تفاسير مهم شيعه
![]()
شيعيان از آغاز تاريخ خود، به عنوان پيروان امام علي (ع) نقش چشمگيري در تعالي فرهنگ قرآني و تبيين و تفسير وحي داشتند. زيرا آنان پس از پيامبر (ص) بنا بر وصيت حضرت رسول (ص) به اهل بيتش مراجعه نمودند و از آنجا که اهل بيت پيامبر (ص) بري قرآن جيگاه و نقش ويژهي قائل بودند و امام علي (ع) در ميان همه مسلمين پس از پيامبر (ص) نخستين مفسر و باب علم نبي بود، با اقامه سنت نبوي و ترويج فرهنگ علوي به تفسير قرآن روي آوردند.
مفسران شيعه از زمان حضرت علي (ع) تا به امروز موفق شدهاند هزاران جلد و صدها دوره تفسير قرآن را به عالم اسلام تقديم نميند. علامه بزرگوار شيخ آقا بزرگ طهراني در کتاب نفيس الذريعه تا سال 1362 هجري قمري از تعداد 354 دوره تفسير قرآن که به تفسير همه قرآن يا بخشي از آن پرداختهاند نام ميبرد. بدون شک در طي بيش از نيم قرن اخير نيز افزون از دهها دوره تفسير به ين مجموعه گرانقدر افزوده شده است.
1- تفسير نمونه
عنوان معروف: تفسير نمونه مؤلف: يت الله ناصر مکارم شيرازي و جمعي از دانشمندان ولادت: 1347 ه.ق - 1926 ميلادي مذهب مؤلف: شيعه اثني عشري زبان تفسير: فارسي (به زبانهي انگليسي، عربي و اردو نيز ترجمه شده است) تعداد جلدها: 27 جلد معرفي تفسير: تفسير نمونه از متداولترين تفاسير فارسي عصر ماست که به زبان ساده و گويا و قابل استفاده بري عموم به نگارش در آمده و مورد استقبال اقشار مختلف قرار گرفته است. ين تفسير شامل همه يات قرآن کريم بوده و مهمترين ويژگي آن عصري و اجتماعي بودن است. زيرا مناسب با نيازها و پرسشهي عصر پيام قرآن را با زبان روز تبيين کرده و از مباحث فني و کلاسيک ادبي پرهيز نموده است. جلوه ديگر ين تفسير در گريش به جنبههي هديتي و تربيتي است که مؤلفان آن را تعقيب ميکنند. شيوه ارائه مطالب در ين تفسير چنين است که در آغاز، پس از بيان نکات کلي و عام در هر سوره، به فضي حاکم بر سوره، سبک و سياق و موضوعات مهم مطرح شده در سوره اشاره ميشود، آنگاه به مضمون يه پرداخته و با روشي تحليلي مسائل زندگي و هديت انسان تشريح ميشود.(منبع سايت غدير)
2- تفسير قمي
3- تفسير تبيان
4- مجمع البيان
عنوان معروف: مجمع البيان في تفسير القرآن مؤلف: ابو علي الفضل بن الحسن الطبرسي ولادت: 468 ه. ق - 1076 ميلادي، وفات: 548 ه. ق - 1154 ميلادي مذهب مؤلف: شيعي اثني عشري زبان تفسير: عربي ين تفسير شريف به زبان فارسي نيز ترجمه و منتشر شده است تاريخ تاليف: 536 ه. تعداد جلد: 100 جزء در 5 مجلد معرفي تفسير: مجمع البيان به اتفاق آراء شيعه و اهل سنت، در جامعيت، اتقان، استحکام مطالب، بي نظير بودن ترتيب و تنظيم آنها و در روش تفسير و تبيين مفاهيم يات شريفه، منزلت خاص و جيگاه ويژهي دارد. شيخ محمد شلتوت رئيس اسبق دانشگاه الازهر ميگويد: مجمع البيان در بين کتابهي تفسيري قرآن بيهمتاست. (طبقات مفسران شيعه/ج 2). مجمع البيان شامل مباحثي چون قرائت، اعراب، لغات، بيان مشکلات، ذکر موارد معاني و بيان، شان نزول يات، رويات وارده و شرح و تبيين قصص و حکيات است. ين تفسير تا حد زيادي متاثر از تفسير التبيان شيخ طوسي است. (دانشنامه قرآن/ج 1، ص 750)
5- الميزان
عنوان معروف: الميزان في تفسير القرآن مؤلف: علامه محمد حسين طباطبائي ولادت: 1321 ه.ق - 1903 ميلادي، وفات: 1402 ه.ق. 1981 ميلادي. مذهب مؤلف: شيعي اثني عشريه زبان تفسير: عربي (به زبان فارسي نيز ترجمه شده است). تاريخ تاليف: 1375 ه.ق. تعداد جلدها: 20 جلد معرفي تفسير: الميزان يکي از بزرگترين آثار علمي علامه طباطبائي، به حق در نوع خود کم نظير و يکي از مهمترين تفاسير قرون اخير در بين مسلمين است و پس از تفسير تبيان شيخ طوسي و مجمع البيان طبرسي بزرگترين و جامعترين تفسير شيعي از نظر قوت علمي و مطلوبيت روش تفسيري است. ويژگي مهم ين تفسير بهکارگيري روش تفسيري قرآن به قرآن است. يکي از ابعاد چشمگير الميزان پرداختن به مسائل روز چون حکومت، آزادي، عدالت اجتماعي و ... است که در هر بحث پس از بيان نظر اسلام و خصوصا شيعه به بررسي و پاسخ شبهات و اشکالات مخالفان ميپردازد. جنبه مهم ديگر ين تفسير عنيت به بحثهي علمي، فلسفي و کلامي است.
6- نور الثقلين
عنوان معروف: تفسير نور الثقلين مؤلف: شيخ عبد علي بن جمعة العروسي حويزي وفات: 1112 ه.ق - 1700 ميلادي. مذهب مؤلف: شيعه اثني عشري. زبان تفسير: عربي تعداد جلد: 5 جلد. معرفي تفسير: تفسير نور الثقلين تفسيري است روائي که در بر گيرنده بخشي از يات قرآن است که درباره آن روياتي از پيامبر اکرم و اهل بيت عصمت و طهارت وارد شده است. هدف مفسر، فقط گردآوري اخبار مربوط به يات است نه تييد آنچه نقل کرده، زيرا مؤلف به ين نکته تصريح ميکند که هدف از گردآوري فراهم آوردن فرصت تحقيق بيشتر در رويات تفسير است از ين رو حتي روياتي را که با اجماع شيعه مخالف بوده است نيز ذکر کرده است. به دليل آشنائي حويزي با مشکلات اخبار تفسيري، محققان کار وي را در مقيسه با ديگر گردآورندگان احاديث تفسيري، دقيقتر و با حسن سليقه بيشتر ارزيابي کردهاند.
تلاوتهایی از استاد سعید طوسی
تلاوت ترتیل استاد سبزعلی

عشق خداوند به بندگانش طبق آبات قرآنی
قرآن, سوره ۳, آيات ۳۱ و ۳۲
“بگو اگر خدا را دوست داريد از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد و خداوند آمرزنده مهربان است”
“بگو خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد پس اگر رويگردان شدند قطعا خداوند كافران را دوست ندارد”
تصويري كه از خداوند در قرآن مجيد رسم شده است , متفاوت با تصويري است كه بعضي اديان بزرگ ديگر نمايش مي دهند. بر طبق نظر مسلمانان, رفتار خداوند مجموعه اي است از عشق و محبت به انسانهاي خوب و ابراز انزجار از انسانهاي بد. به اين موضوع حداقل در چهل آيه از آيات قرآن بر مبناي تصويري روشن از انسانهاي خوب و بد اشاره شده است. هدف اين مقاله اين است كه اين تصوير از انسانهايي كه خداوند آنها را دوست دارد برمبناي آياتي از قرآن تصوير شود.
همانطور كه در دو آيه بالا به آن اشاره شده است, قدم اول براي دريافت عشق خداوند, دنبال كردن مسيري است كه پيامبرانش به ما نشان داده اند. اين زيباترين تصويري است كه مي توان از عشق دو طرفه خالق و مخلوق ترسيم كرد. اگر خداوند را دوست داريد, قرآن شما را راهنمايي مي كند تا خود را آماده دريافت عشق خداوند بكنيد. ولي در عين حال به اين موضوع نيز اشاره شده است كه اگر از راه راستي كه پيامبران نشان داده اند پيروي نكنيد, مشمول عشق خداوند نخواهيد شد.ش
اين موضوع, احتياج به توضيحات بيشتري دارد تا منظور قرآن از راه درست و خصايل انسانهاي خوب آشكار شود. شايد بتوان گفت كه بارزترين مشخصه انسانهاي خوب كه در پنج آيه (۲:۱۹۵, ۳:۱۳۴, ۳:۱۴۸, ۵:۱۳ و ۵:۹۳) از آيات قرآن به آن اشاره شده است,نيكوكاري نسبت به بقيه انسانهاست. نيكوكاري مي تواند كمك به انسانهاي فقير, حمايت از يتيمان و يا حتي احترام به پدر و مادر باشد.ش
علاوه بر اين, بر طبق قرآن, انسانهايي كه خداوند دوستشان دارد انسانهايي هستند كه:ش
از خود در برابر گناه محافظت مي كنند (۳:۷۶, ۹:۴, ۹:۷)ش
منصفانه قضاوت مي كنند (۵:۴۲, ۴۹:۹, ۶۰:۸)ش
در راه خدا تلاش و مجاهده مي كنند (۶۱:۴)ش
خود را براي خداوند خالص مي كنند (۲:۲۲۲, ۹:۱۰۸)ش
از كارهاي بد توبه مي كنند (۲:۲۲۲)ش
به خداوند توكل مي كنند (۳:۱۵۹)ش
و در برابرمشكلات صبور هستند (۳:۱۴۶) ش
از سويي ديگر, خداوند فردي را دوست ندارد كه:ش
به او معتقد نباشد (۳:۳۲, ۳۰:۴۵)ش
متكبر باشد (۱۶:۲۳, ۴:۳۶, ۳۱:۱۸, ۵۷:۲۳)ش
به ديگران بدي كند (۳:۵۷, ۳:۱۴۰, ۴۲:۴۰)ش
ناسپاس باشد (۲:۲۷۶, ۲۲:۳۸)ش
تجاوزكار باشد (۲:۱۹۰, ۵:۸۷, ۷:۵۵)ش
اسرافكار باشد (۶:۱۴۱, ۷:۳۱)ش
ديگران را گمراه كند (۲:۲۰۵, ۵:۶۴, ۲۸:۷۷)ش
عهد و پيمانش را بشكند (۸:۵۸, ۴:۱۰۷)ش
وبه داشتن مال و ثروت شادي كند (۲۸:۷۶)ش
تلاوتهای از استاد محمد عبدالعزیز حصان
اگر راست مىگوييد سورهاى مانند آن بياوريد
اگر راست مىگوييد سورهاى مانند آن بياوريد
به عقیده ما مسلمین, قرآن سخن و وحی خداوند یکتاست. سخنی است که شنیدنش لرزه بر اندام می آورد. درون آدمی را نرم کرده و ذهن را متوجه ذکر خدا می کند. سخن خداوندی است که صاحب ملکوت آسمانها و زمين است و آگاه و دانا به ریز و درشت خلقت است. این است که ماقرآن را روشنگر و راهنما می دانیم و عقیده داریم که معجزه پیامبر است.
از طرفی هر انسان غیر مسلمانی که بدون تعصب و غرض قرآن را بخواند بر نظم و آهنگ دلنواز آن اذعان دارد. این خود شاهدی بر اعجاز کلامی قرآن است چرا که قرآن وحی بر پیامبری بی سواد بوده است. ولی چنان آهنگ کلامی قرآن زیبا بوده و چنان معانی آن بر دل می نشسته که اعراب زمان پیابر را مسلمان کرده. اعرابی که خود سخنور بوده اند و شعرای بسیاری داشته اند در برابر نظم و آهنگ کلام خدا سر فرود آورده اند. از طرفی کفاری که تعصب چشمانشان را کور و گوشهایشان را سنگین کرده بود قرآن را نمی پذیرفتند. گاهی به پیامبر تهمت شاعری می زدند و گاهی قرآن را افسانه های پیشین می خواندند.
برای اثبات بطلان ادعای کفار زمان پیامبر و همچنین کسانی که با تعصب و دیده کور به قرآن می نگرند ، خداوند آنها را به آوردن سوره ای مثل سوره های قرآن فرا می خواند. به این موضوع در پنج جای قرآن اشاره شده است:
۱- سوره ۲ آیات ۲۳ و ۲۴
و اگر در آنچه بر بنده خود نازل كردهايم شك داريد پس اگر راست مىگوييد سورهاى مانند آن بياوريد و گواهان خود را غير خدا فرا خوانيد. پس اگر نكرديد و هرگز نمىتوانيد كرد از آن آتشى كه سوختش مردمان و سنگها هستند و براى كافران آماده شده بپرهيزيد.
۲- سوره ۱۷ آیه ۸۸
بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند.
۳- سوره ۱۱ آیات ۱۳ و ۱۴
يا مىگويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مىگوييد ده سوره برساختهشده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مىتوانيد فرا خوانيد. و اگر آنها دعوت شما را نپذيرفتند بدانيد با علم الهي نازل شده و هيچ معبودي جز او نيست آيا با اينحال تسليم ميشويد؟
۴- سوره ۱۰ آیات ۳۸ و ۳۹
يا مىگويند آن را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مىگوييد سورهاى مانند آن بياوريد و هر كه را جز خدا مىتوانيد فرا خوانيد.بلكه چيزى را دروغ شمردند كه به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تاويل آن برايشان نيامده است كسانى [هم] كه پيش از آنان بودند همين گونه [پيامبرانشان را] تكذيب كردند.
۵- سوره ۵۲ آیات ۳۳ و ۳۴
مىگويند آن را بربافته [نه] بلكه باور ندارند. پس اگر راست مىگويند سخنى مثل آن بياورند.
بر طبق این آیات خداوند ناباوران را به آوردن سوره ای شبیه قرآن فرا می خواند. کفار زمان پیامبر با همه سخن وریشان و تسلطشان به زبان عربی نتوانستند این کار را بکنند. آنها که تهمت شاعری به پیامبر می زدند فرصت طلایی به دست آورده بودند تا در زمانی که اسلام نو پا بود و تعداد مسلمین بسیار اندک ، این دین جدید را فقط با آوردن یک سوره به زانو بیاورند ولی نتوانستند. اکنون که قرنها از این فرا خوانی قرآن می گذرد، عده ای از مخالفان قرآن که نه تنها نظم و زیبایی ظاهری قرآن را درک تکرده اند بلکه مفهوم و معنی قرآن را نیز متوجه نمی شوند، ادعا می کنند که تقلید از قرآن و نوشتن سوره ای مثل سوره های قرآن کاری ساده است. بعضیها پا را فراتر گذاشته و اشعار حافظ و فردوسی و شاعران دیگر را برتر از قرآن می دانند. این عده خود درک نمی کنند که سخنور و شاعر برجسته ای چون حافظ خود به اعجاز قرآن اذعان داشته چرا که شعر میسروده و تفاوت شعر خود با قرآن را درک می کرده. قرآن برای این موضوع مثال عصای موسی را می آورد. وقتی که موسی عصای خود را به اذن خداوند تبدیل به مار کرد ، فرعون که احاطه علمی نداشت و تعصب چشمانش را کور کرده بود معجزه موسی را نمی پذیرفت در حالیکه جادوگران او که فرعون برای مبارزه با موسی فرا خوانده بود ، ضعف و محدودیت خود را درک می کردند و با دیدن معجزه موسی ایمان آوردند. چرا که آنها بر خلاف فرعون می دیدند که کار موسی از عهده یک انسان خارج است و تنها یک قدرت مافوق طبیعی و برتر از عهده آن بر می آید.
در اینجا برای نشان دادن پوچی ادعای این افراد تصمیم گرفتم که از دید یک غیر مسلمان ولی بدون تعصب به این موضوع نگاه کنم. ببینم بدون در نظر گرفتن اعتقاداتم به عنوان یک مسلمان آیا می توانم سوره ای مانند سوره های قرآن بنویسم یا نه. اگر در انتها اذعان کردم که اینکار نه تنها از عهده من بلکه از عهده هیچ انسانی بر نمی آید خط بطلانی می کشم بر ادعای مخالفین متعصب قرآن.
برای اینکار به کوتاهترین سوره قرآن توجه کردم. سوره کوثر کوتاهترین سوره قرآن است که تنها ده کلمه دارد:
إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ : ما تو را [چشمه] كوثر و فراوانی تعمت داديم
فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ : پس براى پروردگارت نماز گزار و قربانى كن
إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ : دشمنت خودبىتبار و دست کوتاه از آینده خواهد بود
با خواندن این سوره متوجه می شویم که این سوره به صورت نظم است. پس اگر قرار باشد سوره ای مانند این بیاوریم باید به صورت نظم باشد. از طرفی کلمات نظم به دقت انتخاب شده اند. کوثر و انهر و ابتر هر سه چهار حرف دارند که نوشتن نظمی مثل آن را مشکل می کنند. در قدم بعد به دنبال این سه لغت در قرآن گشتم. متوجه شدم که این سه لغت تنها و تنها یکبار و آنهم در این سوره آمده اند. این یعنی اگر قرآن ساخته سخنان پیامبر می بود او باید با لغاتی که نه قبل و نه بعد از آن استفاده می کند شعر بگوید. این نوشتن سوره ای مثل این را بسیار مشکل می کند. ما شاید بتوانیم از سخن دیگران تقلید کنیم ولی اگر لازم بود که با لغاتی که هرگز استفاده نکرده ایم نظم بگوییم کار بسیار مشکلی می داشتیم. تا اینجا من فقط به نظم ظاهری قرآن نگاه کرده ام و فعلا بسیار تحت تاثیر قرار گرفته ام.
در مرحله بعد به معنی و مفهوم سوره نگاه کردم. این تیر خلاصی بود برای من که ایمان بیاورم نه تنها من بلکه هیچ انسان دیگری نمی تواند شبیه این سوره بیاورد. آیات پیشگویی هستند در مورد مخالفان پیامبر که در زمان پیامبر به حقیقت پیوست. پیامبر به اوج اقتدار رسید و خداوند نعمتش را بر او کامل کرد و دشمنانش همه کوتاه دست ماندند. هیچ انسانی هرگز نخواهد توانست آینده را پیشگویی کند. اگر اعراب زمان پیامبر در برابرنظم و آهنگ سوره کو ثر سر تسلیم فرد آوردند اکنون ما باید سر تعظیم بر مفهوم آن نیز فرود بیاوریم. این یعنی ما با درک اندکی که از قرآن داریم اگر بدون تعصب به کوچکترین سوره قرآن بنگریم اذعان می کنیم که این سوره سخن قدرتی است که دانای نهان و غیب است. خداند در قرآن می فرماید:
و كليدهاى غيب تنها نزد اوست جز او [كسى] آن را نمىداند و آنچه در خشكى و درياست مىداند و هيچ برگى فرو نمىافتد مگر [اينكه] آن را مىداند و هيچ دانهاى در تاريكيهاى زمين و هيچ تر و خشكى نيست مگر اينكه در كتابى روشن [ثبت] است.
سوره های دیگر هر کدام داستانی دگر دارند و عظمتی دگر. ما با دانش اندکمان تنها در حد و اندازه فهممان می توایم از قرآن استفاده کنیم و با توصل به خدا قرآن را راهنمای مسیرمان قرار دهیم.
مشخصات شيطان در قرآن

در قرآن كريم براى شيطان كه همان ابليس است اوصافى ذكر شده كه به خوبى اين موجود وسوسه گرو مكار را معرفى مى كند ما اينك با توجه به آياتى كه در اين زمينه وجود دارد بعضى از مشخصات شيطان را ذكر مى كنيم و براى هر كدام شاهدى از قرآن مى آوريم:
1 ـ شيطان دشمن آدم و فرزندان اوست:
ان الشيطان للانسان عدو مبين (يوسف /5)
همانا شيطان براى انسان دشمنى آشكار است.
2 ـ شيطان اغواگر و گمراه كننده است:
قال فبعزتك لاغوينهم اجمعين(ص /82)
شيطان گفت: به عزت تو قسم كه همه آنها را اغوا خواهم كرد.
3 ـ يعدهم و يمنيهم وما يعدهم الشيطان الاغرورا (نساء /120)
به آنها وعده مى دهد و آنها را به آرزو وادار مى كند و شيطان به آنها جز غرور وعده نمى دهد.
4 ـ شيطان كارهاى زشت را در نظر انسان خوب جلوه مى دهد:
و زين لهم الشيطان اعمالهم فصدهم عن السبيل (نمل /24)
و شيطان اعمال آنها را در نظرشان زينت داد پس آنها را از راه حق باز داشت.
5 ـ شيطان امر به فحشاء و گناه مى كند:
الشيطان يعدكم الفقر و يامركم بالفحشاء (بقره /268)
شيطان به شما وعده فقر مى دهد و شما را به فحشاء امر مى كند.
6 ـ هر چند كه شيطان حيله گر و مكار است ولى كيد او ضعيف است:
ان كيد الشيطان كان ضعيفا (نساء /76)
همانا كيد و حيله شيطان ضعيف است.
7 ـ شيطان باعث فراموشى مى شود:
فانى نسيت الحوت و ما انسانيه الا الشيطان (كهف/63)
من ماهى را فراموش كردم و آن را از ياد من نبرد مگر شيطان.
فانساه الشيطان ذكر ربه (يوسف / 42)
شيطان ذكر خدا را از ياد او برد.
8 ـ شيطان ذريه دارد و زاد و ولد مى كند:
افتتخذونه و ذريته اولياء من دونى و هم لكم عدوّ (كهف /50)
آيا او (شيطان) و ذريّه او را اولياء خود قرار مى دهيد در حالى كه آنها براى شما دشمن هستند.
9 ـ گاهى شيطان با تيرهاى آسمانى (شهابها) هدف قرار مى گيرد:
ولقد زينا السماء الدنيا بمصابيح و جعلناها رجوماً للشياطين (ملك /5)
همانا آسمان نزديك را به وسيله چراغها زينت داديم و آنها را تيرهايى براى شياطين كرديم.
آنچه بر شمرديم تنها نمونه هايى بود از مشخصات و ويژگيهاى شيطان كه در قرآن كريم به آنها اشاره شده است.
پايتخت بزرگترين دولت جهان

بنا برگزارشهاي مشهور تاريخي شهر کوفه در سال هفدهم هجري با انتخاب سلمان و حذيفه ساخته شد ليکن بنا بر روايات متعدد اين منطقه قدمتي به عمر بشريت دارد و حتي بنا بر برخي روايات، مسجد جامع کوفه منزل پيامبراني چون حضرت آدم و نوح بوده است.
پس از اسلام، پايتختي اين شهر در دوره ی اميرالمؤمنين(علیه السلام) جايگاهي ممتازتر از پيش يافت. پس از آن در دوره ی امام مجتبي(علیه السلام) و خصوصاً شهادت سيّدالشهداء(علیه السلام) در کانون توجهات قرار گرفت. در طول سالهاي پس از آن تا ظهور امام عصر(علیه السلام) همواره محلّ سکونت، اجتماع و توجه شيعيان بوده است.
رسول اكرم(صلی الله علیه وآله) در حديثي طولاني خطاب به اميرمؤمنان(علیه السلام) فرمودند: «خداوند ولايت تو را به آسمانها عرضه نمود، آسمان هفتم سبقت جست، پس آن را با عرش زينت بخشيد... آنگاه كوفه سبقت جست، پس آن را با وجود تو زينت بخشيد».1
امير مؤمنان(علیه السلام) در مورد پيوند ناگسستني خود با كوفه ميفرمايد: «اينجا شهر ما، جايگاه ما و اقامتگاه شيعيان ماست».2
کوفه در آخرالزمان
پايتخت دولت كريمه مهدي موعود(علیه السلام)
بنابرروايات متعدد، کوفه در آخرالزمان، پايتخت دولت كريمه مهدي موعود خواهد شد و تمام مردم دنيا به اين شهر روي خواهند نمود. از امام جعفر صادق(علیه السلام) پرسيدند: محلّ اقامت حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و محلّ اجتماع مؤمنان در هنگام ظهور كجا خواهد بود؟ فرمودند:
«مركز حكومتش كوفه، مركز قضاوت و دادرسياش مسجد اعظم كوفه، ستاد بيتالمال و محل تقسيم غنايم مسلمانان مسجد سهله، محلّ مناجات و خلوتش تپههاي سپيد غريّين (نجف اشرف) ميباشد».3
امام باقر(علیه السلام) در اين رابطه ميفرمايد: «گويي قائم(علیه السلام) را به چشم خود ميبينم كه با پنج هزار فرشته، از مكه به سوي نجفِ كوفه رفته، جبرئيل در طرف راست، ميكائيل در طرف چپ و مؤمنان در پيش روي آن حضرت قرار دارند. از آنجا سپاهيانش را به سوي كشورها گسيل ميدارد».4
ايشان در حديث ديگري فرمودند: «در حالي كه سه پرچم در كوفه به شدّت درگير است، او وارد كوفه ميشود. پس كوفه براي او مسخّر ميشود. او وارد كوفه شده، بر فراز منبرش قرار گرفته، به ايراد خطبه ميپردازد مردم آنقدر اشك شوق ميريزند كه متوجّه سخنان او نميشوند».5
اميرمؤمنان در ضمن يك حديث طولاني ميفرمايد: «آنگاه به سوي كوفه روي ميآورد و اقامتگاهش را در آنجا قرار ميدهد».6
و در فراز ديگري از اين حديث ميفرمايد: «او و اهلبيتش در رُحبَه سكونت ميكنند... رُحبه اقامتگاه حضرت نوح(علیه السلام) بود. آنجا سرزمين پاكيزهاي است و هرگز هيچيك از آل محمد(علیه السلام) جز در يك سرزمين مقدس سكني نميكنند و جز در يك سرزمين پاك و پاكيزه به شهادت نميرسند».7
چند ماه بعد از حمله ی آمريکا به عراق، جمعي از دانشگاهيان عراقي براي بازديد و مذاکرات علمي به تهران آمده بودند. بعضي از استادان دانشگاهي که اشغالگران آمريکايي از آنان بازجويي کرده بودند، تعريف ميکردند: بخشي از سؤالات بازجوها با اين محتوا بوده که گفته شده کوفه و مسجد کوفه پايتخت امام زمان شماست؛ آيا الآن در آنجا دفتر و دستگاهي دارد، ساماندهي نيروهاي او در حال حاضر چگونه پيگيري ميشود و سؤالاتي از اين دست که از وجود اطلاعات جامع و دقيقي درباره ی امام عصر(علیه السلام) نزد آنان حکايت ميکرد.
گستره مكاني كوفه پس از ظهور
هنگامي كه حضرت مهدي(علیه السلام) حكومت واحد جهاني را بر اساس عدالت و آزادي بنياد نهاده، كوفه را به عنوان پايتخت دولت كريمه قرار دهد، قطر آن به 54 ميل (در حدود 110 كيلومتر) خواهد رسيد.8
امام صادق(علیه السلام) در اين رابطه فرمودند: «چون قائم آلمحمد(علیه السلام) قيام كند، در پشت كوفه (نجف اشرف) مسجدي بنا مينهد كه داراي هزار در است و خانههاي اهل كوفه به دو نهر كربلا متصل ميشود».9
وقتي کوفه به صورت پايتخت دولت كريمه درآيد، همه ی مؤمنان در آن گرد آيند؛ چنانكه در احاديث فراوان به آن تصريح شده است:
«براي مردمان روزي فرا ميرسد كه هيچ مؤمني نباشد، جز اين كه در كوفه باشد و يا دلش به سوي آن پر كشد».10
«قيامت برپا نشود جز اين كه همه مؤمنان در كوفه گرد آيند».11
اين روايات با توجه به آمار انسانها، طول مدت حكومت حق و گستره ی حكومت آن حضرت به شرق و غرب جهان، گرد آمدن همه ی مؤمنان در پايتخت، از وسعت شكوهمند بينظير شهر كوفه در عصر ظهور حكايت ميكند.
از روايات رجعت استفاده ميشود كه پايتخت دولت كريمه خاندان وحي در دوران رجعت نيز شهر كوفه خواهد بود، مفضّل در ضمن يك حديث بسيار طولاني از امام صادق(علیه السلام) در زمينه ی رجعت سالار شهيدان نقل ميكند كه فرمود:
«امام حسين(علیه السلام) با اين علمها و لشكرها حركت نموده، وارد كوفه ميشود. آن روز بيشتر مردمان در آنجا گرد آمدهاند، پس كوفه را سور دفاعي و مركز فرماندهي خود قرار ميدهد.12
در حديث ديگري از رجعتهاي مختلف امير مؤمنان، از جمله در عهد فرمانروايي امام حسين(علیه السلام) و ديدارش با اصحاب صفين در همان محل صفين، وحضور يكصد هزار نفر از اصحاب، كه سي هزار نفرشان از كوفه ميباشند، سخن رفته است.13 پايتخت امير مؤمنان(علیه السلام) نيز در دوران رجعت، نجف اشرف (ظهر كوفه) خواهد بود.14
لازم به ذکر است پيامبران فراواني در نجف و كوفه مدفون هستند، از جمله حضرت آدم و حضرت نوح، كه در داخل ضريح مقدس امير مؤمنان(علیه السلام) مدفون ميباشند.15
در پيشگوييهاي پيشوايان معصوم(علیه السلام) احاديث فراواني درباره ی كوفه در آستانه ی ظهور آمده است؛ از آن جمله:
ـ هنگامي كه شكافي در فرات پديد آيد و آب فرات به كوچههاي كوفه برسد، شيعيان آماده ی ظهور باشند.16
ـ اي جابر، چگونه ممكن است ـ امر ظهور ـ واقع شود، در حالي كه كشت و كشتار فراوان در ميان حيره و كوفه رخ نداده است.17
ـ هنگامي كه در حجازتان آتش پديد آمد و آب در نجفتان روان گرديد، ظهور قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف)خود را اميدوار باشيد.18
ـ هنگامي كه اين نجف شما را سيل و باران فرا گيرد و در سنگها و سنگريزهها آتش پديدار گردد، ظهور قائم خود را اميدوار باشيد.19
سپاه سفياني وارد كوفه ميشوند و احدي را فروگذار نميشوند جز اين كه به قتل ميرسانند.20
ـ صد و سي هزار نفر به سوي كوفه گسيل ميدارد، كه در رَوحاء و فاروُق فرود ميآيند، شصت هزار نفر از آنها وارد كوفه شده، در نخيله ـ در كنار قبر حضرت هود ـ مستقر ميشوند و در روز عيد تهاجم ميكنند.21
سفياني و همراهانش خروج كرده، هدفي جز كشتن آل محمد و شيعيان آنها را در سر نميپرورانند. پس لشكري را به سوي كوفه ميفرستد، پس گروهي از شيعيان اهلبيت را به قتل ميرسانند و به دار ميآويزند.22
پی نوشت ها :
1. بحارالانوار، ج 27، ص 262؛ ج 60، ص 212.
2. تاريخ کوفه، ص 63.
3. بحارالانوار، ج 53، ص 11؛ حليـ[الابرار، ج 5، ص 384.
4. الارشاد، ج 2، ص 379.
5. الارشاد، ج 2، ص 380؛ الغيبـ[ طوسي، ص 469.
6. تفسير عياشي، ج 1، ص 165.
7. تفسير عياشي، ج 1، ص 166.
8. بحارالانوار، مجلسي، ج 53، ص 12.
9. الارشاد، مفيد، ج 2، ص 380.
10. رجال کشي، ص 24؛ خصائص الائمه شريف رضي، ص 36.
11. الغيبـ[ طوسي، ص 451.
12. مختصرالبصائر، ص 189؛ بحارالانوار، ج 53، ص 35.
13. بحارالانوار، ج 53، ص 74.
14. مختصر البصائر، ص 190.
15. وسائل الشيعه، ج 14، ص 384؛ ستدرک الوسائل، ج 2، ص 314؛
ج 10، ص 219.
16. الصراط المستقيم، ج 2، ص 258.
17. الارشاد، ج 2، ص 374؛ غيبت طوسي، ص 445؛ بحارالانوار، ج 52، ص 209.
18. الصراط المستقيم، ج 2، ص 258.
19. همان، ص 259.
20. اليقين، ص 423؛ بحارالانوار، ج 52، ص 219.
21. بحارالانوار، ج 52، ص 273؛ ج 53، ص 83.
22. تفسير العياشي، ج 1، ص 163؛ بحارالانوار، ج 52، ص 222.
منبع:ماهنامه موعود شماره 93
توصیه امام زمان (عج)به خواندن صحیفه سجادیه
توصیه امام زمان (عج)به خواندن صحیفه سجادیه

به نقل از سایت ویژه امام سجاد (علیه السلام) ؛ محدث عظیم و سالک وارسته مرحوم مجلسی اول میفرماید: « در اوایل جوانی مایل بودم نماز شب بخوانم اما نماز قضا بر عهدهام بود و به همین دلیل احتیاط میکردم و نمیخواندم. خدمت شیخ بهائی رحمه الله عرض نمودم، فرمود: « نماز قضا بخوان.» اما من با خود می گفتم نماز شب خصوصیات خاص خود را دارد و با نمازهای واجب فرق میکند. یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم که امام زمان علیه السلام را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم. با شوق و شعف نزد او رفتم و سوالاتی کردم از جمله خواندن نماز شب. فرمود:« بخوان!»
عرض کردم:« یا بن رسول الله، همیشه دستم به شما نمیرسد! کتابی به من بدهید که به آن عمل کنم.»
فرمود:« برو از آقا محمد تاج کتاب بگیر!» در خواب گویا او را میشناختم؛ رفتم کتاب را از او گرفتم و مشغول خواندن بودم و میگریستم که از خواب بیدار شدم.
از ذهنم گذشت که شاید محمد تاج همان شیخ بهائی است و منظور امام از تاج، این است که شیخ بهایی ریاست شریعت را در آن دوره به عهده دارد.
نماز صبح را خواندم و خدمت ایشان رفتم. دیدم شیخ با سید گلپایگانی مشغول مقابله ی صحیفه سجادیه است.
ماجرا را برایش نقل کردم. فرمود:« انشاءالله به چیزی که می خواهی میرسی.»
بعد ناگهان یاد جایی که امام را در آن ملاقات کرده بودم، افتادم و به کنار مسجد جامع رفتم. در آنجا آقا حسن تاج را دیدم که از آشنایان قدیم بود. مرا که دید گفت:« ملا محمد تقی! من از دست طلبه ها به تنگ آمدهام. کتاب را از من میگیرند و پس نمیدهند. بیا برویم خانه یک سری کتب به تو بدهم.» مرا به خانهاش برد، در اتاقی را باز کرد و گفت:« هر کتابی را که میخواهی بردار!»
کتابی را برداشتم؛ ناگهان دیدم همان کتابی است که دیشب در خواب دیده بودم. « صحیفه سجادیه » بود. به گریه افتادم. برخاستم و بیرون آمدم.
گفت:« باز هم بردار!»
گفتم:« همین بس است.»
پس شروع نمودم به تصحیح و مقابله و آموختن صحیفه سجادیه به مردم. و چنان شد که از برکت این کتاب، بسیاری از اهل اصفهان مستجاب الدعوه شدند.
مرحوم مجلسی دوم میفرماید:« مجلسی اول چهل سال از عمر خود را صرف ترویج صحیفه کرد و انتشار این کتاب توسط او باعث شد که اکنون خانهای نیست که صحیفه در آن نباشد. این حکایت بزرگ باعث شد بر صحیفه شرح فارسی بنویسم که عوام و خواص از آن بهرهمند شوند.»
منابع:
امام شناسی، ج 15، ص 49و 50
بحارالانوار، ج 110، ص 51 به بعد
جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران 17 تا 20 مهر برپا میشود
بيست و چهارمين جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران با حضور 450 نفر از آقايان و بانوان دانشجوی برگزيده مراحل مختلف دانشگاهی، در 8 رشته قرآنی 17 تا 20 مهر در مشهد مقدس برگزار میشود
«عيسی عليزاده» دبير بيست و چهارمين جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: شركت كنندگان در اين جشنواره قرآنی، شامل برگزيدگان مراحل دانشگاهی، منطقهای و سراسری وزارت علوم، تحقيقات و فنآوری، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، دانشگاه پيام نور، دانشگاه علمی ــ كاربردی، دانشگاه آزاد اسلامی، مراكز تربيت دانشجوی آموزش و پرورش و دانشكده علوم قرآنی هستند.
معاون فعاليتهای قرآنی سازمان فعاليتهای قرآنی دانشجويان كشور اظهار كرد: تقويم برگزاری اين جشنواره همه ساله در ارديبهشت ماه بسته میشد، اما امسال به دليل برخی مشكلات كه در نهادهای برگزار كننده از جمله وزارت علوم بوجود آمد، مسابقات در موعد مقرر برگزار نشد و به همين خاطر از دبيرخانه و شورای هماهنگی فعاليتهای قرآن و عترت دانشگاهها و مراكز آموزش عالی درخواست شد كه برگزاری مسابقات را به تعويق بيندازيم كه اين مطلب نيز در شورا مطرح شد و در نهايت موافقت شد كه اين جشنواره طی نيمه دوم مهرماه در مشهد مقدس برپا شود.
جهاد دانشگاهی واحد خراسان رضوی ميزبان جشنواره قرآن امسال است
عليزاده تصريح كرد: ميزبان جشنواره در شهر مشهد، جهاد دانشگاهی واحد خراسان رضوی است، زيرا جشنواره در هر شهری كه برگزار میشود، جهاد دانشگاهی آن شهر ميزبان بومی و محلی مسابقات است.
وی در ادامه گفت: از يك مجموعه نهادهای استانی و مراكز مشاركت كننده نيز در اين زمينه استفاده میكنيم، همچنين برنامهريزی جشنواره انجام شده و هيات داوران نيز مشخص شده است.
معاون فعاليتهای قرآنی سازمان فعاليتهای قرآنی دانشجويان كشور اظهار كرد: در نظر داريم بعد از ظهر روز 17 مهرماه پذيرش دانشجويان را در دستور كار داشته باشيم و روز 20 مهرماه نيز مراسم اختتاميه مسابقات برگزار میشود.
طرح كتابخوانی «اُلفت» در جشنواره ملی قرآن برگزار میشود
عليزاده عنوان كرد: همچون سالهای گذشته يكی از فوق برنامههای ما در اين جشنواره، طرح كتابخوانی «اُلفت» است كه طرح شناخته شدهای برای شركت كنندگان به شمار میرود، در اين طرح يكی از كتب تفسير قرآن كريم را معرفی میكنيم و دانشجويان شركت كننده به مدت يك ساعت به صورت حضوری كتاب را مطالعه میكنند و بعد، از همان كتاب مسابقهای برگزار میشود، همچنين در نظر داريم مراسم شبی با قرآن را با حضور دانشجويان در يكی از رواقهای آستان قدس رضوی برگزار كنيم.
دبير بيست و چهارمين جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران اظهار كرد: برگزاری جشنواره در مشهد مقدس اين خاصيت را دارد كه اكثر شركت كنندگان از حضور در اين جشنواره رضايت دارند، زيرا مشهد يك شهر زيارتی است و خيلیها آرزوی سفر به اين شهر مقدس را دارند تا به اين وسيله بارگاه ملكوتی امام هشتم را زيارت كنند.
معاون فعاليتهای قرآنی سازمان فعاليتهای قرآنی دانشجويان كشور تصريح كرد: جهاد دانشگاهی مشهد واحد خراسان رضوی يكی از منسجمترين واحدهای جهاد دانشگاهی است و تجربه موفق برگزاری چند دوره جشنواره را در گذشته دارد.
عليزاده گفت: افتتاحيه و اختتاميه اين جشنواره در تالار رازی دانشگاه علوم پزشكی مشهد برگزار میشود، همچنين مسابقات قرآن نيز در چند سالن جنبی اين دانشگاه برپا خواهد شد و بانوان و آقايان به تفكيك در چهار سالن به رقابت میپردازند.
داوران جشنواره تركيبی از داوران بينالمللی، كشوری و بومی شهر مشهد است
وی افزود: داوران اين مسابقات از تركيب داوران بينالمللی، كشوری و داوران بومی شهر مشهد انتخاب شدهاند، البته داوران مشهدی داورانی هستند كه در مسابقات بينالمللی داوری كردهاند و شناخته شده هستند.
دبير بيست و چهارمين جشنواره ملی قرآن دانشجويان ايران اظهار كرد: امسال حساسيت مسابقات از سالهای گذشته بيشتر است، زيرا برگزيدگان اين دوره و برگزيدگان دوره بعد در يك مسابقه قرآنی مشترك شركت میكنند و نفر برگزيده آن مسابقه به سومين دوره مسابقات بينالمللی قرآن دانشجويان مسلمان راه میيابد.
عليزاده تصريح كرد: ما از قبل اعلام كردهايم كه در نظر داريم برای سومين دوره مسابقات بينالمللی قرآن دانشجويان مسلمان، بانوان نيز به عنوان متسابق شركت داشته باشند تا در دو رشته حفظ و قرائت قرآن كريم با ديگر دانشجويان به رقابت بپردازند و اين موضوع را در شورای سياستگذاری پيگيری میكنيم كه خود اين اعلام نيز حساسيت مسابقات را افزايش داده است.
وی افزود: اين مسابقات در رشتههای قرائت تحقيق، قرائت ترتيل، ترجمه، تفسير، حفظ پنج جزء، 10 جزء، 20جزء و كل قرآن كريم برگزار میشود، البته مسابقات ترجمه و تفسير قرآن كريم به صورت مشترك برگزار میشود و پنج نفر برگزيده مسابقات سراسری در هر رشته معرفی خواهند شد.
سلیمی، رئیس هیئت داوران و مهکام، ناظر جشنواره ملی قرآن هستند
معاون فعاليتهای قرآنی سازمان فعاليتهای قرآنی دانشجويان كشور گفت: در اين دوره از مسابقات رئيس هيئت داوران و اجرای برنامه افتتاحيه و اختتاميه برعهده استاد «عباس سليمی» است و «حبيب مهكام» ديگر پيشكسوت قرآنی كشورمان نيز به عنوان ناظر در جريان مسابقات حضور خواهد داشت، همچنين «محمدرضا پورمعين» مجری برنامه خواهد بود.
عليزاده در پايان يادآور شد: در نظر داريم مسابقات قرائت قرآن كريم ويژه آقايان به صورت مستقيم از شبكه قرآن و معارف سيما پخش شود و راديو قرآن نيز اين مسابقات را به صورت زنده پوشش دهد.
تلاوتهایی از استاد محمد عبد الوهاب الطنطاوي
استخاره
بعضى اوقات چنان استخاره طبق ميل و آيه مطابق نيت مى آيد كه انسان تعجب مى كند! گاهى شده كه حتى اسم افراد و مقصد آنان در آيات آمده ، و ايشان را راهنمايى و هدايت كرده است . براى مثال به چند مورد اشاره مى كنيم :
استخاره فيض كاشانى
1- نقل شده : مرحوم فيض كاشانى (ره ) به جهت سفر تحصل علم ، با قرآن مجيد استخاره گرفت ، اين آيه آمد و او را راهنمايى نمود.
فلولا نفر من كل فرقه منهم طائفه ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلكم يحذرون (183)
پس چرا از هر طايفه اى جمعى از شهر و ديار خود بيرون نمى رود (و در طلب علم كوشش نمى كنند) تا در دين فقيه شوند و موقع مراجعت علم و دين را كه آموخته اند به قوم خود بياموزند. شايد آنان هم از خدا بترسند.
همين آيه باعث شد كه مرحوم فيض (ره ) به دنبال تحصيل علم رود كه آخرالامر هم يكى از علماى بزرگ اسلام و صاحب تاليفات شد.
استخاره كاشف الاسرار
2- صاحب كتاب كاشف الاسرار گويد: در نجف اشرف رفيقى داشتم به نام ملا يوسف . از قرآن استخاره اى گرفت اين آيه آمد:
((يوسف اعرض عن هذا))(184)
آيه با صراحت اسم او را برده و او را از قصدى كه داشته بر حذر نمود و از حيرانى نجاتش داد.
استخاره ملا ابراهيم
3- نيز مى نويسد: رفيق ديگرى داشتم به نام ملا ابراهيم ، وى براى آمدن به ايران با قرآن استخاره گرفت ، اين آيه آمد:
((يا ابراهيم اعرض عن هذا(185) ))
در اين استخاره هم با صراحت اسم صاحب استخاره برده شده و نيز از آمدن به ايران برحذر داشته است .
استخاره شيخ على اكبر نهاوندى
4- مرحوم شيخ على اكبر نهاوندى نقل مى كند كه : در بالاى سر قبر اميرالمؤ منين (عليه السلام ) براى اين كه بدانم كدام يك از دو استادم (يكى شيخ محمد حسن صاحب جواهر و ديگرى شيخ مرتضى انصارى صاحب مكاسب و رسائل ) نفعشان براى اسلام و مردم بيشتر است ، با قرآن استخاره كردم اين آيه آمد:
كلتا الجنتين اتت اءكلها و لم تظلم منه شيئا(186)
آن دو باغ كاملا ميوه هاى خود را بدون هيچ آفت و نقصان مى دهند.
اين آيه مى فهماند كه هر دوى اين علما نفعشان براى اسلام و طلاب و مردم يكسان است . صاحب جواهر با نوشتن يك دوره فقه مفصل و شيخ مرتضى انصارى با نوشتن كتاب مكاسب در فقه استدلالى و رسائل در علم اصول ، به دين خدمت كردند.
استخاره امام حسين
5- محمد حنيفه درباره رفتن به كربلا، از امام حسين (عليه السلام ) تقاضا كرد استخاره كند. وقتى آن حضرت استخاره كرد اين آيه آمد:
كل نفس ذائقه الموت و انما توفون اجوركم يوم القيامه (187)
هر نفسى شربت مرگ را خواهد چشيد و همه شما حتما در روز قيامت به مزد اعمال خود كاملا خواهيد رسيد.
تقاضاى استخاره ديگرى نموده ، آن جناب نيز دوباره استخاره كرده و اين آيه مباركه آمده :
اينما تكونوا يدرككم الموت و لو كنتم فى بروج مشيده (188)
هر كجا باشيد اگر چه در كاخ هاى بسيار محكم ، مرگ شما فرا خواهد رسيد و از مرگ به هيچ چاره اى رهايى نيابيد.
چون استخاره براى رفتن سفر كربلا است هر دو آيه ، خبر از مرگ و مردن مى دهند.
استخاره براى شرب خمر
6- در زمان فيض كاشانى يكى از پزشگان ، براى برطرف شدن مرض يكى از بيمارانش شرب خمر تجويز نمود، آن شخص پيش مرحوم فيض (ره ) آمد و استخاره گرفت . وقتى استخاره كرد اين آيه شريفه آمد.
عفا الله عما سلف و من عاد فينتقم الله منه و الله عزيز ذوانتقام (189)
خداوند از اعمالى كه در زمان گذشته انجام داديد درگذشت ((و شما را به واسطه آنان عذاب نمى كند)) ولى اگر بار ديگر به مخالفت برخواستيد، خداوند از شما انتقام خواهد كشيد؛ زيرا خداوند مقتدر است و از همه خلاف كاران انتقام مى كشد.
در اين آيه از شرب خمر منع مى كند و مى فرمايد: اگر به دستور دكتر عمل كنى و شرب خمر نمايى ، خداوند تو را عذاب خواهد كرد.(190)
استخاره يكى از دوستان
7- روزى با يكى از دوستان درباره مشكلات زندگى صحبت مى كرديم ايشان فرمود: روزى خرجى بنده تمام شده و راهى براى به دست آوردن روزى برايم نمانده بود.
به همسر خود گفتم : چه خوب است به خانه همسايه بروى و مبالغ پانصد تومان به عنوان قرض الحسنه براى امرار معاش بگيرى .
موقعى كه ايشان آماده حركت شد گفتم : لحظه اى درنگ كن تا استخاره اى بگيرم . وقتى قرآن را باز كردم ، اين آيه شريفه آمد:
ام تسئلهم خرجا فخراج ربك خير و هو خير الرازقين (191)
اى رسول ما! آيا تو از اين مردم خرج و مزد مى خواهى ؟ ((هرگز از آنان مخواه )) خرج و مزدى كه خدا به تو دهد از هر چيزى بهتر است ، زيرا خدا بهترين روزى دهندگان است .
آن شخص مى گويد: من به همسرم گفتم : نرو! خداوند خرجى ما را از جانب خود حواله نمود. و من سريعا از خانه خارج شدم . موقعى كه از خانه بيرون آمدم ، چشمم به شخصى كه مدتها مبلغى به او داده بودم و او نمى داد و من از او مايوس شده بودم افتاد. وقتى او را ديدم با حال نااميدى گفتم ، آيا من گناه كرده ام كه به تو قرض داده ام ؟
آن شخص فورا گفت : برو درب مغازه و از فرزندم بگير. وقتى به درب مغازه رسيدم ، در حالى كه يقين داشتم خبرى از پول نيست فرزندش مرا صدا زد و مبلغى را كه طلبكار بودم پس داد.
ملاحظه فرماييد چگونه اين آيه هم مثل ديگر آيات مطابق با نيت مى آيد.
تفال شهيد ثانى و اولاد پسر
شيخ زين الدين عاملى ملقب به شهيد ثانى ، در يكى از كتاب هايش داستانى را بدين شرح نقل كرده : زمانى به قسطنطنيه سفر كرده بودم . روزى به همراه جمعى از دوستان براى زيارت مرقد ابو ايوب انصارى كه بيرون شهر بود (و قبه و حرم دارد) بدان محل رفتيم ، در كنار مزار آن صحابى بزرگ ، تفالى به قرآن مجيد زدم تا از حال همسرم كه در وطن حامله بود مطلع شوم . چون قرآن را گشودم در ابتداى صفحه اين آيه آمد: ((و بشره بغلام حليم (192) )) سجده شكر به جاى آوردم و از خدا خواستم كه پسر خوبى نصيبم كند. بعد از مدتى نامه اى از وطن به دستم رسيد. در آن نوشته بود كه خداوند پسرى به تو عنايت كرده و اين مژده را قرآن جلوتر به من داده بود.(193)
با تفال به قرآن ، كتاب پيدا شد
حاج شيخ حسن خاتمى بروجردى كه يكى از زهاد بود نقل كرده است : من كتاب ارزشمند قواعد علامه را كه اثر يكى از علماى بروجرد بود و مدتى نزد من به عنوان امانت سپرده شده بود، به آقاى شيخ ابراهيم بروجردى به رسم عاريه داده بودم ، تا پس از سه روز بازگرداند؛ اما او فراموش كرده بود كه از چه كسى گرفته و من هم فراموش كرده بودم به چه كسى داده ام .
مدت ها از اين ماجرا گذشت ، تا اين كه روزى صاحب كتاب آمد و تقاضا كرد آن را رد نمايم ؛ هر چه گشتم آن را پيدا نكردم و هر چه به مغز خود فشار آوردم ؛ به ياد نياوردم كه به كدام يك از دوستان داده ام .
از هر دوست و آشنايى كه مى پرسيدم ، اظهار بى اطلاعى مى كرد. هنگامى كه از همه جا مايوس شدم ، روزى با خود فكر كردم كه ، تفالى به قرآن بزنم كه شايد كتاب پيدا شود.
(با طهارت ) قرآن را برگرفتم و با احترام و توجه كامل تفال زدم ، كه اين آيه شريفه آمد:
و اذا يرفع ابراهيم القواعد من البيت و اسماعيل (194)
(اى پيامبر) ((به ياد آور)) هنگامى را كه ابراهيم و اسماعيل ، پايه هاى خانه ((كعبه )) را بالا مى بردند...
از پى اين تفال به يادم آمد كه آقاى شيخ ابراهيم بروجردى ، كتاب را براى سه روز به عنوان عاريه گرفته است . به منزل ايشان رفتم و كتاب را خواستم . پرسيد: از كجا به ياد آوردى ، آيا كسى به تو گفت ، در جواب گفتم : آرى ، گفت : چه كسى ؟ گفتم قرآن . و ماجرا را نقل نمودم .(195)
جالب بود كه هم اسم امانت گيرنده بود. ((ابراهيم )) و هم اسم كتاب ((قواعد)) در آيه آمده بود.
بخش چهارم : انس با قرآن
يكى از مسائل بسيار مهم اسلامى و يكى از وظايف هر انسان مومن و معتقد، مانوس بودن با قرآن است .
اولا ما بايد قرآن بياموزيم و در مرحله بعد درست و صحيح تلاوت نماييم و بعد از آن در آياتش تدبر كرده ، و رابطه تنگاتنگ و جدى با آن داشته باشيم چرا كه قرآن ، كتاب كامل انسانساز و حاوى تمام برنامه ها و رموز تكامل است ، سخن خداوند متعال بوده و عمل به آن موجب پيروزى و رستگارى دنيا و آخرت است .
انس ، يعنى باره گرم ، علاقه آميخته با عشق و معرفت ، الفت ناگسستنى كه موجب اتصال و به هم پيوستگى مى شود.
مثلا مادر با كودك دلبندش و كودك شيرخوار به پستان و شير مادرش انس دارد و با مكيدن پستان مادر، نشاط پيدا مى كند.
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) علاقه اش به مرگ را، با كلمه انس تعبير نموده ، مثال انس كودك به شير مادر را ذكر كرده است و مى فرمايد:
والله لابن ابى طالب انس بالموت من الطفل بثدى امه (196)
به خدا سوگند، انس پسر ابى طالب به مرگ (شهادت ) از انس طفل شير خوار به پستان مادرش بيشتر است .
چنين علاقه اى يك انس حقيقى است . قطعا اگر با قرآن چنين پيوندى برقرار كنيم هم در دنيا و هم در آخرت رستگار مى شويم و حتى از دورى برادران دينى ، نيز دلتنگ نشده و خود را نمى بينيم .(197)
امير المؤ منين عليه السلام در اين باره مى فرمايد: هر كس به تلاوت قرآن انس گيرد، دورى برادران ايمانى او را دلتنگ و تنها نسازد.
اگر انسان خواسته باشد به چنين انسى برسد، نخست ، بايد عظمت قرآن را بشناسد و با تمام وجود درك كند كه قرآن غذاى كامل روح است و موجب رشد معنوى و تكامل همه جانبه او خواهد شد. شناخت قرآن ، اين است كه در آياتش ، تدبر كنيم و در محضر استادان و دانشمندان اسلامى از تفسير آن آگاهى يابيم .
خداوند درباره تدبر نكردن در آيات قرآن ، كافران و مسلمانان بى اعتنا به آن را سرزنش مى كند و مى فرمايد:
افلا يتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها(198)
(چرا كفار و عده اى از مسلمانان ) آيات قرآن را بررسى نمى كند؟ چرا چشمهاى قلب خود را بسته اند و در آيات الهى نمى انديشند ((آيا بر قلب هاى آنان قفل بدبختى و شقاوت )) خورده است ؟
علاوه بر تدبر، قرآن انسان را به تفكر در آيات الهى دعوت كرده است ؛
و چنين مى فرمايد:
كذلك نفضل الايات لقوم يتفكرون (199)
ما اين گونه ، آيات قرآن را براى گروهى كه ((صاحب فكرند)) و مى انديشند، شرح مى دهيم و بيان مى كنيم .
انس واقعى به قرآن داراى دو ركن اساسى و مهم است .
1- شناخت قرآن .
2- عشق ورزيدن به آن .
هر گاه انسان قرآن را بشناسد، به عظمت نازل كننده (خدا) و پيامبرى كه قرآن بر او نازل شده است پى مى برد، محتواى آياتش را در مى يابد و سپس با عشق به آن ، ارتباط فكرى و عملى برقرار مى كند و مى تواند ادعا كند كه با قرآن انس گرفته است وگرنه شكايت حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) مى شود كه به خداوند متعال عرض مى كند:
يا رب ان قومى اتخذوا هذا القرآن مهجورا!(200)
((پروردگارا! قوم من ، اين قرآن را ترك كردند و رها ساختند)). ( نه آن را خواندند و نه به آن عمل كردند يا اگر خواندند با بى اعتنايى از آن گذشتند و به آياتش عمل ننمودند.)
درباره انس ائمه معصومين (عليه السلام ) و متقين با قرآن ، نمونه هايى را متذكر مى شويم . (شايد ما هم انس حقيقى به قرآن پيدا كنيم و همدم آن شويم .)
انس على (عليه السلام ) با قرآن
حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) از آغاز اسلام ، و نبوت پيامبر گرامى (صلى الله عليه و آله ) كاتب وحى بود و به نگهدارى قرآن اهميت بسيار مى داد. در اين باره ام سلمه ( يكى از همسران رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) مى گويد:
جبرئيل (سخن خدا را) به رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه و آله ) ابلاغ مى كرد و آن حضرت آن را به على (عليه السلام ) املا مى نمود و ايشان مى نوشتند.(201)
انس اميرالمؤ منين (عليه السلام ) با قرآن به حدى بود كه پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله ) درباره او مى فرمود:
هذا على مع القرآن ، والقرآن مع على ، لا يفترقا حتى يردا على الحوض (202)
اين على (عليه السلام ) با قرآن و قرآن با على (عليه السلام ) است اين دو از هم جدا نمى شوند تا روز قيامت كنار حوض كوثر، بر من وارد شوند.
حضرت على (عليه السلام ) بسيار قرآن مى خواندند، آن هم تلاوت و تدبر و تفكر و با پياده كردن آن و به كار بستن دستورات و اجراى حدودش ، روح و روان خود را سيراب مى نمود.
كسانى كه با نهج البلاغه آشنايى كامل دارند، مى دانند كه ، عبارتهاى آن كتاب ، نشان از اين دارد كه آن حضرت ، نه تنها سخنانش را از متن و بطن قرآن استخراج كرده ، بلكه در 142 مورد تمام آيه يا قسمتى از آن را به طور مستقيم كنار گفتارش به كار برده است .
آن حضرت در زمان خلافتش ، در بازارهاى كوفه قدم مى زد و به راهنمايى مردم و كسبه بازار مى پرداخت . هنگامى كه از كنار فروشندگان عبور مى كرد، مكرر اين آيه را تلاوت مى فرمود:
تلك الدار الاخره تجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقين (203)
اين سراى آخرت (و بهشتها و نعمت هايش ) را تنها براى كسانى قرار مى دهيم كه در زمين اراده برترى جويى و فساد ندارند؛ و عاقبت براى پرهيزكاران است .
آنگاه چنين فرمود: اين آيه درباره زمامداران عادل و متواضع و ساير قدرتمندان جامعه نازل شده است .(204)
او به قدرى با قرآن مانوس بود كه حتى وقتى شمشير كينه مفسدان بر سرش فرود آمد، اندكى از خاك محراب را ((بنا بر قولى )) روى زخم سرش ريخت و اين آيه را تلاوت فرمود:
منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تاره اخرى (205)
ما شما را از خاك آفريديم و در آن باز مى گردانيم و بار ديگر نيز شما را از آن بيرون مى آوريم .
كوتاه سخن آن كه تمام ابعاد زندگى على (عليه السلام ) در ظاهر و باطن ، هماهنگ با قرآن بود، به طورى كه طرفداران حق ، او را قرآن ناطق خوانده اند.
محقق معروف اهل سنت ((محمد احمد نواوى مى نويسد: على (عليه السلام ) همه قرآن را حفظ كرد، بر اسرارش آگاه شد و گوشت و خونش با قرآن در آميخت .(206)
انس امام حسن (عليه السلام ) با قرآن
دومين امام شيعيان جهان ، دائما با قرآن مانوس بود و طبق مفاهيم آن عمل مى كرد و خود را فى طب آن مى دانست . موقع تلاوت قرآن وقتى به آيه ((يا ايها الذين امنو)) مى رسيد، فريادش بلند مى شد و مى فرمود: ((لبيك لبيك ))
گويا خداوند متعال ، مستقيم او را مخاطب قرار داده است و آيه ، فقط شامل حال او مى شود و او نيز با لبيك گفتن خود، جواب خدا را مى دهد.
امام (عليه السلام ) مانند بسيارى از مردم ، فقط، قرآن را تلاوت نمى نمود بلكه سعى مى كرد كه با تمام مفاهيم آن عمل نمايد (ولو بعضى از مفاهيم كه به نظر ما كوچك و بى ارزش مى آيد.)
انس بن مالك مى گويد: يكى از كنيزان امام حسن مجتبى (عليه السلام ) شاخه گلى به امام هديه كرد. حضرت آن را گرفت و فرمود: تو را در راه خدا آزاد كردم .
عرض كردم اى پيامبر به راستى شما به خاطر اهداى يك گل ناچيز او را آزاد كرديد؟ فرمود خداوند در قرآنش ما را چنين آموزش داده و ادب نموده است . بعد اين آيه را تلاوت فرمودند:
اذا حييتم بتحيه فحيوا باحسن منها او ردوها(207)
هنگامى كه كسى به شما تحيت گفت : با سخنى بهتر يا (اقلا) همان گونه به او پاسخ دهيد.
بعد فرمود:
(اى انس ) پاسخ بهتر، (آن كنيز) آزاد كردنش در راه خدا بود (من او را آزاد كردم تا به اين آيه عمل نموده باشم .)(208)
انس امام حسين (عليه السلام ) با قرآن
امام حسين (عليه السلام ) عاشق و دلباخته قرآن بوده و اكثر اوقات ، مشغول تلاوت آن ، بخصوص در دل شب ها كه با خداى خود خلوت مى كرد.
بعد از ظهر روز نهم محرم سال 61 هجرى قمرى ، هنگامى كه دشمن مى خواست به سوى خيمه ها، حمله كند، امام به برادرش عباس فرمود: برو و به آنها بگو امشب را به ما مهلت بدهند، خدا مى داند كه من نماز و تلاوت قرآن و دعا و استغفار را بسيار دوست دارم . امشب به ما مهلت دهند تا به مناجات ، تلاوت قرآن بپردازم .(209)
امام حسين (عليه السلام ) آن قدر با قرآن مانوس بود تا جايى كه سر بريده آن حضرت ، در چند جا به مناسب حال ، آياتى از قرآن را تلاوت فرمود: يكى از آنجاها در بازار كوفه بود. بعد از آن كه عبدالله دستور داده بود شهر كوفه را زينت كنند، و مردم در اطراف كوچه و بازار، براى تماشا ايستاده بودند، ناگاه متوجه كجاوه هاى بى روپوش حامل زن و فرزندان ماتم زده شدند، كه در بين آنها، سرهاى بريده شده حمل مى شود در حال حركت است . ناگاه صداى تلاوت قرآن به گوش مى رسد، مردم بهت زده و متحير با چشمانى پر از اشك متوجه آن صدا مى شوند و با شگفتى مى بينند، يكى از آن سرهاى بريده است كه قرآن تلاوت مى كند، چشم ها را در آن دوختند و حركت لبها را مشاهده مى كردند و مى خواستند بشنوند چه آيه اى را تلاوت مى كند.
زيد بن ارقم در اين باره گفته است : هنگامى كه سر مطهر امام حسين (عليه السلام ) را در كوچه هاى كوفه مى گرداندند، وقتى در برابر من رسيد، شنيدم اين آيات را تلاوت مى كرد:
ام حسبت ان اصحاب الكهف و الرقيم كانوا من اياتنا عجبا(210)
اى رسول ! آيا تو مى پندارى كه داستان اصحاب كهف و رقيم در ميان آن همه آيات خلقت آسمانى و زمينى از آيات عجيب ما است ؟!
از هيبت اين سخن و اعجاز سر بريده و تلاوت قرآن ، موى بر بدن من راست شد. گفتم : والله ! سر بريده تو كه تلاوت قرآن مى كند، از قصه اصحاب كهف و رقيم عجيب تر است !(211)
يكى ديگر از جاهاى مجلس يزيد بود. وقتى آن ملعون بر سر مقدس امام توهين كرد، سر بريده شده ، شروع به قرائت قرآن نمود و اين آيه را تلاوت كرد:
و سيعلم الذين ظلموا اى منقلب ينقلبون (212)
و آنان كه ظلم و ستم كردند (در حق آل رسول و اهل ايمان ) به زودى خواهند دانست كه در دوزخ به چه كيفر گاهى انتقال پيدا مى كنند.
تلاوت اين آيات در آن مجلس باعث رسوايى يزيديان شد و حاضرين را منقلب نموده ، طورى كه عده اى مسلمان شدند!
انس امام سجاد (عليه السلام ) با قرآن
امام زين العابدين (عليه السلام ) چنان با قرآن انس داشت كه گويا با وجود آن ، كس ديگر را نمى ديد و آن را مونس حقيقى خود مى پنداشت ، تا جايى كه مى فرمايد:
اگر همه انسانهايى كه در بين مشرق و مغرب هستند، بميرند، چون قرآن با من باشد، از تنهايى باك و هراسى ندارم .
شيوه آن حضرت چنان بود كه هنگام تلاوت سوره حمد وقتى به آيه ((مالك يوم الدين )) مى رسيد، آن قدر تكرار مى كرد كه نزديك بود روح از كالبدش بيرون رود.(213)
روزى امام سجاد مشغول نماز بود، حالتى به او عارض شد و بر زمين افتاد. چون به هوش آمد، علت اين پيش آمدن را از او پرسيدند. فرمود: پيوسته آيه ((انى انا الله )) را با زبان قلبم تكرار كردم ، تا اين كه همان آيه را از زبان گوينده آن شنيدم . اندامم تاب ديدار او را نداشت ، از خود بى خود شدم ، و جسمم توانايى مشاهده قدرت او را از دست داد.(214)
نيز نقل شده است : شبى آن جناب براى عبادت برخاست ، در آن هنگام آب وضو بر ايشان حاضر كردند. آن حضرت دست در ظرف آب كرد تا وضو بگيرد، در اين اثنا به فكر آيات خلقت افتاده ، سر را بالا نمود و نظر به آسمان و به ماه و ستارگان انداخت و به فكر و انديشه در خلقت آنها مشغول شد. اين حالت همچنان ادامه يافت تا صبح فرا رسيد و موذن اذان گفت ، در حالى كه هنوز دست مبارك امام (عليه السلام ) در ظرف آب بود.(215)
امام سجاد (عليه السلام ) نه تنها فقط انس با قرآن داشت و در آيات آن تدبر و تفكر مى كرد، بلكه آيات آن را نيز به كار مى بست و به آنها عمل مى نمود.
روزى يكى از كنيزان امام سجاد (عليه السلام ) روى دست آن حضرت آب مى ريخت تا ايشان آماده نماز شود، ناگهان ظرف آب از دست كنيز افتاد و صورت مبارك آن حضرت آسيب ديد.
امام سر مبارك خود را بلند كرد و نگاهى به كنيز انداخت . او وحشت كرد و از ترس گفت : خداوند در قرآن فرموده است :
((والكاظمين الغيظ))(216)
(از جمله صفات مومنان اين است كه موقع غضب ) خشم و غضب خود را فرو مى برند.
حضرت فرمود: من هم خشم خود را فرو بردم . ((و تو را مجازات نمى كنم .)) كنيز جرئت پيدا كرد و گفت : قرآن مى فرمايد:
((والعافين عن الناس ))(217)
(ديگر از صفات آنان اين است كه ) مردم را در برابر جرمشان عفو كنند و از جرمشان مى گذرند.
امام فرمود: تو را عفو كردم . كنيز از اخلاق نيك امام استفاده كرد و گفت :
((والله يحب المحسنين ))(218)
خداوند نيكوكاران را دوست دارد.
امام فرمود: اى كنيز! تو در راه خدا آزاد هستى .(219)
انس حضرت رضا (عليه السلام ) با قرآن
حضرت على بن موسى الرضا (عليه السلام ) با قرآن مانوس بود و بيشتر اوقات آن را تلاوت مى نمود. به طورى كه گفته شده ايشان با مردم كمتر سخن مى گفت . پاسخ ها و مثال هايى كه در ضمن گفتارش مى آورد، از قرآن نشات گرفته بود.
آن حضرت در هر سه شبانه روز يك بار، تمام قرآن را تلاوت مى كرد و مى فرمود: اگر بخواهم ، مى توانم در كمتر از سه روز آن را ختم كنم ؛ ولى هرگز به هيچ آيه اى نمى رسم ، مگر اين كه در معنى اش مى انديشم . درباره اين كه در چه موضوع و چه وقت نازل شده است ، فكر مى كنم . از اين رو در هر سه روز يك بار همه قرآن را تلاوت مى كنم .(220)
رجاء بن ابى ضحاك مى گويد: امام رضا (عليه السلام ) هنگامى كه شب در بستر خويش قرار مى گرفت ، بسيار قرآن تلاوت مى كرد، و آنگاه به آيه اى مى رسيد كه در آن از بهشت يا آتش دوزخ ياد شده بود، مى گريست و از خداوند بهشت را مى طلبيد و از آتش به او پناه مى برد.(221)
جالب توجه اين كه حضرت امام رضا (عليه السلام ) فرمود: اگر سوال شود كه چرا خداوند امر فرموده تا در همه نمازها فقط سوره حمد خوانده شود، در پاسخ مى گوييم : براى اين كه قرآن منروك نشود، همراه نمازگزاران با قرآن ارتباط داشته باشد و آن را از ياد نبرد، انتخاب سوره حمد از اين جهت است كه همه معارف و مفاهيم قرآن در آن جمع است .(222)
انس نفيسه با قرآن
نفيسه از نوادگان امام حسن مجتبى (عليه السلام ) و همسر اسحاق موتمن پسر امام جعفر صادق (عليه السلام ) است . او در اثر انس با قرآن حافظ آن شده بود و تفسير قرآن را خوب مى دانست .
گفته اند: او در منزل خود قبرى كنده بود و در آن نماز مى خواند و خدا را عبادت مى كرد. يكصد و نود بار در قبر، قرآن را ختم كرده بود، و بنابر نقلى شش هزار بار در قبر ختم قرآن نموده بود. وقتى به حال احتضار و جان كندن رسيد، مشغول تلاوت سوره مباركه انعام بود. چون به اين آيه رسيد:
لهم دار السلام عند ربهم و هو وليهم بما كانوا يعملون (223)
براى مومنان در پيشگاه خداوند دار سلامت و خانه آسايش است و خداوند دوستدار آن ها است براى اين كه نيكوكار بودند.
در اين حال شهادتين گفت و به رحمت حق پيوست .
او سالهاى آخر زندگى خود را در مصر گذراند. مردم آن سامان احترام و علاقه ويژه اى برايش قايل بودند، زيرا او دائما در حال عبادت و دعا بود، به درماندگان رسيدگى مى كرد و جلوى ظلم ستمگران را مى گرفت .




