به پروتون (سازنده هسته با بار ۱+ و به تعداد مساوی با الکترون در هر ذره و بـــــــا سرعت ۱۵ km/s و ۵ برابری تعداد نوترونها در طبیعت) و نوترون و باریونهای دیگر(ناپایـــــــــدار که از بقایایشان ،انواع دیگری به همراه پرتو کیهانی سیگما،امگا،هیپرون و زی بوجود میآید) تبدیل می شوند.

خوب حالا سنگ را بردارید و مرز ماده و ضد ماده ،فیزیک و متافیزیک ،عالم غیب و شهود،دنیای ما و جنیان ، و بطور کل مرز بندی دنیاهای موازی  را در نظریه ریسمانها ،به من نشان دهید.  نظریـــــه ریسمانها و ابعاد بیش از 11 و یا 13 جهان موازی حتما توجه شما دوستان عزیـــــــز را به خود جلب کرده است؟
آیا فیزیک به دنیای متافیزیک وارد شده است و یا بالعکس؟
مرز فیزیک و متا فیزیک کجاست؟ ماده چیست ؟ دنیاهای موازی در کجای هم واقع شده اند؟ اونها و دنیای اونها از چه تشکیل یافته که ما را میبینند ؟ و چرا ما آنها را نمیبینیم؟

یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه ینزغ عنهما لباسهما لیریهما سوآتهماانه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم انا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لا یومنون(اعراف/۲۷)

ای فرزندان آدم ! شیطان شما را نفریبد ،آنگونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیـــــرون کرد ، و لباسهایشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد.چه اینکه او و قبیله اش شما را میبینند از جائی که شما آنها را نمی بینید،ما شیاطین را اولیــــای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آورند.

+ نوشته شده در  88/06/26ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

۵ تلاوت از استاد محمد بدر حسین

 

۵ تلاوت از استاد محمد بدر حسین

الأعراف

إبراهيم

المؤمنون

قصار السور

التحريم

+ نوشته شده در  88/06/26ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

اعجاز قرآن

 

اعجاز قرآن

 

آیا زمان معجزه‌ها سپری شده است؟ و ما دیگر شاهد وقوع آنها نخواهیم بود؟ آیا از آنجا که معجزات انبیای گذشته مربوط به زمان و مکان خاص خودشان بوده است ما باید با استفاده از اسنادی که از گذشته به جا مانده از آن معجزات آگاه شویم تا بتوانیم به آن پیامبران ایمان بیاوریم؟

 در جستجوی یافتن پاسخی مناسب به این سوالات با کتاب آسمانی دین اسلام مواجه می‌شویم. قرآن، تنها کتاب آسمانی است که با صراحت و قاطعیت تمام ادعا می‌کند که معجزه‌ای است جاوید برای تمامی مردم، در هر زمان و هر مکان و با هر ملیتی که دارند.

 

قرآن و ادعای اعجاز

همانگونه که می‌دانیم، معجزه امر خارق‌العاده‌ای است که همه افراد بشر از انجام دادن عملی مانند آن ناتوان هستند. کسی که ادعای پیامبری می‌کند با ارائه دادن معجزه، این ادعا را دارد که چون نوع بشر توانایی انجام عملی مانند عمل او را ندارد، بنابراین بایستی عمل او به‌واسطه ارتباطی که با قدرتی مافوق قدرتهای بشری دارد، انجام شده باشد و او آفریننده این عالم است. در واقع خدا خواسته است با دادن این قدرت به او، رابطه بین او و خود را تأیید کند.

قرآن نیز برای آنکه ادعای معجزه بودن خود را ثابت کند، اینگونه بیان می‌کند که هر کس در خدایی بودن این کتاب شک دارد و آن را ساخته و پرداخته پیامبر اسلام می‌داند یک کتاب همانند آن بیاورد و آنگاه ادعا می‌کند که قطعا اگر تمامی انسانها با هم متحد شوند تا بتوانند یک کتاب مانند قرآن پدید آورند، هرگز نخواهند توانست. سپس در مرحله بعد برای اینکه بتواند ناتوانی بشر را در آوردن مثل خود اثبات کند و عجز مخالفین را آشکارتر سازد مجال را برای مخالفین بازتر کرده بیان می‌کند حال که نمی‌توانید مانند قرآن را بیاورید لااقل مانند ده سوره آنرا بیاورید. و دوباره ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست و در ادامه هشدار می‌هد که اگر نتوانستید، بدانید که قرآن از جانب خداست. و بالاخره آنجا که می‌خواهد نهایت عجز دیگران را در برابر خود آشکار کند، تنها به یک سوره بسنده می‌کند و این در حالی است که یک سوره می‌تواند تا حد یک سطر هم کوتاه باشد و سپس ادعا می‌کند که هرگز نخواهید توانست حتی یک سوره مانند سور قرآنی بیاورید.

 حال باید بدانیم که قرآن نسبت به چه امری مبارزطلبی نموده است. محققین اسلامی معتقدند که کل قرآن در مجموع دارای چندین وجه اعجاز می‌باشد اما آن وجه از اعجاز که قرآن نسبت به تک تک سور خود نسبت به آن مبارزطلبی می‌کند همان فصاحت و بلاغت آیه‌های آن می‌باشد.

 

اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت

 فصاحت و بلاغت به این معناست که در بیان مطلب و مقصود مورد نظر بتوان از الفاظ شیوا و زیبا و ترکیبات سنجیده و خوش‌آهنگ بهره برد. محققین ادب عرب معتقدند که این وجه در تک‌تک سور قرآن مشهود است.

 در بررس ادعای آنان، ابتدا باید ببینیم که آیا در طول بیش از هزار و چهار صد سال که از نزول قرآن می‌گذرد واقعاً هیچ کس نتوانسته است حتی یک سوره یک سطری نظیر قرآن بیاورد؟ یعنی آیا واقعاً تا به امروز کسی نتوانسته است به این مبارزطلبی آشکار پاسخ دهد؟ در جواب به این سوال، باید به تاریخ رجوع کرد. هنگامی که به تاریخ مراجعه می‌کنیم در می‌یابیم که مورخین، اعم از مورخین اسلامی و مستشرقین و مورخین ادیان و ملل دیگر، هیچ نمونه قابل توجهی از پاسخگویی منکرین و مخالفین اسلام ثبت نکرده‌اند و از آنجا که تاریخ جزئیات بسیاری از اقدامات مخالفین پیامبر اسلام و آیین او را، ثبت کرده است، یقین می‌کنیم که اگر واقعا نمونه قابل توجهی آورده شده بود، چنین نمونه مهمی که نمایانگر بطلان دین اسلام بود حتما در تاریخ ثبت می‌شد. همچنین در دوران معاصر نیز همگان را در برابر این مبارزطلبی آشکار قرآن ساکت می‌یابیم.

 

چرا دیگران در برابر مبارزطلبی قرآن سکوت کرده‌اند؟

حال این سؤال مطرح می‌شود که آیا اگر در برابر این مبارزطلبی آشکار، همگان چه در طول تاریخ و چه امروز سکوت اختیار کرده‌اند، لزوماً به معنای عجز آنها از آوردن مثل قرآن می‌باشد؟ و یا دلایل دیگری می‌تواند داشته باشد؟ در پاسخ به این سؤال می‌توان سه حالت را در برابر سکوت دیگران تصور کرد:

1-      ممکن است انگیزه‌ای برای پاسخگویی به این مبارزطلبی قرآن در گذشته و حال وجود نداشته باشد.

2-      انگیزه پاسخگویی وجود داشته اما فن ادب عرب پس از عصر نزول قرآن کم‌کم ضعیف‌تر شده و از بین رفته و امروزه نیز در میان غیر مسلمین ادیب عرب وجود ندارد تا بتواند به مبارزطلبی قرآن پاسخ دهد.

3-      هیچکدام از دو حالت قبل، اتفاق نیفتاده، بلکه واقعا از آوردن همانند قرآن عاجز شده و منصرف گشته‌اند.

 

در بررسی حالت اول مشخص است که ظهور پیامبر اسلام در زمانی بوده است که ملتهای گوناگون با عقاید مختلف زندگی می‌کردند. برخی مادی و منکر هرگونه خدایی و در میان سایرین، برخی بت‌پرست و مجوسی، و بعضی دیگر مسیحی و یا یهودی بودند. جدای از همه اینها، سلاطین ایران و روم نیز در استعمار و استثمار ملل ضعیف دست دراز داشتند. در چنین روزگاری پیغمبر اسلام با ادعای ابلاغ فرامین الهی، پرچم توحید را برافراشت و تمامی جهانیان را به پذیرش اسلام و تسلیم در برابر خدای یگانه دعوت نمود. این دعوت به یکتاپرستی، ثنویت مجوس و تثلیث مسیحیت و نسبتهای ناروای یهود به خدا و انبیا، و رسوم و عادات جاهلیت و سایر عقاید باطل آن زمان را بسیار جدی نفی می‌نمود. همچنین اطاعت همه‌جانبه از خدا و تسلیم در برابر او عملا با رفتار متکبرانه سلاطین آن زمان در تعارض بود. بدین ترتیب پیامبر اسلام یک تنه با همه ملل و امم، روبرو شد و برهان نبوت خود را قرآن قرار داد و با یک سلاح عقلی و فرهنگی یعنی مبارزه‌طلبی نسبت به یک کتاب، قدرتهای ملوک و سلاطین و عالمان یهود و مسیحیت و زرتشتیان و صابئان و عموم بت‌پرستان را به مقابله فراخواند؛ و البته اسلام این مبارزه فکری و عقیدتی خود را تا به امروز نیز ادامه داده و امروز بیش از همه ادوار گذشته دشمنانی دارد که سودای نابودی آن را در سر می‌پرورانند. طبیعی است که در چنین شرایطی آنان تمام قدرت خود را متمرکز کنند تا در برابر آیینی که مطامع دین و دنیای آنها را به خطر انداخته بود مقابله کرده آنرا از بین ببرند.

 آنها در عمل برای تحقق خواسته و دستیابی به مطامع خود و نابودی اسلام دست به هر اقدامی زده‌اند و می‌زنند. پیامبر اسلام و یارانش را به مدت سه سال در سخت‌ترین شرایط در شعب ابیطالب در محاصره اقتصادی قرار دادند در حالی که حداقل عوامل حیات را از آنان گرفته بود، جنگهای بزرگی چون بدر و احد از طرف کفار و مشرکین برای نابودی اسلام طرح شد و چون به نتیجه نرسید تمامی دشمنان اسلام، اعم از مشرکین و یهودی‌ها و ... با یکدیگر متحد شدند تا بلکه بتوانند در جنگ خندق ریشه اسلام را قطع کنند و ... و سایر اقدامات تبلیغاتی که بر علیه اسلام برپا شده و تا به امروز نیز ادامه دارد، و به عبارت دیگر، از انجام هر کاری که ممکن بود برای نابودی اسلام دریغ نورزیدند. آیا بهتر نبود به‌جای این همه صرف نیرو، یک سوره کوتاه یک سطری می‌ساختند و به دنیا عرضه می‌کردند تا در صورت برابری با قرآن، بطلان اسلام ثابت شود؟ قطعا ساده‌ترین راه ابطال پیامبر اسلام و دینش در بطلان معجزه او به‌وسیله پاسخگویی به مبارزه‌طلبی آن است که از روزهای آغازین اسلام با آن همراه بود و بنابراین یقیناً در میان خیل عظیم مخالفین اسلام که اینهمه خرج کردند و لشگر آوردند و تبلیغ کردند و شایعه پراکنی نمودند و ... انگیزه پاسخگویی به این مبارزطلبی آشکار قرآن کریم، وجود داشته و دارد.

در بررسی حالت دوم باید به سیر تکاملی ادب عرب توجه نمود. اگرچه فصاحت و بلاغت، فن رایج عصر نزول قرآن در میان اعراب بوده است، اما نه تنها آن روز فن ادب عرب رواج داشت بلکه بعد از آن هم، به طور دائم بر وسعت و اوج آن افزوده شد و امروز نیز ما در عصری قرار داریم که فن ادب عرب پرمایه‌تر از قبل و با گسترش در افقهای تازه‌تری وجود دارد و ادیبان عرب فراوانی در میان غیر مسلمانان، در سراسر عالم حضور داشته و دارند. بنابراین از صدر اسلام تا به امروز، غیر مسلمینی که صاحب فن فصاحت و بلاغت باشند زیاد بوده و هستند و تسلط آنان به زبان عربی در حدی بوده است که صاحبان بسیاری از کتابهای لغت، تاریخ و حتی صرف و نحو عربی از میان همین اشخاص بوده‌اند. با فرض اینکه این ادیبان به خودی خود، انگیزه‌ای برای پاسخگویی به قرآن نداشتند آیا آنان که سرسختانه با اسلام در مبارزه بوده و هستند، نمی‌توانند از این ادیبان در راه هدف خاص خود بهره برند؟ پس از آنکه روشن شد که حالتهای اول و دوم قابل قبول نیستند، باید حالت سوم را پذیرفت که اگر نتوانسته‌اند تا به امروز پاسخ مبارزطلبیهای آشکار قرآن کریم را بدهند دلیلش تنها در عجز مخالفین بوده است و بس. و صحت ادعای قرآن بر همگان اثبات می‌شود.

 

شیوه فهم اعجاز قرآن (از لحاظ فصاحت و بلاغت)

نکته بسیار مهم آنکه فهم این نوع از اعجاز قرآن توسط متخصصین این فن صورت می‌گیرد. به طور کلی نیز برای مقایسه مراتب گوناگون یک فن خاص، باید از متخصصان آن فن نظر گرفت. برای توضیح بیشتر از یک مثال استفاده می‌کنیم:

فرض کنید که طبیب "الف" امروز در جهان ادعا کند که هیچ طبیبی در دنیا از نظر مهارت در فن طبابت با او برابری نمی‌کند. همچنین فرض کنید که این ادعای او بر دیگران گران تمام شده سرسختانه قصد دارند تا ادعای او را باطل سازند:

اولاً: اگر هیچ طبیبی پیدا نشود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند بر همگان اثبات می‌شود که ادعای طبیب "الف" درست بوده است.

ثانیاً: اگر طبیب "ب" پیدا شود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند، مردمی که تخصصی در فن طبابت ندارند نمی‌توانند بین این دو تشخیص دهند بلکه لازم است که طبیب "ب" تأیید عده‌ای از متخصصان فن طبابت را به همراه ادعای خود ارائه دهد تا ادعای او اثبات شود.

در مورد اعجاز قرآن نیز، از آنجا که کسی تا به حال نتوانسته است پاسخی مناسب و مورد تأیید ادیبان عرب ارائه دهد، بر مردمی که تخصصی هم در فن ادب عرب ندارند اثبات می‌شود که قرآن معجزه است. همچنین اگر کسی ادعا کند که توانسته است پاسخ مبارزطلبی قرآن را بدهد برای اثبات ادعای خود باید بتواند عده‌ای از ادیبان عرب دنیا را نیز به همراه خود داشته باشد.

 

سایر وجوه اعجاز قرآن

از آنچه تاکنون بیان شد به روشنی آشکار می‌شود که قرآن از لحاظ فصاحت و بلاغت معجزه است. اگرچه همین مقدار کافی است تا بتوانیم به این مطلب پی ببریم که قرآن کریم نمی‌تواند ساخته و پرداخته دست بشر باشد اما همانگونه که بیان کردیم، محققین اسلامی معتقدند که علاوه بر اعجاز فصاحت و بلاغت قرآن که در تک‌تک سور آن مشهود است، برای کل قرآن در مجموع وجوه دیگری از اعجاز نیز وجود دارد. نکته بسیار مهم آنست که فهم این وجوه، مانند فهم اعجاز فصاحت و بلاغت، تخصصی نیست بلکه همگان با هر ملیت و هر نژادی قادر به فهم این وجوه از اعجاز می‌باشند. باید توجه داشت که محققان وجوه متعددی از اعجاز را ذکر کرده‌اند که ما به جهت اختصار تنها سه مورد از آنها را بررسی می‌کنیم:

1- قرآن و اسرار خلقت: گرچه قرآن کتاب علوم نیست و به منظور مسایل علمی نیز نازل نشده است و منظور و هدف قرآن هدایت و رهبری جامعه بسوی سعادت دنیا و آخرت است ولی در عین حال قرآن در بسیاری موارد از این گونه مسایل در راه هدف خاص خود بهره برده است و از آنها به صورت نشانه‌هایی از قدرت لایزال الهی یاد کرده است. لذا در موارد متعددی، اشاره به بسیاری از اسرار خلقت نموده است. این امر خود نشان دهنده آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل به اسرار طبیعت داشته است و او کسی نیست جز آفریننده طبیعت. در زیر سه مورد از این اسرار را که در قرآن آمده است، به اختصار بیان می‌نماییم:

 

الف) اشاره به حرکت زمین:

"الذی جعل لکم الارض مهدا"(سوره طه، آیه 53)

"آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد."

در این آیه، قرآن با کنایه، اشاره به حرکت زمین می‌کند و آن را به گهواره‌ای تشبیه می‌کند و می‌دانیم به واسطه حرکت گهواره است که طفل در آرامش به سر می‌برد و بدینسان به حرکت زمین اشاره می‌کند. علت این امر که قرآن با صراحت به حرکت زمین اشاره نمی‌کند آن است که این جملات در زمانی نازل شده است که جز سکون زمین و حرکت افلاک به دور آن چیز دیگری برای بشر مطرح نبود. توضیح بیشتر آنکه هنگامی که هزار سال بعد گالیله برای اولین بار اعلام کرد که زمین حرکت می‌کند او را محکوم به اعدام کردند. از همین جا می‌توان فهمید که اگر قرآن با صراحت مسأله حرکت زمین را مطرح می‌کرد به طور وسیعی مطرود می‌گشت و بنابر این قرآن این مطلب را با لطافت خاصی بیان نموده است. که اولاً با نظرات مردم آن زمان صریحاً منافات نداشته باشد و ثانیا حقیقت را بیان کرده باشد.

 

ب) اشاره به عمل لقاح توسط باد:

"و أرسلنا الریاح لواقح" (سوره حجر، آیه 22)

"و ما بادها را عامل لقاح قرار دادیم."

قرنها پس از نزول قرآن بود که زیست‌شناسان پی به اثر بادها در انجام عمل لقاح در گیاهان شدند و این از معجزات قرآن می‌باشد.

 

ج)  "و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس" (سوره حدید، آیه 25)

"و ما آهن را که در آن صلابت و محکمی شدید و منافعی برای مردمان در آن است نازل نمودیم."

تا قرن هجدهم یعنی دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز کارهای فلزی در نهایت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلکه اساسا مهم و قابل توجه تلقی نمی‌شد تا این که ناگهان چشم دنیا به آهن دوخته شد و رقابت عجیبی در میان دانشمندان برای استخراج و استفاده بهتر از آن به وجود آمد تا آنجا که این دو قرن اخیر دوران نهضت و پیشرفت فلز اطلاق شده و دنیا منافع آن را حتما آنچنان که باید دریافته و صدق یکی دیگر از حقایق قرآن نقاب از صورت به یک سو زده است. این امر در خور توجه است که قرآن در میان تمام فلزات انگشت بر روی آهن گذاشته است و از منافع آهن سخن می‌گوید و امروزه این امر به وضوح مشهود است که کارآیی آهن از سایر فلزات بیشتر می‌باشد.

 

2- قرآن و اخبار آینده: قرآن در موارد متعددی شامل اخبار غیبی است که بعدا به وقوع پیوسته است. این امر حاکی از آن است که قرآن از طرف کسی نازل شده است که می‌تواند خبر از غیب بدهد و او کسی نیست جز خدای متعال که تنها داننده غیب به صورت مطلق اوست. آیاتی که قرآن در آنها به ذکر پیشگوییهایی پرداخته است، بسیار زیاد است که ما در اینجا به چند مورد اشاره می‌کنیم:

 

الف) قبل از آنکه مکه توسط مسلمین فتح شود پیامبر در عالم رؤیا دیدند که به نشانه خروج از احرام موهای سر خود را تراشیده‌اند و از آنجا که رؤیای انبیاء رؤیای صادقه است به اصحاب خویش وعده دادند که به‌زودی وارد مسجد الحرام می‌شوند. در سال ششم هجری آن حضرت به همراه جمعی از اصحاب به قصد زیارت خانه خدا راهی مکه شدند که در بین راه مشرکین در منطقه حدیبیه از حرکت آنان جلوگیری کردند و کار به صلح حدیبیه انجامید و قرار شد مسلمانان برگردند و سال بعد برای انجام مراسم حج عازم شوند. پس از انعقاد پیمان صدای اعتراض بعضی از اصحاب برخاست و صدق رؤیای پیامبر را مورد تردید قرار دادند در چنین شرایطی آیه زیر نازل گردید:

"لقد صدق الله رسوله الرؤیا بالحق لتدخلن المسجدالحرام ان شاءالله آمنین محلقین رؤسکم و مقصرین لا تخافون ما لم تعلموا فجعل من دون ذلک فتحا قریبا"(سوره فتح، آیه 27)

"خداوند صدق خواب رسولش را آشکار خواهد ساخت که شما مسلمانان با دل ایمن به مسجد الحرام وارد شوید و سرها بتراشید و تقصیر کنید بدون ترس و هراس. پس خداوند آنچه را شما نمی‌دانستید مقرر داشت و از پس آن فتحی نزدیک قرار داد."

در این آیه ضمن تأیید رؤیای پیامبر فتح مکه را نیز به مسلمین نوید داده شده است. در سال هفتم هجرت بود که درستی خواب آن حضرت تحقق یافت و مسلمانان به زیارت خانه خدا نایل شدند و یک سال بعد نیز دومین وعده قرآن به وقوع پیوست و در پی شکستن صلح توسط کفار، مکه توسط مسلمین فتح شد.

 

ب) جنگ بدر نخستین جنگ مسلمانان با کفار قریش بود. کاروانی از کفار مکه با مال التجاره فراوان از نزدیکی‌های مدینه عبور می‌کردند. مسلمین از پیامبر اجازه گرفتند تا به جبران اموال و منازل آنها که در مکه به غارت رفته بود به کفار حمله کنند و اموال آنها را بگیرند. پیامبر اجازه فرمودند و در این هنگام آیه ذیل نازل شد:

"و اذ یعدکم الله احدی الطائفتین انها لکم و تودون ان غیر ذات الشوکه تکون لکم و یرید الله ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین"

"و هنگامی که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه برای شما خواهد بود و شما دوست می‌داشتید که آن یکی که خالی از رنج بود برای شما باشد و خداوند می‌خواهد که حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع نماید."

این آیه نتیجه وقایع جنگ بدر را بیان می‌فرماید. با وجودی که تعداد نفرات دشمن چند برابر نفرات مسلمین بود و نگرانی در بین بعضی مشاهده می‌شد ولی قرآن صریحاً بشارت داد که یا پیروزی در جنگ و یا مال التجاره از آن مسلمین شود.

 

ج) هنگامی که فرزند پیامبر از دنیا رفت شخصی به نام عاص بن وایل گفت: "همانا محمد ابتر است. پسری ندارد که قائم مقام او باشد و وقتی مرد یاد او منقطع خواهد شد. در این هنگام آیات سوره کوثر بر پیامبر نازل شد:

"انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر"

"ما به تو خیر بسیار دادیم پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن همانا آن کس که تو را سرزنش می‌کند همان ابتر است."

در این آیات خبر داده می‌شود که آن کسی که آن حضرت را ابتر خواند نسلش منقرض و نسل آن حضرت باقی خواهد بود.

 

3- آورنده قرآن کریم: یکی از مسایل مسلم در زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)  که بسیار روشن و غیر قابل انکار است "اُمی" بودن آن حضرت است. بدین معنا که آن حضرت نه خوانده بودند و نه نوشته بودند و نه اساسا معلمی دیده بودند. این مسأله آنقدر مسلم است که خاورشناسان معروف غربی نیز در کتب خویش به این حقیقت اعتراف دارند. بر این اساس صدور الفاظی مانند کلمات قرآن کریم که آن همه جنبه‌های اعجازی اعم از فصاحت و بلاغت و اسرار خلقت و اخبار غیبی و… که پیشتر بیان کردیم در آن نهفته است از یک چنین شخصی، قطعا دلیل آن خواهد بود که این کار خدایی است و این علم علمی است که از طریق وحی کسب شده است. قرآن کریم خود در این مورد می‌فرماید:

"و ما کنت تتلوا من قبله من کتاب و لا تخطه بیمینک اذالارتاب المبطلون" (سوره عنکبوت، آیه 48)

"تو ای پیامبر، پیش از نزول قرآن کریم هیچ کتابی را نمی‌خواندی و هیچ نوشته‌ای را نمی‌انگاشتی که در آن صورت، افراد وسوسه‌گر در مورد صحت رسالت تو به تردید می‌افتادند."

 

سخن آخر

گرچه قرآن دارای وجوه اعجاز متعددی است، اما اینها به این معنی نیست که قرآن یک کتاب ادبی و یا یک کتاب در خصوص مسایل اسرار خلقت و ... باشد. بلکه از این مسایل در راه هدف خاص خود استفاده کرده اثبات می‌کند که معجزه است. آنگاه خود را کتاب هدایت معرفی می‌کند و بنابراین آنان که اعجاز قرآن برایشان روشن شده است باید که طریق هدایت و معارف صحیح الهی را در قرآن بیابند. از این رو ایمان ما به سایر پیامبران الهی و معجزات آنان نیز پس از اثبات اعجاز قرآن و گوش دادن به اخبار غیبی است که قرآن از انبیای گذشته نقل می‌کند. 

در یک جمع‌بندی کلی مطالب این مقاله را می‌توان به صورت زیر خلاصه نمود:

1-   معجزات انبیای گذشته مخصوص به زمان خاص خودشان بوده است و امروزه چیزی از آنها در دسترس ما قرار ندارد. در این میان، تنها قرآن را می‌یابیم که ادعا می‌کند یک معجزه همیشگی است.

2-      قرآن کریم برای اثبات صحت ادعای خود، تمامی عالمیان را آشکارا به مبارزه می‌خواند تا اگر می‌توانند کلماتی مانند آیات قرآن بیاورند.

3-   آن وجه اعجاز قرآن کریم که قرآن نسبت به تک تک سور خود بدان تحدی نموده، فصاحت و بلاغت آیات آن است. البته برای قسمتهای مختلف قرآن، علاوه بر فصاحت و بلاغت، وجوه دیگری از اعجاز وجود دارد.

4-   از یکسو مخالفین اسلام در عمل چه در اعصار گذشته و چه در عصر حاضر از پرهزینه‌ترین و سخت‌ترین کارها برای بطلان اسلام دریغ نورزیده‌اند و از سوی دیگر در برابر ساده‌ترین اقدام که پاسخگویی به مبارزطلبی قرآن بود سکوت کردند و هیچ نمونه قابل توجهی که از لحاظ فصاحت و بلاغت، صاحبنظران، آن را همتای قرآن بدانند نیاورده‌اند و این در حالی است که هم انگیزه کافی داشتند و هم ادیبان عرب توانا. این خود بهترین دلیل از عجز آنها در برابر قرآن می‌باشد.

5-   در قرآن، در موارد متعددی اشاره به اسرار خلقت شده است که سر آنها قرنها بعد معلوم شده است. این حاکی از آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل بر اسرار خلقت داشته است.

6-   در قرآن، در موارد متعددی پیش‌گویی‌های غیبی آمده است که بعدا محقق شده است و این نشان می‌دهد که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه به غیب دارد.

7-   قرآن با این همه وجوه اعجاز که ذکر شد به‌وسیله پیامبری آورده شده است که به گواهی تاریخ درس ناخوانده بوده است. این امر به وضوح نشان می‌دهد که او قرآن را از پیش خود نیاورده است بلکه از سوی پروردگار عالمیان فرو فرستاده شده است.

 

نتیجه گیری

از آنچه بیان شد مشخص شد که قرآن معجزه‌ای است برای تمامی اعصار و برای تمامی ملتها و بنابراین، این کتاب مقدس از جانب خدا نازل گشته است. همچنین با مشخص شدن اعجاز قرآن، صدق ادعای نبوت پیامبر اسلام آشکار می‌گردد. بنابراین امروزه تمامی انسانها می‌توانند با تحقیق و بررسی در خصوص این کتاب و مشاهده اعجاز آن، به نبوت پیامبر اسلام و حقانیت آیین او پی ببرند.

 

منبع: http://www.roshd.org/per/beliefs/?BEL_CODE=97

+ نوشته شده در  88/06/25ساعت   توسط حامد ولیزاده  | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر