تأثيرات قرائت قرآن بر جوانان

شکوفائي تمايلات مذهبي
به عقيده ي روانشناسان، با فرا رسيدن ايام بلوغ، احساسات مذهبي و تمايلات ديني، در وجود نوجوانان بيدار مي شود، و آنان را شيفته ي فراگرفتن تعاليم روحاني مي سازد. اين خواهش فطري، در سنين بحراني بلوغ، شديد و سوزان است، و نوجوانان با علاقمندي و بي صبري، از پي مسائل مذهبي مي روند.
مکتب آسماني اسلام، در برنامه ي تربيت نسل جوان، اين فرصت کوتاه را بسيار مغتنم شمرده و آنرا سر فصل کتاب تربيت جوانان قرار مي دهد.
- روش تربيتي امام علي (ع)
مولود کعبه و مظهر عدالت و پرهيزکاري، خطاب به فرزند نازنينش حضرت امام حسن (ع) چنين فرمود:
« قلب کودک مانند زمني خالي از بذر و گياه است. هر تخمي که در آن افشانده شود، بخوبي مي پذيرد و در خود مي پرورد.
فرزند عزيز! از دوران کودکي تو استفاده نمودم، و پيش از آن که دل تربيت پذيرت سخت شود و مطالب گوناگوني عقلت را اشغال نمايد، خيلي زود در پرورش تو قيام کردم. »(1)
تأثير اعجاب انگيز قرآن
با توجه به انگيزه هاي فطري و کشش هاي دروني که در اعماق جان جوانان وجود دارد، و آنان را به راه فضائل اخلاقي و سجاياي انساني سوق مي دهد، امام صادق عليه السلام، در يک حديث کوتاه، تأثير اعجاب انگيز قرائت قرآن را بر روي جوانان، بيان مي فرمايند :
« هر که قرآن بخواند، و جوان و مؤمن باشد، قرآن با گوشت و خون او آميخته مي شود، و خدا او را با فرشتگاني بزرگوار که نويسندگان و حاملان قرآنند قرين مي سازد، و قرآن در روز باز پسين، نگاهبان او مي شود. »(2)
لحظه اي تأمل براي والدين
گر چه دوران بلوغ و جواني، دوره ي بروز احساسات مذهبي و شکفته شدن تمايلات ايماني و اخلاقي است، اما باز هم بنابر عقيده روانشناسان :
« قدرت و اختيار جوانان، در انتخاب صفات پسنديده يا ناپسند، يکسان است. آنها مي توانند عملا نادرستي را برگزينند و به انحراف و ناپاکي بگرايند. و از سوي ديگر:
پس از طي شدن دوران بلوغ، تدريجا از شدت تمايلات روحاني و احساسات مذهبي، کاسته مي شود »(3)
پس در فرصت بسيار محدود دوران بلوغ، مسئوليت والدين نوجوانان، بسيار پراهميت و حساس و دشوار است.
پدران و مادران وظيفه شناس و موفق، کساني هستند که از اين فرصت طلائي، حد اعلاي استفاده را نموده، و با برنامه ريزي هاي حساب شده و تشويق هاي مکرر، بين جوانان و قرآن، انسي پايدار و صميمي ايجاد نموده، و شوق قرائت قرآن را در وجود آنان، ايجاد مي نمايند.
پی نوشت :
1- نهج البلاغه ملا فتح الله - به نقل از گفتار فلسفي، جلد 1.
2- الحياه - به نقل از ثواب الاعمال.
3- در اين فصل، فرازهائي از کتاب گفتار فلسفي - جوان جلد يکم، تأليف حجت الاسلام محمد تقي فلسفي، استفاده شده است.
منبع:کتاب آداب تلاوت قرآن
ترتیل با صدای استاد شاطری
تلاوت قرآن کریم به صورت ترتیل
با صدای استاد شاطری
برای ذخیره فایل روی عنوان هر جزء یا آیکون دریافت فایل کلیک کنید .
نرم افزار قرآنی سروش ایمان
نرم افزار قرآنی سروش ایمان
این نرم افزار به صورت هوشمند قرائت شما را ضبط کرده و تجزیه و تحلیل می کند و اشکالات آن را به شما می گوید و به شما امتیاز می دهد تا بتوانید بر اساس امتیاز داده شده اشکالات خود را برطرف کرده و قرائت خود را بهبود ببخشید تا صحت آن افزایش پیدا کند. 2- امتیاز دهی هوشمند به قرائت کاربر 3- قرائت کامل قرآن کریم با صدای استاد پرهیزکار برای اطلاعات بیشتر و خرید و فعال سازی برنامه به این سایت مراجعه کنید از لینک زیر می توانید نسخه آزمایشی نرم افزار سروش ایمان را دریافت کنید: ۹ MB
ویژگی های نسخه کامل:
1- اولین خود آموز دو طرفه تصحیح قرائت قرآن کریم
4- ترجمه به بیش از 10 زبان زنده دنیا ( شامل انگلیسی، مالی، آلمانی، فرانسه و ... )
5- تشخیص خودکار زیر و بمی صدای کاربر
6- جستجوی پیشرفته و سریع در تمامی ترجمه ها
7- جستجوی پیشرفته و سریع در کل قرآن
8- امکان ضبط و پخش صدای کاربر برای تشخیص بهتر DemoSetup.zip
مرز فیزیک و متافیزیک کجاست؟
براستی مرز ماده و ضد ماده کجاست؟چرا زمانی که جهان را با همه کهکشانها و ستاره ها و سیارات و طیف گسترده ای از دیگر اجرام وزن میکنیم ، میبینیم ماده تاریک و انرژی تاریک حکایت از ناپیدائی جرم عظیم غیرقابل تصوری دارد؟

ماده تاریک چیست؟چرا فیزیک نوین به چهار بعد انیشتین رضایت نداد؟بقیه جرم جهان در کجــــــا پنهان شده است؟نظریه ریسمانها که در سر شاخه علم فیزیک کوانتوم ،ردیابی و پردازش میشود به دنبال چیست؟چرا اساتید اعظم فیزیک همه چیز را رها کرده و علم ریاضیات پیشرفتــــــــه را در خدمت جهان چند بعدی گرفته اند؟ آیا جهانهای موازی به ریسکش می ارزد؟این جهانهای تو در تو و موازی چیستند که دنیا میلیاردها دلار و یورو خرج آن میکند؟
بله خداوند تاس نمی اندازد؟وپردازش خالق بی همتا بقدری پیچیده است که چاره ای جز هذیان گوئی نداریم!
در مبحث جهان پس از بیگ بنگ ،توضیحاتی در ارتباط با ماده و ضدماده و نحوه تشکیل آن دادیم.
وحالا جهت کشف این سوال که آیا بین فیزیک و متا فیزیک و در کل ماده و ضد ماده مرزی است؟ به کنکاش در دنیای کوانتوم می پردازیم.دانشمندان فیزیک با ارائه نظریه ریسمانها ،بدنبال کشف نیروی واحد کیهانی هستند.میدانیم که انیشتین تا سالهای پایانی عمر خود ۱۹۵۱ م در پی اتحاد دو نیروی گراویتون(جاذبه) و الکترومغناطیس بود که دانشمندان جوان هم عصر وی، دو نیروی اتمی قوی(چسب بین پروتون و نوترون درون هسته) و ضعیف( رادیو اکتیو) را به وی تقدیم کردند ، که نپذیرفت. و جمله معروف خداوند تاس نمی اندازد را جهانی کرد!
برای اینکه بفهمیم آیا مرزی بین ماده و ضد ماده یا فیزیک و متافیزیک و یا شهود و غیب موجود است؟ باید صابون فهم مطالب زیر را به تن مالید!
یک تکه سنگ را از زمین بردارید و در دست بگیرید. خوب به آن نگاه کنید .چه چیز میبینید؟ ماده ؟ بله! اگر وزن و جرم و بار داشته باشد ، حتما حدستان درست است.
راستی این سنگی که در دست گرفته اید بعد دارد؟ پس تجزیه پذیر است! به چی؟ به کانیهای اولیه و کانیهای ثانویه!سپس به عناصر و مولکولها و اتمها (ذره). میدانیم که ذره هم بعد دارد و اینبار حتما به خرد ذره ها ی الکترون ،پروتون و نوترون تقسیم میشود!
به دنیای کوانتوم خوش آمدید…فقط چند نکته را به خاطر بسپارید!وقتی پائین می آئید، صحبت از مرز ماده و ضد ماده و فیزیک و متا فیزک( و از این حرفها) را به میان نیاورید! ( چون مرزی وجود ندارد).برای خودتان گفتم تا در برگشت دچار مشکل نشوید!
دموکریت در یونان در سالهای 370-460 قبل از میلاد مسیح ،اتم (ذره )راتعریف کرده بود.ولی از ذرات بنیادی یا همان خرد ذره های ما(الکترون،پروتون و نوترون) ،چیزی به میان نیاورده بود.
در سال ۱۹۶۰ بود که دانشمندان اعلام کردند اون سنگی که در دست شماست و تا مرحله ذرات بنیادی شکافتید از زیر خرده ذره هائی تشکیل یافته است، که برخی کوارک نام گرفتند.(از اتم عکس داریم ولی از کوارک شرمنده ام)!
حالا دو مطلب برای سیر در غیب داریم:
زیر ذره های عامل انرژی (بوزون )و زیر ذره های عامل ماده(فرمیون).
بوزونها با گشتاور چرخشی 0-10 که نشانگر رفتارشان است ،تشکیل دهنده چهار نیروی شناخته شده فیزیک هسته ای (نیروی ضعیف و قوی و الکترومغناطیس و جاذبه ) می باشند.
اگر خسته شدید می توانید سنگ را زمین بگذارید . ولی همچنان چشم از آن برندارید تا در پایان ،مدعی نشوید که چشم بندی کردم!
بوزونها در دو طبقه: غیر کوارکی و کوارکی موجود ند.
انواع بوزونها ی غیر کوارکی:
۱- فوتون(کوانتوم): که نیرو الکترو مغناطیس بوده و فاقد جرم ( در حالت سکون ) است.موجی حرکت کرده و ذره ای به مقصد میرسد . نور در تعریف معادله ماکس پلانک ، نسبت معکوس طول موج و انرژی را پذیراست.یعنی هر چه قدر انرژی یک فوتون(کوانتوم)زیادتر شود طول موج آن کوتاه تر است.پس هرچه آهنی داغ تر شود ،طیف رنگ آن از سرخ با طول موج بلند و انرژی کم به نارنجی ، زرد،سبز و آبی با طول موج کوتاه ولی پر انرژی تغییر میکند.
پرتوهای موجود در طبیعت از طول موج بلند به کوتاه عبارتند از : میکرو ویو،رادیو، تلویزیون، ماهواره ،نور(فرو سرخ-نارنجی-زرد-سبز-آبی-نیلی ـ بنفش و فرا بنفش)،ایکس و گاما.
پرتو های میکرو ویو ، رادیو ، تلویزیون ، ماهواره ، نورفرو سرخ بر چشم تاثیر ندارند پس قابل رؤیـــت نیستند . و به دلیل فوتونهای کم انرژی ،برای سلولهای موجودات زنده ( گیاه و حیوان )مضر نیستند.
پرتوهای الکترو مغناطیس جهت انتشار به هوا و آب نیاز ندارند و با حد اکثر سرعت یک ذره (سرعت نور=۳۰۰۰۰۰km/s)به شکل ماده حرکت میکنند. امواج مکانیکی(سرعت صوت=۳۳۵m/s) به واسط آب و هوا نیاز دارند . همانطور که قبلا هم در مبحث بیگ بنگ توضیح دادم فوتـــونـــها در دمــــا های میلیاردی تشکیل شده اند و دارای عمر ابدی هستند و فراوانترین وجودند . (هر اتم ، یک میلیـــارد فوتون). البته انسان هم توانسته با شکافتن هسته اتم ( در انفجار اتمی ) و اتصال هسته اتم ( انفجار هیدروژنی)،با تبدیل ماده به انرژی مقادیر عظیمی از فوتونهای پر انرژی (فوتونهای رادیواکتیو-اشعه گاما)تولید کند:E=mc^2.
زمانی که یک الکترون ، فوتون را جذب یا دفع میکند به پوزیترون تبدیل میشود . برخورد الکترون و پوزیترون،ناپدیدی آنها و تشکیل فوتون را موجب میشود .(ماده به انرژی تبدیل میشود).
گراویتونها، نیروی جاذبه ای که منشاء آن، بوزون حاملی بنام ،هیگز(با چرخش صفر) است! بعبارتی ، نقاش سیاهچاله هااند.
گلوئونها، (چرخش 1) با بار خنثی ،چسب هسته اتمی را پدید آورده است . گلوئــونــها نیز طــــی واکنش های هسته ای در دمای میلیارد درجه ای پدید می آیند.
و بالاخره بوزونهای حامل که جرم داری شون قابل تحصین است ،w – w + با 81000 میلیــــــــون الکترون ولت و z0 با 93800 میلیون الکترون ولت(Mev). خلاصه اینکه ، گشتـــاور یــک و نیروی ضعیف از خصوصیات آنهاست.
بوزونهائی کوارکی (دو کوارکی که مزون نامیده میشوند):باز هم عامل انرژی هستند.
این تبدیل کنندهای خرده ذره ماده به انرژی ،شامل :
پیون : ایجاد کننده نیروی قوی که پروتونهای هم بار را سر جایشان می نشاند -(هیدکی یوکاوا 1935م).و البته در اشعه کیهانی هم ثبت شده اند(سسیل فرانک پاول – 1947م). پیونها با اجرام متفاوت و بارهای مثبت،منفی و خنثی مشاهده شده اند.
کئون: مزون خنثی با عمر کوتاه و جرم بیشتر از پیون ، که در ساختار مـــــــــاده معمولی حضور ندارد.
از انرژی زاها که بگذریم به ماده زاها (فرمیونها)میرسیم:
خرده ذره هائی که سازنده ماده هستند را فرمیون مینامند: (چرخش2/1) و دارای حرکت دایره ای بوده و شامل کوارک و لپتون و باریون (سه کوارکی )است.
کوارکها : تا آنجا که علم بشر اجازه داده ،میتوان گفت که کوارکها سنگ پایه تشکیل ماده اند و شامل :۱- کوارک بالا ۲- کوارک پائین ۳- کوارک راس ۴- کوارک قاعده ۵-کوارک عجیب و ۶-کوارک افسونگر هستند.
لپتونها : این فرمیونها ،خرده ذره های سبکی هستند که از ریز ذره های ذیل تشکیل یافته اند:
الکترونها :خرده ذره های سبک پایــداری که با بار منفی برروی مدار اتـم با سرعــــــت ۶۰۰km/s میچرخند و در همه ذرات حضور دارند ( واکنش آنها موجب پیدایش واکنشهای شیمیـــائـــــی می شود).
الکترون دارای ضد خرده ذره ای بنام پوزیترون(بار ۱+) میباشد.بعبارتی تصویر آئینه ای آن بوده که در سال ۱۹۳۱ م توسط موریس دیراک حدس زده شد.و در سال ۱۹۳۲ م توسط اندرسن کشف شـــد.
لازم به ذکر است که هر خرده ذره ای دارای یک ضد خود بوده که بار و حرکتش مخالف ذره اصلی بوده و سازنده ضد ماده میباشد .ساختار برخی سیاهچاله ها را از ضد ماده می دانند.
میو-آنها (الکترونهای چاق تا ۲۰۰ برابر)،تو-آنها و نوترینوها (خنثی- جرمشان یک ده هزارم الکترون بوده و روزانه 10 میلیارد نوترینو از خورشید به هر سانتیمتر مربع کره آبی رنگ ما اصابت میکنه!و از طرف مقابل آن بیرون میزنه! ).
و نهایتا باریونهای سنگین وزن با عمر کوتاه که فرمیونهائی هستند متشکل از ۳ کوارک و بلافاصله پس از تشکیل به پروتون (سازنده هسته با بار ۱+ و به تعداد مساوی با الکترون در هر ذره و بـــــــا سرعت ۱۵ km/s و ۵ برابری تعداد نوترونها در طبیعت) و نوترون و باریونهای دیگر(ناپایـــــــــدار که از بقایایشان ،انواع دیگری به همراه پرتو کیهانی سیگما،امگا،هیپرون و زی بوجود میآید) تبدیل می شوند.
خوب حالا سنگ را بردارید و مرز ماده و ضد ماده ،فیزیک و متافیزیک ،عالم غیب و شهود،دنیای ما و جنیان ، و بطور کل مرز بندی دنیاهای موازی را در نظریه ریسمانها ،به من نشان دهید. نظریـــــه ریسمانها و ابعاد بیش از 11 و یا 13 جهان موازی حتما توجه شما دوستان عزیـــــــز را به خود جلب کرده است؟
آیا فیزیک به دنیای متافیزیک وارد شده است و یا بالعکس؟
مرز فیزیک و متا فیزیک کجاست؟ ماده چیست ؟ دنیاهای موازی در کجای هم واقع شده اند؟ اونها و دنیای اونها از چه تشکیل یافته که ما را میبینند ؟ و چرا ما آنها را نمیبینیم؟
یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه ینزغ عنهما لباسهما لیریهما سوآتهماانه یراکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم انا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لا یومنون(اعراف/۲۷)
ای فرزندان آدم ! شیطان شما را نفریبد ،آنگونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیـــــرون کرد ، و لباسهایشان را از تنشان بیرون ساخت تا عورتشان را به آنها نشان دهد.چه اینکه او و قبیله اش شما را میبینند از جائی که شما آنها را نمی بینید،ما شیاطین را اولیــــای کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آورند.
اعجاز قرآن
اعجاز قرآن

آیا زمان معجزهها سپری شده است؟ و ما دیگر شاهد وقوع آنها نخواهیم بود؟ آیا از آنجا که معجزات انبیای گذشته مربوط به زمان و مکان خاص خودشان بوده است ما باید با استفاده از اسنادی که از گذشته به جا مانده از آن معجزات آگاه شویم تا بتوانیم به آن پیامبران ایمان بیاوریم؟
در جستجوی یافتن پاسخی مناسب به این سوالات با کتاب آسمانی دین اسلام مواجه میشویم. قرآن، تنها کتاب آسمانی است که با صراحت و قاطعیت تمام ادعا میکند که معجزهای است جاوید برای تمامی مردم، در هر زمان و هر مکان و با هر ملیتی که دارند.
قرآن و ادعای اعجاز
همانگونه که میدانیم، معجزه امر خارقالعادهای است که همه افراد بشر از انجام دادن عملی مانند آن ناتوان هستند. کسی که ادعای پیامبری میکند با ارائه دادن معجزه، این ادعا را دارد که چون نوع بشر توانایی انجام عملی مانند عمل او را ندارد، بنابراین بایستی عمل او بهواسطه ارتباطی که با قدرتی مافوق قدرتهای بشری دارد، انجام شده باشد و او آفریننده این عالم است. در واقع خدا خواسته است با دادن این قدرت به او، رابطه بین او و خود را تأیید کند.
قرآن نیز برای آنکه ادعای معجزه بودن خود را ثابت کند، اینگونه بیان میکند که هر کس در خدایی بودن این کتاب شک دارد و آن را ساخته و پرداخته پیامبر اسلام میداند یک کتاب همانند آن بیاورد و آنگاه ادعا میکند که قطعا اگر تمامی انسانها با هم متحد شوند تا بتوانند یک کتاب مانند قرآن پدید آورند، هرگز نخواهند توانست. سپس در مرحله بعد برای اینکه بتواند ناتوانی بشر را در آوردن مثل خود اثبات کند و عجز مخالفین را آشکارتر سازد مجال را برای مخالفین بازتر کرده بیان میکند حال که نمیتوانید مانند قرآن را بیاورید لااقل مانند ده سوره آنرا بیاورید. و دوباره ادعا میکند که هرگز نخواهید توانست و در ادامه هشدار میهد که اگر نتوانستید، بدانید که قرآن از جانب خداست. و بالاخره آنجا که میخواهد نهایت عجز دیگران را در برابر خود آشکار کند، تنها به یک سوره بسنده میکند و این در حالی است که یک سوره میتواند تا حد یک سطر هم کوتاه باشد و سپس ادعا میکند که هرگز نخواهید توانست حتی یک سوره مانند سور قرآنی بیاورید.
حال باید بدانیم که قرآن نسبت به چه امری مبارزطلبی نموده است. محققین اسلامی معتقدند که کل قرآن در مجموع دارای چندین وجه اعجاز میباشد اما آن وجه از اعجاز که قرآن نسبت به تک تک سور خود نسبت به آن مبارزطلبی میکند همان فصاحت و بلاغت آیههای آن میباشد.
اعجاز قرآن از نظر فصاحت و بلاغت
فصاحت و بلاغت به این معناست که در بیان مطلب و مقصود مورد نظر بتوان از الفاظ شیوا و زیبا و ترکیبات سنجیده و خوشآهنگ بهره برد. محققین ادب عرب معتقدند که این وجه در تکتک سور قرآن مشهود است.
در بررس ادعای آنان، ابتدا باید ببینیم که آیا در طول بیش از هزار و چهار صد سال که از نزول قرآن میگذرد واقعاً هیچ کس نتوانسته است حتی یک سوره یک سطری نظیر قرآن بیاورد؟ یعنی آیا واقعاً تا به امروز کسی نتوانسته است به این مبارزطلبی آشکار پاسخ دهد؟ در جواب به این سوال، باید به تاریخ رجوع کرد. هنگامی که به تاریخ مراجعه میکنیم در مییابیم که مورخین، اعم از مورخین اسلامی و مستشرقین و مورخین ادیان و ملل دیگر، هیچ نمونه قابل توجهی از پاسخگویی منکرین و مخالفین اسلام ثبت نکردهاند و از آنجا که تاریخ جزئیات بسیاری از اقدامات مخالفین پیامبر اسلام و آیین او را، ثبت کرده است، یقین میکنیم که اگر واقعا نمونه قابل توجهی آورده شده بود، چنین نمونه مهمی که نمایانگر بطلان دین اسلام بود حتما در تاریخ ثبت میشد. همچنین در دوران معاصر نیز همگان را در برابر این مبارزطلبی آشکار قرآن ساکت مییابیم.
چرا دیگران در برابر مبارزطلبی قرآن سکوت کردهاند؟
حال این سؤال مطرح میشود که آیا اگر در برابر این مبارزطلبی آشکار، همگان چه در طول تاریخ و چه امروز سکوت اختیار کردهاند، لزوماً به معنای عجز آنها از آوردن مثل قرآن میباشد؟ و یا دلایل دیگری میتواند داشته باشد؟ در پاسخ به این سؤال میتوان سه حالت را در برابر سکوت دیگران تصور کرد:
1- ممکن است انگیزهای برای پاسخگویی به این مبارزطلبی قرآن در گذشته و حال وجود نداشته باشد.
2- انگیزه پاسخگویی وجود داشته اما فن ادب عرب پس از عصر نزول قرآن کمکم ضعیفتر شده و از بین رفته و امروزه نیز در میان غیر مسلمین ادیب عرب وجود ندارد تا بتواند به مبارزطلبی قرآن پاسخ دهد.
3- هیچکدام از دو حالت قبل، اتفاق نیفتاده، بلکه واقعا از آوردن همانند قرآن عاجز شده و منصرف گشتهاند.
در بررسی حالت اول مشخص است که ظهور پیامبر اسلام در زمانی بوده است که ملتهای گوناگون با عقاید مختلف زندگی میکردند. برخی مادی و منکر هرگونه خدایی و در میان سایرین، برخی بتپرست و مجوسی، و بعضی دیگر مسیحی و یا یهودی بودند. جدای از همه اینها، سلاطین ایران و روم نیز در استعمار و استثمار ملل ضعیف دست دراز داشتند. در چنین روزگاری پیغمبر اسلام با ادعای ابلاغ فرامین الهی، پرچم توحید را برافراشت و تمامی جهانیان را به پذیرش اسلام و تسلیم در برابر خدای یگانه دعوت نمود. این دعوت به یکتاپرستی، ثنویت مجوس و تثلیث مسیحیت و نسبتهای ناروای یهود به خدا و انبیا، و رسوم و عادات جاهلیت و سایر عقاید باطل آن زمان را بسیار جدی نفی مینمود. همچنین اطاعت همهجانبه از خدا و تسلیم در برابر او عملا با رفتار متکبرانه سلاطین آن زمان در تعارض بود. بدین ترتیب پیامبر اسلام یک تنه با همه ملل و امم، روبرو شد و برهان نبوت خود را قرآن قرار داد و با یک سلاح عقلی و فرهنگی یعنی مبارزهطلبی نسبت به یک کتاب، قدرتهای ملوک و سلاطین و عالمان یهود و مسیحیت و زرتشتیان و صابئان و عموم بتپرستان را به مقابله فراخواند؛ و البته اسلام این مبارزه فکری و عقیدتی خود را تا به امروز نیز ادامه داده و امروز بیش از همه ادوار گذشته دشمنانی دارد که سودای نابودی آن را در سر میپرورانند. طبیعی است که در چنین شرایطی آنان تمام قدرت خود را متمرکز کنند تا در برابر آیینی که مطامع دین و دنیای آنها را به خطر انداخته بود مقابله کرده آنرا از بین ببرند.
آنها در عمل برای تحقق خواسته و دستیابی به مطامع خود و نابودی اسلام دست به هر اقدامی زدهاند و میزنند. پیامبر اسلام و یارانش را به مدت سه سال در سختترین شرایط در شعب ابیطالب در محاصره اقتصادی قرار دادند در حالی که حداقل عوامل حیات را از آنان گرفته بود، جنگهای بزرگی چون بدر و احد از طرف کفار و مشرکین برای نابودی اسلام طرح شد و چون به نتیجه نرسید تمامی دشمنان اسلام، اعم از مشرکین و یهودیها و ... با یکدیگر متحد شدند تا بلکه بتوانند در جنگ خندق ریشه اسلام را قطع کنند و ... و سایر اقدامات تبلیغاتی که بر علیه اسلام برپا شده و تا به امروز نیز ادامه دارد، و به عبارت دیگر، از انجام هر کاری که ممکن بود برای نابودی اسلام دریغ نورزیدند. آیا بهتر نبود بهجای این همه صرف نیرو، یک سوره کوتاه یک سطری میساختند و به دنیا عرضه میکردند تا در صورت برابری با قرآن، بطلان اسلام ثابت شود؟ قطعا سادهترین راه ابطال پیامبر اسلام و دینش در بطلان معجزه او بهوسیله پاسخگویی به مبارزهطلبی آن است که از روزهای آغازین اسلام با آن همراه بود و بنابراین یقیناً در میان خیل عظیم مخالفین اسلام که اینهمه خرج کردند و لشگر آوردند و تبلیغ کردند و شایعه پراکنی نمودند و ... انگیزه پاسخگویی به این مبارزطلبی آشکار قرآن کریم، وجود داشته و دارد.
در بررسی حالت دوم باید به سیر تکاملی ادب عرب توجه نمود. اگرچه فصاحت و بلاغت، فن رایج عصر نزول قرآن در میان اعراب بوده است، اما نه تنها آن روز فن ادب عرب رواج داشت بلکه بعد از آن هم، به طور دائم بر وسعت و اوج آن افزوده شد و امروز نیز ما در عصری قرار داریم که فن ادب عرب پرمایهتر از قبل و با گسترش در افقهای تازهتری وجود دارد و ادیبان عرب فراوانی در میان غیر مسلمانان، در سراسر عالم حضور داشته و دارند. بنابراین از صدر اسلام تا به امروز، غیر مسلمینی که صاحب فن فصاحت و بلاغت باشند زیاد بوده و هستند و تسلط آنان به زبان عربی در حدی بوده است که صاحبان بسیاری از کتابهای لغت، تاریخ و حتی صرف و نحو عربی از میان همین اشخاص بودهاند. با فرض اینکه این ادیبان به خودی خود، انگیزهای برای پاسخگویی به قرآن نداشتند آیا آنان که سرسختانه با اسلام در مبارزه بوده و هستند، نمیتوانند از این ادیبان در راه هدف خاص خود بهره برند؟ پس از آنکه روشن شد که حالتهای اول و دوم قابل قبول نیستند، باید حالت سوم را پذیرفت که اگر نتوانستهاند تا به امروز پاسخ مبارزطلبیهای آشکار قرآن کریم را بدهند دلیلش تنها در عجز مخالفین بوده است و بس. و صحت ادعای قرآن بر همگان اثبات میشود.
شیوه فهم اعجاز قرآن (از لحاظ فصاحت و بلاغت)
نکته بسیار مهم آنکه فهم این نوع از اعجاز قرآن توسط متخصصین این فن صورت میگیرد. به طور کلی نیز برای مقایسه مراتب گوناگون یک فن خاص، باید از متخصصان آن فن نظر گرفت. برای توضیح بیشتر از یک مثال استفاده میکنیم:
فرض کنید که طبیب "الف" امروز در جهان ادعا کند که هیچ طبیبی در دنیا از نظر مهارت در فن طبابت با او برابری نمیکند. همچنین فرض کنید که این ادعای او بر دیگران گران تمام شده سرسختانه قصد دارند تا ادعای او را باطل سازند:
اولاً: اگر هیچ طبیبی پیدا نشود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند بر همگان اثبات میشود که ادعای طبیب "الف" درست بوده است.
ثانیاً: اگر طبیب "ب" پیدا شود که ادعای برتری نسبت به طبیب "الف" کند، مردمی که تخصصی در فن طبابت ندارند نمیتوانند بین این دو تشخیص دهند بلکه لازم است که طبیب "ب" تأیید عدهای از متخصصان فن طبابت را به همراه ادعای خود ارائه دهد تا ادعای او اثبات شود.
در مورد اعجاز قرآن نیز، از آنجا که کسی تا به حال نتوانسته است پاسخی مناسب و مورد تأیید ادیبان عرب ارائه دهد، بر مردمی که تخصصی هم در فن ادب عرب ندارند اثبات میشود که قرآن معجزه است. همچنین اگر کسی ادعا کند که توانسته است پاسخ مبارزطلبی قرآن را بدهد برای اثبات ادعای خود باید بتواند عدهای از ادیبان عرب دنیا را نیز به همراه خود داشته باشد.
سایر وجوه اعجاز قرآن
از آنچه تاکنون بیان شد به روشنی آشکار میشود که قرآن از لحاظ فصاحت و بلاغت معجزه است. اگرچه همین مقدار کافی است تا بتوانیم به این مطلب پی ببریم که قرآن کریم نمیتواند ساخته و پرداخته دست بشر باشد اما همانگونه که بیان کردیم، محققین اسلامی معتقدند که علاوه بر اعجاز فصاحت و بلاغت قرآن که در تکتک سور آن مشهود است، برای کل قرآن در مجموع وجوه دیگری از اعجاز نیز وجود دارد. نکته بسیار مهم آنست که فهم این وجوه، مانند فهم اعجاز فصاحت و بلاغت، تخصصی نیست بلکه همگان با هر ملیت و هر نژادی قادر به فهم این وجوه از اعجاز میباشند. باید توجه داشت که محققان وجوه متعددی از اعجاز را ذکر کردهاند که ما به جهت اختصار تنها سه مورد از آنها را بررسی میکنیم:
1- قرآن و اسرار خلقت: گرچه قرآن کتاب علوم نیست و به منظور مسایل علمی نیز نازل نشده است و منظور و هدف قرآن هدایت و رهبری جامعه بسوی سعادت دنیا و آخرت است ولی در عین حال قرآن در بسیاری موارد از این گونه مسایل در راه هدف خاص خود بهره برده است و از آنها به صورت نشانههایی از قدرت لایزال الهی یاد کرده است. لذا در موارد متعددی، اشاره به بسیاری از اسرار خلقت نموده است. این امر خود نشان دهنده آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل به اسرار طبیعت داشته است و او کسی نیست جز آفریننده طبیعت. در زیر سه مورد از این اسرار را که در قرآن آمده است، به اختصار بیان مینماییم:
الف) اشاره به حرکت زمین:
"الذی جعل لکم الارض مهدا"(سوره طه، آیه 53)
"آن خدایی که زمین را برای شما مانند گهواره قرار داد."
در این آیه، قرآن با کنایه، اشاره به حرکت زمین میکند و آن را به گهوارهای تشبیه میکند و میدانیم به واسطه حرکت گهواره است که طفل در آرامش به سر میبرد و بدینسان به حرکت زمین اشاره میکند. علت این امر که قرآن با صراحت به حرکت زمین اشاره نمیکند آن است که این جملات در زمانی نازل شده است که جز سکون زمین و حرکت افلاک به دور آن چیز دیگری برای بشر مطرح نبود. توضیح بیشتر آنکه هنگامی که هزار سال بعد گالیله برای اولین بار اعلام کرد که زمین حرکت میکند او را محکوم به اعدام کردند. از همین جا میتوان فهمید که اگر قرآن با صراحت مسأله حرکت زمین را مطرح میکرد به طور وسیعی مطرود میگشت و بنابر این قرآن این مطلب را با لطافت خاصی بیان نموده است. که اولاً با نظرات مردم آن زمان صریحاً منافات نداشته باشد و ثانیا حقیقت را بیان کرده باشد.
ب) اشاره به عمل لقاح توسط باد:
"و أرسلنا الریاح لواقح" (سوره حجر، آیه 22)
"و ما بادها را عامل لقاح قرار دادیم."
قرنها پس از نزول قرآن بود که زیستشناسان پی به اثر بادها در انجام عمل لقاح در گیاهان شدند و این از معجزات قرآن میباشد.
ج) "و أنزلنا الحدید فیه بأس شدید و منافع للناس" (سوره حدید، آیه 25)
"و ما آهن را که در آن صلابت و محکمی شدید و منافعی برای مردمان در آن است نازل نمودیم."
تا قرن هجدهم یعنی دوازده قرن پس از نزول قرآن هنوز کارهای فلزی در نهایت ضعف بود و نه تنها ارزش آن شناخته نشده بود بلکه اساسا مهم و قابل توجه تلقی نمیشد تا این که ناگهان چشم دنیا به آهن دوخته شد و رقابت عجیبی در میان دانشمندان برای استخراج و استفاده بهتر از آن به وجود آمد تا آنجا که این دو قرن اخیر دوران نهضت و پیشرفت فلز اطلاق شده و دنیا منافع آن را حتما آنچنان که باید دریافته و صدق یکی دیگر از حقایق قرآن نقاب از صورت به یک سو زده است. این امر در خور توجه است که قرآن در میان تمام فلزات انگشت بر روی آهن گذاشته است و از منافع آهن سخن میگوید و امروزه این امر به وضوح مشهود است که کارآیی آهن از سایر فلزات بیشتر میباشد.
2- قرآن و اخبار آینده: قرآن در موارد متعددی شامل اخبار غیبی است که بعدا به وقوع پیوسته است. این امر حاکی از آن است که قرآن از طرف کسی نازل شده است که میتواند خبر از غیب بدهد و او کسی نیست جز خدای متعال که تنها داننده غیب به صورت مطلق اوست. آیاتی که قرآن در آنها به ذکر پیشگوییهایی پرداخته است، بسیار زیاد است که ما در اینجا به چند مورد اشاره میکنیم:
الف) قبل از آنکه مکه توسط مسلمین فتح شود پیامبر در عالم رؤیا دیدند که به نشانه خروج از احرام موهای سر خود را تراشیدهاند و از آنجا که رؤیای انبیاء رؤیای صادقه است به اصحاب خویش وعده دادند که بهزودی وارد مسجد الحرام میشوند. در سال ششم هجری آن حضرت به همراه جمعی از اصحاب به قصد زیارت خانه خدا راهی مکه شدند که در بین راه مشرکین در منطقه حدیبیه از حرکت آنان جلوگیری کردند و کار به صلح حدیبیه انجامید و قرار شد مسلمانان برگردند و سال بعد برای انجام مراسم حج عازم شوند. پس از انعقاد پیمان صدای اعتراض بعضی از اصحاب برخاست و صدق رؤیای پیامبر را مورد تردید قرار دادند در چنین شرایطی آیه زیر نازل گردید:
"لقد صدق الله رسوله الرؤیا بالحق لتدخلن المسجدالحرام ان شاءالله آمنین محلقین رؤسکم و مقصرین لا تخافون ما لم تعلموا فجعل من دون ذلک فتحا قریبا"(سوره فتح، آیه 27)
"خداوند صدق خواب رسولش را آشکار خواهد ساخت که شما مسلمانان با دل ایمن به مسجد الحرام وارد شوید و سرها بتراشید و تقصیر کنید بدون ترس و هراس. پس خداوند آنچه را شما نمیدانستید مقرر داشت و از پس آن فتحی نزدیک قرار داد."
در این آیه ضمن تأیید رؤیای پیامبر فتح مکه را نیز به مسلمین نوید داده شده است. در سال هفتم هجرت بود که درستی خواب آن حضرت تحقق یافت و مسلمانان به زیارت خانه خدا نایل شدند و یک سال بعد نیز دومین وعده قرآن به وقوع پیوست و در پی شکستن صلح توسط کفار، مکه توسط مسلمین فتح شد.
ب) جنگ بدر نخستین جنگ مسلمانان با کفار قریش بود. کاروانی از کفار مکه با مال التجاره فراوان از نزدیکیهای مدینه عبور میکردند. مسلمین از پیامبر اجازه گرفتند تا به جبران اموال و منازل آنها که در مکه به غارت رفته بود به کفار حمله کنند و اموال آنها را بگیرند. پیامبر اجازه فرمودند و در این هنگام آیه ذیل نازل شد:
"و اذ یعدکم الله احدی الطائفتین انها لکم و تودون ان غیر ذات الشوکه تکون لکم و یرید الله ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین"
"و هنگامی که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه برای شما خواهد بود و شما دوست میداشتید که آن یکی که خالی از رنج بود برای شما باشد و خداوند میخواهد که حق را با کلمات خود تقویت و ریشه کافران را قطع نماید."
این آیه نتیجه وقایع جنگ بدر را بیان میفرماید. با وجودی که تعداد نفرات دشمن چند برابر نفرات مسلمین بود و نگرانی در بین بعضی مشاهده میشد ولی قرآن صریحاً بشارت داد که یا پیروزی در جنگ و یا مال التجاره از آن مسلمین شود.
ج) هنگامی که فرزند پیامبر از دنیا رفت شخصی به نام عاص بن وایل گفت: "همانا محمد ابتر است. پسری ندارد که قائم مقام او باشد و وقتی مرد یاد او منقطع خواهد شد. در این هنگام آیات سوره کوثر بر پیامبر نازل شد:
"انا اعطیناک الکوثر فصل لربک وانحر ان شانئک هو الابتر"
"ما به تو خیر بسیار دادیم پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن همانا آن کس که تو را سرزنش میکند همان ابتر است."
در این آیات خبر داده میشود که آن کسی که آن حضرت را ابتر خواند نسلش منقرض و نسل آن حضرت باقی خواهد بود.
3- آورنده قرآن کریم: یکی از مسایل مسلم در زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که بسیار روشن و غیر قابل انکار است "اُمی" بودن آن حضرت است. بدین معنا که آن حضرت نه خوانده بودند و نه نوشته بودند و نه اساسا معلمی دیده بودند. این مسأله آنقدر مسلم است که خاورشناسان معروف غربی نیز در کتب خویش به این حقیقت اعتراف دارند. بر این اساس صدور الفاظی مانند کلمات قرآن کریم که آن همه جنبههای اعجازی اعم از فصاحت و بلاغت و اسرار خلقت و اخبار غیبی و… که پیشتر بیان کردیم در آن نهفته است از یک چنین شخصی، قطعا دلیل آن خواهد بود که این کار خدایی است و این علم علمی است که از طریق وحی کسب شده است. قرآن کریم خود در این مورد میفرماید:
"و ما کنت تتلوا من قبله من کتاب و لا تخطه بیمینک اذالارتاب المبطلون" (سوره عنکبوت، آیه 48)
"تو ای پیامبر، پیش از نزول قرآن کریم هیچ کتابی را نمیخواندی و هیچ نوشتهای را نمیانگاشتی که در آن صورت، افراد وسوسهگر در مورد صحت رسالت تو به تردید میافتادند."
سخن آخر
گرچه قرآن دارای وجوه اعجاز متعددی است، اما اینها به این معنی نیست که قرآن یک کتاب ادبی و یا یک کتاب در خصوص مسایل اسرار خلقت و ... باشد. بلکه از این مسایل در راه هدف خاص خود استفاده کرده اثبات میکند که معجزه است. آنگاه خود را کتاب هدایت معرفی میکند و بنابراین آنان که اعجاز قرآن برایشان روشن شده است باید که طریق هدایت و معارف صحیح الهی را در قرآن بیابند. از این رو ایمان ما به سایر پیامبران الهی و معجزات آنان نیز پس از اثبات اعجاز قرآن و گوش دادن به اخبار غیبی است که قرآن از انبیای گذشته نقل میکند.
در یک جمعبندی کلی مطالب این مقاله را میتوان به صورت زیر خلاصه نمود:
1- معجزات انبیای گذشته مخصوص به زمان خاص خودشان بوده است و امروزه چیزی از آنها در دسترس ما قرار ندارد. در این میان، تنها قرآن را مییابیم که ادعا میکند یک معجزه همیشگی است.
2- قرآن کریم برای اثبات صحت ادعای خود، تمامی عالمیان را آشکارا به مبارزه میخواند تا اگر میتوانند کلماتی مانند آیات قرآن بیاورند.
3- آن وجه اعجاز قرآن کریم که قرآن نسبت به تک تک سور خود بدان تحدی نموده، فصاحت و بلاغت آیات آن است. البته برای قسمتهای مختلف قرآن، علاوه بر فصاحت و بلاغت، وجوه دیگری از اعجاز وجود دارد.
4- از یکسو مخالفین اسلام در عمل چه در اعصار گذشته و چه در عصر حاضر از پرهزینهترین و سختترین کارها برای بطلان اسلام دریغ نورزیدهاند و از سوی دیگر در برابر سادهترین اقدام که پاسخگویی به مبارزطلبی قرآن بود سکوت کردند و هیچ نمونه قابل توجهی که از لحاظ فصاحت و بلاغت، صاحبنظران، آن را همتای قرآن بدانند نیاوردهاند و این در حالی است که هم انگیزه کافی داشتند و هم ادیبان عرب توانا. این خود بهترین دلیل از عجز آنها در برابر قرآن میباشد.
5- در قرآن، در موارد متعددی اشاره به اسرار خلقت شده است که سر آنها قرنها بعد معلوم شده است. این حاکی از آن است که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه کامل بر اسرار خلقت داشته است.
6- در قرآن، در موارد متعددی پیشگوییهای غیبی آمده است که بعدا محقق شده است و این نشان میدهد که قرآن از سوی کسی نازل شده است که احاطه به غیب دارد.
7- قرآن با این همه وجوه اعجاز که ذکر شد بهوسیله پیامبری آورده شده است که به گواهی تاریخ درس ناخوانده بوده است. این امر به وضوح نشان میدهد که او قرآن را از پیش خود نیاورده است بلکه از سوی پروردگار عالمیان فرو فرستاده شده است.
نتیجه گیری
از آنچه بیان شد مشخص شد که قرآن معجزهای است برای تمامی اعصار و برای تمامی ملتها و بنابراین، این کتاب مقدس از جانب خدا نازل گشته است. همچنین با مشخص شدن اعجاز قرآن، صدق ادعای نبوت پیامبر اسلام آشکار میگردد. بنابراین امروزه تمامی انسانها میتوانند با تحقیق و بررسی در خصوص این کتاب و مشاهده اعجاز آن، به نبوت پیامبر اسلام و حقانیت آیین او پی ببرند.
عکس استاد محمد حسین سعیدیان

ا
استاد محمد حسین سعیدیان
در آمدي بر شناخت موسيقي قرآن

يکي از مهم ترين جنبه هاي اعجاز بياني قرآن ، نظم آهنگ و موسيقي آن است. از آن جا که موسيقي و صوت زيبا، تاثيري شگرف در تحول و دگرگوني روح انسان دارد، خداوند آيات کتاب خود را با موسيقي خارق العاده و اعجازآميزي درهم آميخته است. هنر مقوله اي است که از آغاز آفرينش انسان تاکنون پا به پاي آدمي پيش رفته است. براي حوزه معرفت بشري ، هم چون فلسفه ، رياضيات و علوم تجربي مي توان سرآغاز و سرگذشتي بيان کرد. اما هنر، حياتي بي آغاز و سرگذشتي نانوشتني دارد. در تعريف هنر، نظريات مختلفي از سوي صاحب نظران ارايه شده است ، به عنوان مثال: فيليسين شاله ، فيلسوف فرانسوي ، گفته است: «هنر، کوشش براي ايجاد زيبايي ، يا ايجاد ايده آل باشد» در باب هنر و نقش آن در زندگي بشر نيز گفته ها و نوشته هاي فراواني وجود دارد، اما همه آن ها در حقيقت ، تاريخي از تجليات هنر آدمي است و از حقيقت حضور هنر در زواياي بشري چندان که بايد پرده برنگرفته است. اين حضور پنهان و بي بديل را تنها در يک جا مي توان سراغ گرفت و آن حوزه دين و معرفت تعالي بخش روح آدمي است. دين از گذشته هاي تاريخ تاکنون همگام با هنر و حتي بسي ژرف تر، هزار توي حيات و هستي بشر را در نورديده است در طول تاريخ ، اين دو مقوله ، يعني هنر و دين ، آن چنان در هم تنيده اند که بازشناسي و جداسازي آن ها از يک ديگر ناممکن مي نمايد. شايد اين پيوند و پيوستگي از آن روست که دين و هنر هر دو ريشه در پنهان جان و مايه در عمق هستي انسان و جهان دارند و با گوش جان مي توان «فطرت الله التي فطر الناس عليها» را از آن ها باز شنيد. از اين رو هم چنان که دين ، مقدس و متعالي است ، هنر نيز ريشه در قداست ها و تعالي جويي هاي انسان دارد و همان طور که ديانت بدون دستگيري پيامبران ، به کژي و کاستي مي گرايد، هنرمندي نيز بدون رهنمود خداي هنر و هستي به بيراهه مي رود. از سوي ديگر، خداوند بزرگ و خالق انسان ها و زيبايي ها، براي هدايت و سعادت انسان و گسترش کمالات و زيبايي هاي انساني ، قرآن را نازل فرمود. قرآن کتابي است که باطني عميق ، ظاهري زيبا و بياني شيرين دارد. قرآن معجزه بي پاياني است که از جنبه هاي گوناگون ، داراي اعجاز و خارق العادگي است. نموده انداعجاز بياني قرآن از جمله جلوه هاي خارق العاده قرآن است .
گزينش کلمات:سخن دانان عرب از نظر ادبي ، اعجاز قرآن را در گرو فصاحت و بلاغت والاي آن دانسته اند. رسا بودن بيان ، روان بودن عبارات گزينش دقيق کلمات و نظم آن ها، چنان ترکيبي در آيات قرآن به وجود آورده که از لحاظ تعبير و آواي الفاظ و کلمات ، بافتي به هم پيوسته و گره خورده فراهم آورده است ، به گونه اي که گويي سراسر هر آيه و سوره ، واحد منسجمي را تشکيل داده که غيرقابل تفکيک است. تمامي اين ها بر اين مطلب دلالت دارد که قرآن سخن خداست. گزينش واژه هاي قرآني به گونه اي انجام گرفته که اولا: تناسب آواي حروف کلمات هم رديف آن رعايت گرديده است ، به صورتي که آخرين حرف از هر کلمه پيشين با اولين حرف از کلمه بعدي هم آوا و هم آهنگ شده است. ثانيا: تناسب معنوي کلمات با يک ديگر رعايت شده است ، تا از لحاظ مفهومي نيز بافت منسجمي به وجود آيد. ثالثا: فصاحت کلمات طبق شرايطي که در علم معاني و بيان قيد شده ، کاملا لحاظ گرديده است ، و در مجموع ، هر يک از واژه ها به گونه اي در جايگاه مخصوص خود قرار گرفته است که قابل تغيير و تبديل نمي باشد.
سبک و شيوه بيان: اسلوب و شيوه بيان قرآني ، در عين اين که موجب جذب و کشش عرب گرديده است ، با هيچ يک از اسلوب و شيوه هاي متداول آن زمان شباهت و قرابتي ندارد. قرآن سبکي نو و روشي تازه در بيان ، ارايه داد که براي عرب بي سابقه بود و بعد از آن هم نتوانستند در چنين سبکي سخني بسرايند. با اين که نظم و تاليف قرآن کاملا تازگي داشت ولي از چارچوب اسلوب هاي کلامي عرب بيرون نبود. اين از شگفتي هاي سخنوري است که سخنور سبکي بيافريند که مورد پذيرش و پسند شنوندگان قرار گيرد، با آن که از شيوه هاي متعارف سخن گفتن آنان خارج است و شگفت آورتر آن که از تمامي محاسن شيوه هاي کلامي متعارف بهره گرفته باشد بي آن که از معايب آن ها چيزي در آن يافت شود.
نظم آهنگ يا موسيقي قرآن: يکي از مهم ترين جنبه هاي اعجاز بياني قرآن ، نظم آهنگ و موسيقي آن است. از آن جا که موسيقي و صورت زيبا، تاثير شگرفي در تحول و دگرگوني روح انسان دارد، خداوند سبحان ، آيات کتاب خود را با موسيقي خارق العاده و اعجازآميزي درهم تنيده است. آهنگ کلمات و موسيقي ترکيبات قرآني ، آن چنان هماهنگ و متناسب با معاني و مقاصد آيات است و آن چنان فضايي از قداست و طهارت و شور و حرارت و جذابيت در روح آدمي مي آفريند که بي اختيار، روح در قبضه قرآن قرار گرفته ، مستانه به سير و سلوک در فضاي ملکوتي آيات مي پردازد. نظم آهنگ واژگان قرآن ، داراي نغمه اي دلکش و نوايي دلپذير است که احساسات آدمي را برانگيخته و دل ها را شيفته خود مي کند.
مکانيسم توليد صوت
گفتار انسان را از ساير موجودات متفاوت مي کند. به راستي تا به حال فکر کردهايد که اگر صدا نبود و شما قادر به توليد اصوات نبوديد چگونه ميتوانستيد فکر کنيد؟
گفتار، مکانيسم خاصي دارد، منشا توليد صدا در بدن انسان حنجره است. حنجره (Larynx) بخشي از دستگاه تنفسي است که در جلوي گردن و پايين زبان قرار دارد و متشکل از چندين غضروف است که در تنفس، تکلم و بلع نقش مهمي را ايفا ميکند. موثرترين قسمت حنجره که در توليد صدا نقش دارد، تارهاي صوتي است که کوچکترين تار عضلاني بدن نيز به حساب مي آيند ، اين تارها توسط پوشش مخاطي پيچيده اي محافظت مي شوند.

در اين انيميشن مکانيسم توليد صحيح! صدا در حنجره به صورت ساده و شماتيک نمايش داده ميشود(لطفا به منوهاي راهنما در هر تصوير توجه کنيد)
براي ديدن اين انيميشن به اين آدرس مراجعه کنيد.
4 تلاوت از استاد منصور الشامي الدمنهوري
دانلود تلاوت سوره های مریم - طه و قدر با صدای استاد حاج احمد ابوالقاسمی
برای اولین بار
دانلود تلاوت سوره های مریم - طه و قدر با صدای استاد حاج احمد ابوالقاسمی در مسابقات بین المللی سال ۱۳۸۷ در مشهد مقدس






