تلاوتهایی از استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد

 

تلاوتهایی از استاد عبدالباسط محمد عبدالصمد

(*·.¸(`·.¸ المائدة 109 - 120 جنوب افريقا ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ المائدة 109 - 120 الشمس الاقصى ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ المائدة 109 - 120 المزمل ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ المائدة النبأ الشمس ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الانعام 11 - 41 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الانعام 12 - 38 سوريا ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الانعام 13 - 29 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الانعام 30 - 110 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الانعام 59 - 79 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الانعام 71 - 91 الكويت ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الانعام 72 - 88 الكويت ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الانعام 72 - 86 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الانعام 72 - 89 جنوب افريقيا ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الانعام 72 - 87 القصار مصر ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الانعام 72 - 90 القصار الامارات ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الانعام 95 - 112 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الانعام 161 - 165 القصار در عربستان ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الاعراف 1 - 84 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الاعراف 42 - 58 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ الاعراف 42 - 73 ¸.·´)¸.·*)

نرم افزار قرآن کریم

 

نرم افزار قرآن کریم

به صورت صوتی و با ترجمه انگلیسی برای موبایل

بعد از دانلود فایل را با استفاده از بلوتوث یا دستگاه کارت خوان ( رم ریدر ) روی تلفن همراه کپی کنید

دانلود قرآن کریم به صورت صوتی و با ترجمه انگلیسی  (برای موبایل )
 ( حجم فایل 1 مگابایت )

اوصاف ماه مبارك رمضان در آئینه كلام معصوم«ع»

 

آیا توبه كننده ای هست...؟

 



شهر الصیام (ماه روزه)
عبدالرحمن بن بشیر نقل می كند امام زین العابدین(ع) در هر روز ماه رمضان این دعا را می خواند:«بارخدایا این ماه رمضان و ماه روزه است... (1) امام سجاد همچنین در صحیفه سجادیه هنگام ورود به ماه رمضان از این ماه بعنوان (شهر صیام، یاد نموده اند.صوم و صیام در لغت هر دو مصدر و به معنای امساك و خودداری از انجام كاری است. این كار ممكن است گفتن یك سخن با خوردن و آشامیدن یا راه رفتن یا تمتع و لذت جنسی یا فعل دیگر باشد. به اسبی كه راه نمی رود صائم گفته و به باد راكد نیز صوم گفته اند.
صوم و صیام از نظر شرع عبارت است از خودداری از كارهای معین در زمان معین با نیت از طلوع فجر تا مغرب مهمترین كارهادر ماه رمضان روزه است. ماه رمضان با روزه شروع می شود و باروزه پایان می پذیرد. ماه رمضان پیوند اساسی و عمیق با روزه دارد.
فراگیرترین و عمومی ترین دعای معصومین (ع) درماه مبارك رمضان در ارتباط با توفیق در روزه گرفتن در این ماه است.
در كتاب شریف مفاتیح الجنان آمده است: پیامبر گرامی اسلام در شب اول ماه مبارك رمضان می فرمودند: حمد و ستایش مخصوص خدائی است كه ما را بوسیله توای ماه مبارك گرامی داشت. بار خدایا ما را بر روزه و قیام در این ماه نیرومند گردان.
پیامبر اسلام (ص) هنگامی كه هلال ماه رمضان را مشاهده می كردند روبه قبله كرده می فرمودند «خدایا روزه ، نماز و تلاوت قرآن رادر این ماه روزی ما كن» (2) حضرت علی (ع) فرموده اند: « برشما باد به روزه ماه رمضان ، زیرا روزه این ماه سپر نگهدارنده از آتش جهنم است.(3)

شهر الاسلام (ماه اسلام)
امام چهارم امام زین العابدین(ع) هنگامی كه شب اول یاروز اول ماه رمضان می رسید دعائی می خواندند. در بخشی از این دعا در صحیفه سجادیه آمده است:«سپاس خدائی را سزا است كه ماه خود ، ماه رمضان، ماه صیام، ماه اسلام... را یكی از راههای احسان قرار داد.»
ماه رمضان را ماه اسلام نامیده اند ؛ چون ماه طاعت و فرمانبرداری و تسلیم ، و بندگی و تعمیم و گسترش آن است . یا مقصود ماه دین اسلام است بدلیل اینكه واجب شدن روزه از مختصات امت اسلام و از خصوصیات مسلمانان است . پیامبر گرامی اسلام «ص» در استقبال از ماه رمضان بر روی منبر خطاب به مسلمانان فرموده اند : « خدای متعال شما را به ماه رمضان اختصاص داد»(4)
امام صادق (ع) فرموده اند : «اسلام بر پنج پایه بنا گذاشته شده است : نماز ، زكات ، حج ، روزه و ولایت و در اسلام نسبت به چیزی در سطح ولایت صحبت نشده است(5)

شهر القیام (ماه قیام )
امام علی بن الحسین زین العابدین «ع» در صحیفه سجادیه در دعای خویش هنگام ورود به ماه رمضان ، این ماه را «شهر القیام » نامیده اند . توفیق قیام در ماه مبارك رمضان خواسته معصومین (ع) بوده است و شیعیان را هم به سوی چنین دعایی دعوت می كرده اند . پیامبر گرامی «ص » هنگام ورود ماه رمضان می فرمود:
«حمد و ستایش خدایی را سزاست كه ما را به وسیله تو ای ماه مبارك گرامی داشت ، بار خدایا ما را به روزه و قیام در این ماه ، نیرومند و توانا بگردان »
همچنین ایشان در خطبه ای در فضلیت ماه رمضان فرموده اند : ای مردم به تحقیق ماهی شما را فرا گرفت كه در آن ماه شبی است كه بهتر از هزار ماه است و این ماه ، ماه رمضان است . خداوند در این ماه روزه را واجب كرده و ثواب قیام برای نماز مستحبی در شبی از این ماه را به اندازه نماز مستحبی هفتاد شب در غیر این ماه قرار داده است .(6)
امام زین العابدین (ع ) فرموده اند : “خدایا روزه داری در این ماه رسیدن به آرزوی قیام در این ماه را نصیب من بگردان . (7)
قیام در این ماه آنقدر ارزشمند و مهم است كه امام زین العابدین (ع) در پایان ماه هنگام وداع با آن از خدا می خواهد توفیق قیام در ماه رمضان آینده را نیز به ایشان عنایت كند. اینكه ماه رمضان در بیان ائمه معصومین (ع) ماه قیام نامیده شده احتمال دارد به خاطر یكی از این موارد باشد .
1 ـ برای آن كه نمازهای مستحبی در شبهای آن بسیار خوانده می شود و سفارش زیاد بر خواندن آنها شده است . چنانكه بسیاری از علما فرموده اند خواندن هزار ركعت نماز در شبهای آن مستحب است
پیامبر گرامی ( ص) هنگام ورود به ماه رمضان می فرمودند : “ بار خدایا برای ما در ماه رمضان بركتی قرار ده . ما را بر روزه آن و نمازهای آن یاری فرما و آنها را از ما بپذیر “ (8)
مرحوم علامه مجلسی در جلد 97 بحار الانوار بابی جداگانه به همین نمازهای مستحبی ماه رمضان اختصاص داده
2ـ از آن جهت كه چون سحور و خوردن سحری مستحب است و عموم مردم در دل شب برای تصمیم بر روزه و اجابت دعوت حق بر می خیزند مرحوم شیخ صدوق در من لا یحضره الفقیه هم بابی تحت عنوان ( ثواب السحور ) آورده كه در بر دارنده هفت روایت از معصومین ( ع)‌ است .
3 ـ از آن جهت كه به طور كلی این ماه ماه قیام برای مبارزه با نفس و وسوسه های شیطانی و حركت در طریق سیر و سلوك معنوی و خود سازی است ـ‌كه مناسب ترین راه بركشاندن انسان به سوی مبارزات مخلصانه و فعالیتهای سیاسی اجتماعی برای خدا و در راه خداست ـ زمینه خودسازی انقلابی در این ماه بیشتر فراهم است .
استاد شهید مرتضی مطهری (ره ) در ارتباط با امتیاز بزرگ و ویژگی انحصاری نهضتهای الهی می گوید . اگر ما تاریخ را بررسی كنیم به این حقیقت می رسیم كه در نهضت های مذهبی و دینی ، در نهضت های آسیا چنین چیزی بوده كه انبیا فرد را علیه خودش بر می انگیزند . اصلا توبه همین است توبه كه واقعا یك حالت عالی انسانی است عبارت است از قیام انسان علیه خودش ، یك قیام اصلاحی . من مخصوصاً یك وقت تعبیرات قرآن در مورد توبه را جمع كردم دیدم تعبیرات خیلی عالی و عجیبی است . قراینن مكرر می گوید : تاب و اصلح یك قیام اصلاحی از درون انسان ، قیام وجدان انسان علیه خودش ، علیه اسراف كاریها و افراط كاری های خویش (9)

شهر التوبه ( ماه توبه )
پیامبر گرامی (ص) می فرماید (شهر رمضان شهر الله عزوجل و هوش هر التوبه) ماه رمضان ماه خدا و ماه توبه است.( 10)
در ماه رمضان هر روز این دعا را می خواندند : “ اللهم ان هذا شهر رمضان و هذا شهر التوبه “ بار خدایا این ماه رمضان و ماه توبه است (11)
رهبر كبیر انقلاب امام خمینی “ره “ در تعریف توبه در كتاب چهل حدیث چنین می نویسد “ “ توبه عبارت است از رجوع از طبیعت به سوی روحانیت نفس بعد از آنكه به واسطه معاصی و كدورت نافرمانی نور فطرت و روحانیت ، محجوب به ظلمت طبیعت شده است “
خدای متعال توابین را دوست دارد. پیامبران همواره انسانها را به سوی توبه كه راهی به سوی تكامل و رسیدن به كمال حقیقی است دعوت كرده اند . دست كشیدن از گناه و بازگشت به راه حق ، محور عمده خودسازی و تهذیب نفس است .توبه زیباترین و رساترین نوع عذر خواهی است .
در روایتی پیامبر گرامی اسلام فرموده اند: در شب اول ماه رمضان خدای متعال به فرشتگان فرمان می دهد بهشت را برای روزه داران از امت محمد (ص) آراسته و آماده كنید ، درهای جهنم را بر این روزه داران ببندید و تا پایان ماه باز نكنید و به جبرئیل فرمان میدهد به زمین فرود آی و راه شیاطین را بر امت محمد ببند كه نتواند ایمان و روزه آنها را فاسد كند.( 12)
اگر چه همیشه راه توبه و بازگشت به سوی پروردگار باز است اما ماه رمضان بهار توبه است . در این ماه زمینه پذیرش و قبولی آن بیشتر فراهم است .
و باز رسول الله در سخنی دیگر فرموده اند : “ خدای متعال در سراسر ماه رمضان می فرماید : آیا توبه كننده ای هست كه توبه او پذیرفته شود ؟ ( 13)
محمد مسلم ثقفی می گوید : امام محمد باقر (ع ) فرشتگان خدا در شب آخر ماه مبارك رمضان به روزه داران بشارت می دهند كه پروردگار گناهان شما را آمرزیده و توبه شما را پذیرفت ، به آینده بنگرید كه چگونه خواهید بود .(14)
ائمه معصومین تاكید بسیاری بر اهتمام به توبه در ماه رمضان كرده و در ادعیه ، توفیق توبه از پروردگار را خواسته اند .
اما زین العابدین (ع ) در دعای ماه رمضان می فرمودند : بار خدایا در این ماه جدیت و تلاش و سعی و كوشش و قدرت و نشاط و توبه را روزی من بنما . (15)
امام خمینی ( ره ) در اهمیت توبه در كتاب چهل حدیث می نویسد ای عزیز بی اعتنا و سرسری از این مقام مگذر تدبر و تفكر در حال خود و عاقبت امر خویشتن كن و به كتاب خدا و احادیث خاتم انبیاء و ائمه هدی ، سلام الله علیهم اجمعین و كلمات علمای امت و حكم عقل وجدانی رجوع نما و این باب توبه را كه مفتاح ابواب است به روی خود بگشا و در این منزل كه عمده منازل انسانیت است وارد شو و اهمیت به آن بده و از آن مواظبت كن و از خداوند تبارك و تعالی توفیق حصول مطلوب بخواه و از روحانیت رسول اكرم و ائمه هدی سلام الله علیهم استعانت كن و به ولی امر و ناموس دهر ، حضرت امام عصر عجل الله فرجه ، پناه ببر ، البته آن بزگوار دستگیر ی ضعفا و بازماندگان می فرماید و بیچارگان را دادرسی می نماید .
ای عزیز مبادا شیطان و نفس اماره وارد شوند بر تو و وسوسه نمایند و مطلب را بزرگ نمایش دهند . وتو را از توبه منصرف كنند و كار تو را یكسره نمایند . بدان كه در این امور هر قدر ، ولو به مقدار كمی نیز باشد اقدام بهتر است . اگر نمازهای فوت شده و روزه ها و كفارات و حقوق خدایی بسیار است و حقوق مردم بیشمار است .
گناهان متراكم است و خطاها متزاحم ، از لطف خداوند مأیوس مشو و از رحمت حق نا امید مباش كه اگر به مقدار مقدور اقدام كنی حق تعالی راه را بر تو سهل میكند و راه نجات را به تو نشان می دهد.

--------------------------------------------------------------------------------

1ـ وسائل ج7 ص237 ـ كافی ج 4 ص 75
2ـ من لا یحضره الفقیه ج 2ص100
3ـ امالی شیخ طوسی ج2 ص 136
4وسائل ج7ص224
5ـ محجه البیضاء ج2 ص 122
6ـ وسائل ج7 ص 227 بحار ج96 ص 359
7ـ كافی ج4 ، ص 76
8ـ مفاتیح الجنان ص 300
9ـ اسلام و مقتضیات زمان اثر استاد مطهری ـ چاپ انتشارات صدرا ج 2 ص 165
10ـ بحار ج 96 ص 34
11ـ وسائل ج7 ص 237
12ـ بحار ج 96 ص 350
13ـ همان ص 348
14ـ امالی مرحوم شیخ صدوق ص33
15ـ من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 105

نویسنده : نوشته :محمد رضا جواهری

امام حسن و نقل حدیث از پیامبر صلی الله علیه و آله

 

امام حسن و نقل حدیث از پیامبر صلی الله علیه و آله

از جمله افرادی که نامش جزو راویان و محدثان از رسول خدا صلی الله علیه و آله در تاریخ ثبت گردیده، امام حسن مجتبی علیه السلام است. امام که در حیات پیامبر صلی الله علیه و آله هنوز ده سال نداشت،  با دریافت گفته های پیامبر که گاهی آیات وحی  بود و گاهی روایات، آنها را از سینه پیامبر به سینه خودش منتقل کرده و سپس به دیگران انتقال می داد.

امام حسن علیه السلام با شنیدن آیات وحی که بر رسول خدا صلی الله علیه و آله  فرود می آمد، بی درنگ  به منزل آمده و آنها را برای مادرش حضرت فاطمه زهرا(س) قرائت می کرد که این مساله باعث تعجب امیر مومنان علیه السلام شده بود.

آورده اند که: امام مجتبی علیه السلام هفت ساله بود که به همراه پیامبر در مسجد حضور می یافت و آنگاه که آیات جدید بر او نازل می شد، همان ها را از زبان جدش می شنید و آنگاه که به خانه باز می گشت، برای مادرش فاطمه تلاوت می کرد، به گونه ای که هرگاه امیرمومنان وارد خانه می شد، ملاحظه می کرد آیات جدیدی  که بر پیامبر نازل گردیده نزد فاطمه است. از آن حضرت جویا می شد، فاطمه می فرمود: از فرزندت حسن.

بدین جهت، روزی علی بن ابی طالب علیه السلام زودتر به خانه آمد و از دید فرزندش پنهان گشت تا آیات جدید را که بر پیامبر نازل شده بار دیگر از فرزندش بشنود. امام حسن علیه السلام وارد خانه شد؛ همین که خواست آیات قرآن را برای مادرش بخواند، زبانش به لکنت افتاد و از خواندن سریع باز ماند. مادرش شگفت زده شد. امام حسن علیه السلام گفت: مادر! تعجب نکن، گویا شخصیت بزرگی در خانه است که با شنیدن سخنانم، مرا از سخن گفتن باز می دارد!

در این هنگام، امیرمومنان علیه السلام از محل اختفا بیرون آمده و فرزندش حسن را در آغوش گرفت و بوسید.(9)

50 تلاوت از استاد عبدالمنعم طوخی

 

50 تلاوت از استاد عبدالمنعم طوخی

(*·.¸(`·.¸ سوره الحشر والنازعات ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة الحجرات ق الجمعة ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة ال عمران استديو ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الحج والمؤمنون ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة غافر والانفطار ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة البقرة والقصار ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الكهف ومريم 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الكهف ومريم 2 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الانبياء والحج 1¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الانبياء والحج 2¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الانعام والنجم ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة هود ويوسف ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة ال عمران1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الاعراف ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الفرقان ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الحشر ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة البقرة ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة البلد ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الحج ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة هود .·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الانعام ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة الحجرات ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الاسراء ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الانفال ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الانبياء ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الكهف 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الكهف 2 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الاسراء ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة لقمان ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة المائدة ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النحل ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم 2 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم وطه ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم استديو ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم 3 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الرعد 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الرعد 2 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة القمر الرحمن ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النور ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النمل ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة التحريم 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة التحريم والحاقة ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة طه ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الشورى والرحمن ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الرحمن والاذان ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة يوسف ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة يس ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة يس الحشر القصار ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الواقعة 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الواقعة 2 ¸.·´)¸.·*)

 

دانلود تلاوت از استاد راغب مصطفی غلوش

 

دانلود تلاوت از استاد راغب مصطفی غلوش

(¯`·._Ghlawash-aaraf 1.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-ahzab 1.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-ahzab 2.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-ahzab 3.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-ahzab 4.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-ahzab 5.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-ahzab-iran.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-ahzab-Syria.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran 1.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran 2.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran 3.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran 4.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran 5.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran 6.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran 7.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran 8.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran 9.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran-balad 10.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran-naba 11.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran-nasr 12.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran-qsar 13.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran-Syria1969-2.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran-Syria1969-3.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran-Syria1969-4.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-al_imran-Syria1969.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-alfath-QesarSyria1969.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-an3am-QesarSyria1969.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-anaam 1.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-anaam 2.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-anaam 3.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-anaam-qsar-syria.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-anaam-qsar.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-anbia-shms-alaq.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-anbiaa 1.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-anbiaa 2.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-anbiaa 3.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-anbiaa 4.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-anbiaa-qsar.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-anbyaa-Syria1969.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-ankbout.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-athan.mp3_.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-balad.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-baqara 1.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-baqara 2.mp3 _.·´¯)
(¯`·._
Ghlawash-baqara-iran 3.mp3_.·´¯)

 

درخـتـان - گـيـاهـان - مـیـوه هـا

 

درخـتـان - گـيـاهـان - مـیـوه هـا

«و در زمين مزرعه های کوچک ناهمگون در جوار همديگر وجود دارد، در حالی که در آنها باغهای انگور، کشت و درخت های خرما از نوع  صنو و غـير صنو وجود دارد، که همه با يک آب آبياری میشوند ولی از نظر غذائی آنها را بر يکديگر برتری میدهيم! دراين موارد برای کسانيکه فکر میکنند نشانه هائی وجود دارد».

نکات آيه: 1ــ مزرعه های کوچک کنار هم ناهمگون هستند.2ــــ صفات و خصوصيات ميان درختان به صِنو و غير صِـنـو بودن آنها بستگی دارد. 3ـــ در موارد مزبور نشانه هائی وجود دارد.

1ـــ مزرعه های کوچک کنار هم ناهمگون هستند:

در زمان محمد انسان می دانست که خاکهای زمين با هم فرق میکنند، ولی اينکه خاک دو مزرعه کوچک چسـبيده به هم نيز دقـيـقـاً يکی نيستند، از عـلـم امـروزی بشر است که با امکانات پيچيده علمی امروزی آنرا بدست آورده است.

2ــ صفات و خصوصيات ميان درختان به صنو و غير صنو بودن آنها بستگی دارد:

درختی که از درخت ديگر روئيده باشد صِـنـْـو ناميده می شود و درختی که از بذر روئيده باشد غير صنو ناميده می شود.

آيه صفات و خصوصيات درختان را به صنو و غير صنو بودن آنها مربوط می داند. واقعيت هـم همين است. درخت صِنو (يعنی درختیکه از درخت ديگری روئيده باشد) تمامی صفات و خصوصیات وراثتی درخت مادر خود را دربـردارد. يعنی از نظر رنگ، طـعـم، مـزه و غــيـره دقـيـقـاً مانـنـد درخـت مـادر است. ولی درخـتی که از بذر روئيده باشد، صفات و خصوصيات آن ترکيبی است از صفات و خصوصيات درخت مادر بعلاوه صـفـات و خصوصيات درخت پدر (که به درخت مادر تـلـقـيح شده است).

3ـــ در موارد مزبور نشانه هائی وجود دارد:

(منظور از وجود "نشانه ها"، وجود هـدايت خداوندی است). آيه اين موضوع را مطرح می کند که در صورت نبودن هدايت پشت پديده ها اگر بنا می بود چيزی برويد، در يک خاک و از يک آب منطقاً می بايست فقط يک نوع گياه می روييد، نه اينکه مثلاً درخت خرما در انواع خاکها برويد.

چنانکه می دانيم در موجودات زنده از جمله گياهان عنصری وجود دارد که گياه را هدايت می کند. اين عنصر که ژن ناميده می شود اطلاعاتی از ويژگيهای پديده خود را با خود دارد که بنابر آن اطلاعات، پديده خود را هدايت می کند.

باغ در بلندی

« و نمونه کسانيکه دارائی خود را در جستجوی خوشنودی خدا و استواری (ايمان) خود انفاق مي کنند، مانند باغ پر درخت واقع در بلندی (بالاتر از تل) می مانند که اگر بارش سنگين به آن ببارد ثمر خود را دوچندان می دهد و اگر بارش سنگين به آن نبارد با بارشِ کمِ نيز ثمر خود را می دهد. و خدا به خوبی و بدی همه آنچه انجام میدهيد نگاه می کند و آنرا می شناسد (265)».

(«بِصارَة» بمعنی: نگاه کردن به خوبی يا بدی و درستی يا غلطی و زشتی يا زيبائی چيز مشخصی است. و«بَصير»: کسي است که به خوبی يا بدی، زشتی يا زيبائی، درستی يا نادرستی چيزی نگاه می کند و اندازه خوب و بدی آن را می شناسد. و منظور از بصير بودن خداوند پس از اين مثال اينست که همانگونه که خداوند به موقعيت خوب و بد يک باغ نگاه می کند و آن را می شناسد همانگونه نيز به موقعيت خوب و بد کارهای ما نگاه می کند و آنرا می شناسد).

نکته مورد نظر ما در آيه اينست که آيه می گويد باغی که در ربوة قرار داشته باشد با بارش سنگين دوچندان ثمر می دهد و اگر بارش سنگين به آن نبارد با بارشِ کمِ نيز ثمر خود را می دهد. ربوة به زمين مسطحی که در ارتفاع بالاتر از ارتفاع تل قرار داشته باشد گفته می شود. پژوهشهای علمی نشان می دهد که بهترين محيط برای رشد و باردهی درختان ميوه و درختان ثمر دهنده محيطی است که در ارتفاع ميان 300 تا 600 متر از سطح دريا قرار دارد. و اين همان بلندی و ارتفاعی است که در زبان عربی رَبوَة ناميده می شود و آيه از آن صحبت می کند. محيط کِشتی که در چنين ارتفاعهائی قرار دارد اين ويژگيها را دارد: وزش باد و نسيم و تجديد هوا، مرطوب بودن جو‏، در معرض تابش خورشيد قرار داشتن، لطيف بودن جو، فراوانی آب، ‏انبار نمودن آب به اندازه لازم، بارانهای سنگين آفتهای آن و آنچه رشد گياهان مختل می کند را می شويد (چون آب از بلندی به زمينهای پست حرکت می کند و در آن ارتفاعات نمی ماند)، امکان نفوذ ريشه های درختان به اعماق که بنوبه خود ريشک های زيادتری را می رويانند و مواد غذائی بيشتری را می مکند و بنوبه خود ثمر درخت را زياتر می شود، و مقاومت درخت در برابر بادها و وزشهای تند نيز بيشتر می شود.

به اين ترتيب باغی که در ربوة (در ارتفاع ميان 300 تا 600 متر بالای سطح دريا) قرار دارد، با بارش سنگين ثمر خود را دوچندان می دهد، و اگر بارش سنگين به آن نبارد با بارش کم نيز به دليل وجود ويژگيهای نامبرده در آن محيطها باز هم درخت ثمر خود را می دهد.

مـاده سـبـز گـيـاهی 

« و اين اوست که از ابر باران میفرستد، با آن جوانه های انواع رستنيها را در میآوريم، و از جوانه ماده سبز را درمی آوريم، که با آن ماده سبز دانه های خوشه ای درست میکنيم، و از تاره های نـخل پَـنگهای خـوردنی درست می کنيم، و باغهای انگور و زيتون و انار که ترکيبات مشترک زيادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند را درست می کنيم».

نکات آيه:

1ـــ همه گياهان ماده سبز درست می کنند که آن بنوبه خود دانه و ثمر درست می کـند:

در سلول گياهی کيسه های غشائی هست که در آن موادی درست می شود که کلروفـيل نامـيـده می شود. کلروفـيل به معنی «ماده سبز گياهی و سبزينه» است که معادل آن در عربی «خـَضِـر» است (يعنی همان چيزيکه در آيه مطرح شده است). اين ماده سبز (خضر) انرژی نوری خورشيد را جذب می کند  و به انرژی شيمائی تـبـديـل می کند.

ريشه های گياه آب و مواد معدنی را از خـاک می مکـنـد کـه بـطـرف بـرگـها رسـانـده می شـوند و بـرگـهـا نيز از هوا دی اکسيد می گيرند، بعد خَـضِر (يعـنی کـلـروفـيلها)،  مواد غـذائی مورد نياز درخت را توليد می کنند که به سراسر آن صادر می شـود و بدنه درخت و مــيــوه و ثــمــر آن را درست می کـند.

کيسه غشائی (کلروپلاست) که درسلول قرار دارد بطور متوسط يک پانصدم ميليمتر است. سلول برخی از گياهان صدها عدد از آن دارند. درون آن انبوهی غـشـاء وجود دارد. که در آنها خَـضِـر (ماده سبز، کـلـروفـيـل) وجود دارد.

2ـــ نخل، انگور، زيتون و انار ترکيبات مشترک زيادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند:

ثمر نخل و انگور و انار و زيتون ضمن اينکه هـمانـنـد نـمـائی نمی کـنـنـد تـرکـيـبـات مـشـتـرک زيادی دارند. از جـمـلـه:

هـمـه آنها روغن، آب، پروتئين، مـواد معدنی و مواد قـندی دارند. 

آتش از درخت سبز

« و آفرينش خود را فراموش کرده و برای ما مثال زد! گفت: چه کسی استخوانها را در حاليکه پوسيده اند زنده می کند؟ ـــ بگو: کسيکه نخستين بار آن را پديد آورده و پرورش داد آن را زنده خواهد کرد و او به هر گونه آفرينشی داناست ـــ آن کسيکه از درخت سبز برای شما آتش قرار داد هنگامی که از آن آتش می زنيد». 

(«انشاء» بمعنی: پديد آوردن و پرورش دادن چيزی است. فعل « تُوقِدوُن» فعل از مصدر ايقاد از باب افعال بمعنی آتش زدن است).

آيه می گويد هنگامی که از درخت (يعنی از چوب و هيزم آن يا از نفت و غيره که از درخت می آيد) آتش می زنيد، آتش زدن آن از درخت سبز قرار داده شده است.

می دانيم که آتش برای روشن شدن و روشن ماندن و سوختن و سوزاندن نياز به اکسيژن دارد و اکسيژن نيز از درخت سبز می آيد.

جـنـبـش، پـرورش و رشـد دانـه

« و زمين را بی گـیـاه می بـیـنـی ولی هـمـیـنـکـه آب بر آن نازل می کنیم به جـنـب و جـوش درمی آیـد و می پـرورانـد و انـواع گـیـاهـان نـشـاط انـگـیـز را می رویـانـد»!

(زمین در آیه البته مجاز است و منظور از آن دانه است. در مقدمه راجع به مجاز بحث شده است).

نکته آیه: با نازل شدن آب بر زمین، زمین به جنبش در می آید، پروریده می شود و میرویاند:

در خاک دانه های بسیار ریزی وجود دارد که ما آنها را نمی بینیم. قطر آنها از جمله حول و حوش 3 هزارم میلیمتر است. هر کدام از آنها از معادن مختلف تشکیل شده اند و شکل هر یک از آنها به شکل صفحه صفحه (لایه لایه) روی هم است. از آنجا که دانه ها از معادن مختلف تشکیل شده اند همینکه باران بر آنها ببارد صفحه ها بار الکتریسیته مختلف بخود می گیرند و این باعت ایجاد جنبش آن صفحه ها میشود. و جنبش آنها باعث نفوذ آب میان آنها میشود. بعد دانه ها با مواد غذائی درون خود که از مادر به ارث برده اند پروریده می شوند و بعد می رویند. دقیقاً همان مراحل و وضعیتی که قرآن گفته است.

نگهداری محصول در خوشه خود

«(يوسف گفت): هفت سال افزون بر سالهای گذشته می کاريد. هر چه درو کرديد در خوشه خود باقی بگذاريد بجز بخش کمی از آن که می خوريد». (دأب: بمعنی: جنب و جوش و فعاليت افزون در انجام سنت ها (مانند آداب و رسوم و شعائر و کشت و غيره) است).

پادشاه مصر خواب 7 گاو فربه می بيند که 7 گاو لاغر آنها را می خورند و خواب 7 خوشه سبز و 7 خوشه خشک را می بيند. يوسف در تأويل  خواب وی می گويد: 7 سال افزون می کاريد و توليد می کنيد. غير از بخشی از آن که می خواهيد بخوريد بقيه را در خوشه خود باقی بگذاريد، و 7 سال خشکسالی پس از آن خواهد آمد. نکته مورد نظر ما در آيه اينست که يوسف می گويد: غير از بخشی از آن محصول که می خواهيد بخوريد بقيه (که برای انبار و ذخيره نمودن است) را در خوشه خود باقی بگذاريد. و امروزه بررسی های علمی نشان می دهد که بهترين روش نگهداری دراز مدت حبوبات رها نمودن آنها در خوشه آنهاست، برای نرسيدن هوا به آن و نگهداشتن رطوبت طبيعی خود.

دلـيـل تـنـوع  گـيـاهـان و درخـتـان

« و در زمين هر نوع گياهی را در تعادل و توازنی آفريديم».

نکـتـه آيـه: هر نوع گياهی در تعادل و توازنی آفريده شده است:

همه درختان و گياهان از مواد اساسی مشترکی سـاخـتـه شده اند از جمله: کربن ـ اکسيژن ـ نيتروژن و فسفـر. تنها اختلاف ميان انواع گـيـاهـان و انـواع درخـتان با همدیگر در اندازه هر يک از عناصر مزبور در آنهاست. يعنی هـر کدام از آنها  در تعادل و توازنی از عناصر مزبور  هستند.

 

رطب و زایمان

« و تنه نخل را تکان بده، رطب تازه را بر تو خواهد ريخت. بخور و بياشام و به آرامش و شادابي برس...».

آيه خطاب به مريم مادر عيسي مسیح است که هنگام ولادت حضرت عيسي از مردم فاصله ميگيرد و بجای دوری از شهر می رود تا وضع حمل کند و اندوهگين بوده است. خداوند خطاب به وی می گويد رطب تازه بخورد و توان و آرامش پيدا کند و شادمان بشود. رطب ثمر درخت خرما پيش از خرما شدن است. و آنچه در تصوير می بينيم مرحله نيمه رطب بودن آنست، و تقريباً 400 نوع درخت خرما وجود دارد که ثمرهای آنها اندازه ها و رنگها و مزه های گوناگون دارد.

در اين آيات چند نکته علمی وجود دارد:

 1ــ آرامش و شادماني در رطب. رُطـَب يکي از مراحل ثمر نخل است (قبل از خرما شدن آن). اين غذا از ميزان  بالائي از  مواد کربوهيدرات برخوردار است و مواد قندي آن به 75 درصد مي رسد. بدن با استفاده از آن انرژي و گرماي بالائي را توليد مي کند. رطب ميزان بالائي از پروتئينها، ويتامينها و املاح معدني گوناگوني مانند کلسيوم و سديم دارد که بدن به آنها احتياج دارد. و بدن را گرم و شاداب مي کند. و چنانکه ميدانيم وضعيت روحي زن هنگام زايش تأثير زيادي روي راحتي يا سختي زائيدن دارد. بميزاني که راحت باشد و مشکلاتي نداشته باشد، عمل زايش را راحتر انجام ميدهد. و هر چه گرفتاري و ناراحتي هاي روحي و گرفتاري داشته باشد عمل زائيدن براي وي سختر ميشود.

 2ـــ خوردن رطب در آسـتانـه زايـش: درِ رحـم پـيـش از زايـمـان دو و نـيم سانتيمتر مکعب است ولي هنگام زائيدن به بيش از 750 سانتيمتر مکعب ميرسد. رطب موادي دارد که باعث انبساط رحم ميشود و زايش را آسانتر و راحت تر ميکند.

 3ـــ رطب احشاء درون روده ها را نرم و تميز ميکند، و اين امر باعث راحت تر و آسانتر شدن زايمان ميشود.

 4ـــ نوشیدن پس از خوردن: رطب و هر شيريني ديگري براي اينکه بتواند خوب و سريع حل و جذب بشود، انسان بايد پشت سر آن آب بخورد.

 5ـــ رطب از جمله مواد غدائي است که خيلي سريع هضم و حل و جذب ميشود. رطب از دهان تا تبديل شدن به انرژي فقط بيست دقيقه طول ميکشد.

چندین تلاوت از استاد شعبان عبدالعزیز صیاد

 

چندین تلاوت از استاد شعبان عبدالعزیز صیاد

(*·.¸(`·.¸ سورة طه ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة الكهف ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة المجادلة 14 - 22 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة محمد 7 - 31 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم 16 - 57 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة مريم 2¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النازعات الفجر¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النمل ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النبأ النازعات ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة المجادلة الحشر ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة المنافقون ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النساء 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النساء 2 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النساء 3 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النساء 4 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النساء 5 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة ن 1 - 52 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  قصار السور¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة النساء 1 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ سورة النساء 2 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة النساء 3 ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸ ما تيسر من سورة يوسف ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة شورى زخرف ¸.·´)¸.·*)
(*·.¸(`·.¸  سورة الشمس ¸.·´)¸.·*)

قرآن کامل با صدای عبدالباسط محمد عبدالصمد، قرائت به روش تحقیق

 

قرآن کامل با صدای عبدالباسط محمد عبدالصمد، قرائت به روش تحقیق

 

 

بخش اول - از ابتدای سوره حمد تا آیه ۱۲۳ سوره بقره

بخش دوم - سوره بفره از آیه ۱۲۴ الی ۲۲۶

بخش سوم - از آیه ۲۲۷ سوره بقره الی آخر و آیات ۱ الی ۲۷ سوره آل عمران

بخش چهارم - آیات ۲۸ الی ۱۵۵ سوره آل عمران

بخش پنجم - از آیه ۱۵۶ الی آخر سوره آل عمران و آیات ۱ الی ۶۴ سوره نساء

بخش ششم - آیات ۶۵ الی آخر سوره نساء

بخش هفتم - آیات ۱ الی ۹۶ سوره مائده

بخش هشتم - آیه ۹۷ الی آخر سوره مائده و آیات ۱ الی ۱۰۰ سوره انعام

بخش نهم - از آیه ۱۰۱ سوره انعام تا آیه ۵۶ سوره اعراف

بخش دهم - آیات ۵۷ الی ۱۹۲ سوره اعراف

بخش یازدهم - آیات ۱۹۳ سوره اعراف الی ۴۰ سوره توبه

بخش دوازدهم - آیات ۴۱ سوره توبه الی ۲۷ سوره یونس

بخش سیزدهم - آیات ۲۸ سوره یونس الی ۶۲ سوره هود

بخش چهاردهم - آیات ۶۳ سوره هود الی ۷۸ سوره یوسف

بخش پانزدهم - آیات ۷۹ سوره یوسف تا پایان سوره ابراهیم

بخش شانزدهم - سوره مبارکه حجر تا آیه ۹۶ سوره نحل

بخش هفدهم - آیه ۹۷ سوره نحل الی ۱۹ سوره کهف

بخش هجدهم - آیات ۲۰ سوره کهف الی ۱۰ سوره طه

بخش نوزدهم - آیات ۱۱ سوره طه الی ۹۰ سوره انبیاء

بخش بیستم - از آیه ۹۱ سوره انبیاء، سوره مبارک حج و آیات ۱ الی ۷۷ سوره مومنون

بخش بیست و یکم - آیات ۷۸ سوره مومنون الی ۳۱ سوره فرقان

بخش بیست و دوم - آیات ۳۲ سوره فرقان الی ۱۵ سوره نمل

بخش بیست و سوم - آیات ۱۶ سوره نمل الی ۶۷ سوره قصص

بخش بیست و چهارم - آیات ۶۸ سوره قصص الی ۱۲ سوره لقمان

بخش بیست و پنجم - آیات ۱۳ سوره لقمان الی ۱۲ سوره سبا

بخش بیست و ششم - آیات ۱۳ سوره سبا الی ۱۰ سوره صافات

بخش بیست و هفتم - آیات ۱۱ سوره صافات الی ۲۲ سوره زمر

بخش بیست و هشتم - آیات ۲۳ سوره زمر الی ۱۳ سوره فصلت

بخش بیست و نهم - آیات ۱۴ سوره فصلت الی ۶۶ سوره زخرف

بخش سیم - آیات ۶۷ سوره زخرف الی ۲۹ سوره محمد

بخش سی و یکم - آیات ۳۰ سوره محمد الی آخر سوره تور

بخش سی و دوم - از ابتدای سوره نجم تا آیه ۲۶ سوره حدید

بخش سی و سوم - از آیه ۲۷ سوره حدید تا آیه ۸ سوره تغابن

بخش سی و چهارم - آیات ۹ سوره تغابن الی ۷ سوره جن

بخش سی و پنجم - آیات ۸ سوره جن الی آخر سوره انفطار

بخش سی و ششم - از ابتدای سوره مطففین الی آخر سوره ناس

بغداد در اخرالزمان

 

مفضل عرض كرد : اقا ؛ در آنروز دارالفاسقين

 

( بغداد) چه وضعي دارد ؟

 

فرمود : مشمول لعنت و غضب خداوند است فتنه هاو آشوبها آنرا ويران ميسازدو بكلي متروك مينمايد ،اي واي بر بغداد و مردم آن از خطر لشكريكه باپرچمهاي زرد و لشكري كه با پر چمهاي خود از مغرب زمين مي ايند وكسيكه جزيره را جلب ميكند و لشكري كه از دور و نزديك به آنجا ميرودبخدا قسم همه گونه عذاب كه بر امتهاي متمرد و سركش از اول خلقتتا اخرعالم رسيده بر بغداد فرود مي ايد عذابهايي به بغداد ميرسد كه هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده است طوفانشمشير آنها را فرا ميگيرد

 واي بر كسي كهانجا را مسكن خود قرار دهد زيرا هركس در انجا مقيم شودبا حالت شقاوت باقي ميماند هركس هجرت كند در پرتو خدا بسر ميبرد بخدامردم بغداد چنان در ناز ونعمت و عيش ونوش ميشوند كه ميگويند زندگيحقيقي دنيا همين و خانه هاوكاخهاي ان قصر هاي بهشت است و دخترانان( در زيبايي حورالعين) و جوانانان جوانان بهشت است و چنين پندارند كهخداوند تمام روزي بندگانش را به بغدادارزاني داشته است افتراء به خداوند و

 پيغمبر ص و حكم كردن بر خلاف قران وشهادت دروغ و شرابخواري و زناكاري و خوردن پليدي ها و خونريزي چنان در بغداد شيوع يابد كه فجايع تمامدنيا به پاي ان نرسد آنگاه خداوند همين بغداد را بوسيله آن اشوبها و آن لشكرها چنان ويران ميسازد كه وقتي رهگذري از انجا ميگذرد ميگويد :شهربغداد اينجا بوده است

بحارالانوار علامه مجلسي جلد 13 صفحه 1163

پیش بینی های قرآن

پیش بینی های قرآن

پيش بينی شناخته شدن آيات قرآن در آينده

«آيات خـود را در دوردست هـا و در درون خـودشان به آنها نشان خواهيم داد تا جائـيـکـه بـرای آنـهـا روشن شود که اين قرآن حق است».

آيه پيش بينی می کند که انـسـان بـه شـنـاخـت پـديـده هـا در دوردسـت ها و در درون خود خواهد رسيد. شناختی که بدست خواهد آورد نيز درستی حرفهای قرآن را ثابت خواهد کرد.

در عـصـر مـا انسان بـا تلـسکوپ و ميکروسکوپ و انواع امکانات پيچيده ديگر خيلی از پديده های دور دست فضای دور و نزديک و هـمـيـنـطـور در درون خودش را شناخته است. آن شناختها نيز چنانکه ديديم بنوبه خـود درسـتی آيات قـرآن را تأييد نموده است.

انعام 105: « وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآيَاتِ وَلِيَقُولُوا دَرَسْتَ وَلِـنُـبَـيّـِنـَهُ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ».

« و به این شکل آیات را روشن می کنیم. بگذار بگویند که تو آنها را خوانده ای. ما آن را (قرآن را) برای کسانی که می دانند (دانش دارند) نشان خواهیم داد».

آیه پیش بینی می کند که در آینده کسانی خواهند آمد که دانش خواهند داشت و قرآن را به آنها نشان خواهد داد. و این چیزی است که فعلاً اتفاق افتاده است.

آسيب رساندن به گوش دامها و تغيير در خلق

« و به آنها امر می کنم که گوشهای دامها را آسيب برسانند، و به آنها امر می کنم که در خلق خدا دگرگونيهائی ايجاد کنند».

نکات آيه:

1ـــ به گوش دامها آسيب رسانده خواهد شد:

جملات مزبور نقـل قول از حرفهای شيطان است. چنانکه در تصوير می بينيم و در جهان واقع نيز کم و بيش ديده ايم،  شماره يا مشخصات دامها را در نوشته ای به گوش آنها منگـنه می کنند. در حاليکه می توان آنرا در گردن آنها نيز آويزان کرد.

 

2ـــ ايجاد تغييرات در خلق:

در قـرآن دو مـقـوله «تـبـديـل» و «تـغـيـيـر» هـسـت. «تغـيير» به معنی: ايجاد دگرگونيهائی در شئ، و «تبديل» به معنی: عوض کردن کلی شئ (يعنی: عـوض نمودن ماهـيت و هـويت آن) است. قــرآن «تبديل» پـديـده ها را خارج از توان انسان دانسته (لا تبديل لخلق الله) و تاکنون نيز کسی موفـق به تغيير "هـويت و ماهـيـت" چيزی نـشـده، ولی ايـجـاد «تـغـيـيـر» را پيش گوئی کرده است. و اين چيزی است که در عصر ما فعلاً انسان به آن نقطه رسيده و دست به چنين کاری می زند. مثلا کسانی هستند که نمودهـای مردانگی خود را برمی دارند و نمودهای زنانگی می دهند و همينطور برعکس.

ضمن اينکه هر دو پيش بينی قرآن درست درآمده ترتيب آنها نيز همانطور که آنرا گفته اتفاق افـتاده است. يعنی ابتدا گوش دامها را منگنه کردند و بعد افراد را دستکاری کردند. البته احتمال اين نيز هست که منظور آيه اين باشد که انسان گوش دامها را خواهد بريد و برای ايجاد تغييرات در افراد از آن استفاده خواهد کرد.

پیش بینی عدم توان انسان در ساخت پشه و پس گرفتن سالم غذائی که آنرا خورده

« ای مردم! مثالی زده می شود به آن گوش کنید: کسانیکه شما آنها را بجای خدا می خوانید "پشه ای را هم نمی توانند بیافرینند اگر چه برای ساخت آن همدست شوند". و اگر پشه چیزی از آنها برباید نیز نمی توانند آنرا از آن سالم پس بگیرند. هم آنکه می خواهد چنین کاری بکند و هم آنچه میخواهد بدست بیاید هیچکدام نتیجه ای نخواهد داد».

یکی از نکات آیه اینست که کسی نمی تواند پشه ای درست کند و این پیش بینی تا امروز که درست درآمده و کسی نتوانسته پشه ای درست کند.

نکته دیگر در آیه اینست که چیزیکه پشه برباید نمی توان سالم از آن پس گرفت. پشه پیش از اینکه غذا را وارد بدن خود کند با ماده تجزیه کننده و هضم کننده آنرا تجزیه و هضم میکند و بعد آنرا با مکیدن وارد بدن خود می کند. تا حالا کسی نتوانسته غذائی که پشه آنرا تجزیه کرده و مکیده را از آن پس بگیرد و به همان ترکیبات قبلی خود برگرداند.

بدن فرعون

« و بني اسرائيل را از دريا عبور داديم. فرعون و سپاهيان وي بيدرنگ مسلحانه و فراتر از حد خود آنها را دنبال کردند، تا وقتي که داشت غرق ميشد گفت: ايمان آوردم به اينکه خدائي غير از خدائيکه بني اسرائيل (فرزندان يعقوب) به او ايمان اوردند وجود ندارد و هميشه مسلمان خواهم بود ـــ حالا! در حاليکه تا پيش از اين از سپردن بني اسرائيل سرباز زدي و هميشه نيز مفسد بودي ـــ امروز فقط بدن تو را نجات ميدهيم تا براي افراد پس از خودت درسي باشد. هر چند خيلي از مردم از آيات ما غافلند».

واژه فرعون در لغت بمعني: ساختمان باشکوه است. بعد به فرمانروايان مصر اطلاق شده، که اشاره ضمني و تلويحي بوده به ساختمانهاي بلند بالا و باشکوه آنها. تصويري که ميبينيم تصويرهمان فرعوني است که در زمان موسي بوده و از سپردن بني اسرائيل به موسي سرپيچي کرده و موسي و همراهانش را تعقيب کرده و در دريا غرق شده. او رامسز دوم نام داشته است. پس از غرق شدن افراد باقيمانده دستگاه فرعون که با وی در تعقیب موسی نبوده اند او را از آب گرفته و موميائی ميکنند، و امروزه در معرض تماشای جهانيان است. چيزی که 1400 سال پيش قرآن آن را پيش بينی کرده است.

پيش بينی روشن شدن يگانگی در هستی

« خدا روشن کرده که خدائی غير از او وجود ندارد. قوانين هستی و دانشمندان نيز همين را روشن خواهند کرد. او هستی را به قسط اداره می کند. خدائی غير از او  وجود ندارد. او قدرتمند است ولی پديده ها را با حکمت اداره می کند».

(واژه «مَـلائِـکِـه» جمع مَـلـَکْ است (از مصادر مَـلـْکْ ـ اَلـَکْ و لَـئْک) به مـعـنی: پـيـام رساننده، واسط، کسی يا چيزيکه بنمايندگی از کسی کاری را انجام می دهد، گمارده، و مـفـاهـيـمـی از اين قـبـيل. در قـرآن از جـمله به قـوانين طبيعت (مانند نيروی جاذبه) و نـيـروهـا و مـوجوداتی که از طرف خداوند مأموريت می گيرند اطلاق می شـود. در آيه به معنی: قوانين حاکم بر پديده ها بکار گرفته شده است).

در گذشته و در دوران محمد برخی بر اين باور بوده اند که خدايان متعددی وجود دارد و هر خدائی چيزی را آفريده و اداره می کند. آيه می گويد که:  قانونمنديهای هستی و دانشمندان روشن خواهند کرد که يک خدا بيشتر وجود ندارد.

امروزه قوانين فيزيکی حاکم بر پديده های هستی و دانشمندانی که در اين زمينه کار می کنند روشن کرده اند و گواهی می دهند که هستی از يک نقطه آغاز شده و در نهايت نيز به يک نقطه برخواهد گشت، و يک واحد يک پارچه است و قوانين مشترکی بر آن حاکم است، و پديده های هستی از عناصر مشترکی ساخته شده اند.  و به اين شکل يگانگی در هستی را روشن کرده اند و گواهی داده اند.

فوت نمودن و کشته شدن محمد

«محمد چيزی بيش از يک فرستاده همچون فـرستاده های پيش از خود نيست. بنابر اين در صورت مردن يا کشته شدن او، آیا بلافاصله می خواهيد به گذشته خود برگرديد»؟

حرف «اَوْ» در آيه بـرای اباحت است (اباحت يعنی: درست و روا بودن. اين حرف ماقـبـل و مابعد خود را يکـی و يکسان می شمارد. يعنی: گفـتن يا انجام دادن هر يک از طرفـيـن آن هـر دو درست يا يکسان است. مانند: جالِسِ الکاتِب اَوِ الشاعر = با نويسنده يا شاعر بنشین! يعنی همنشینی با هر یک از آنها یکسان است و فـرقی نمی کند).

آمـدن حرف «اَو» در آيه بـه ايـن معـنی است که چه گـفــته شـود: محـمـد در آيـنده " فـوت خواهد کرد" و چه گفـته شود وی "کشته خواهد شد" هر دو درست است.

محمد نيز در واقع هـم کشـته شـد و هم فـوت کرد. به اين ترتيب که در اثر جويدن و چشيدن غذای مسموم، نيمی از سلامتی خود را از دست داد و مـدت دو سـالی که پس از آن غذای مـسـموم در قـيـد حـيـات بـود از اثر آن سم رنج می برد. و وفـات وی در واقع پنجاه درصد از اثر سـم بـود و پـنـجـاه درصد طـبـيعی (يعنی مربوط  به سن و سال وی بود). و به اين ترتيب مـحمـد هـم فـوت کـرد و هـم کـشـته شد. اين آيه سالـيـان سـال پـيـش از مسـموم شدن وی و در نبردهای اوليه وی نازل شده است.

پیش بینی سرنوشت ابو لهب و همسر وی

« قدرت ابو لهب و خود وی هر دو زيانمندانه و در ورشکستگی خواهند مرد ــ نه دارائيها و نه فعاليتهای وی هیچکدام بدرد او نخواهند خورد ــ به آتش شعله وری در خواهد افتاد ـــ و همسر وی نيز گردآورنده هيزم خواهد بود ـــ در گردن وی ريسمان ليفی انداخته خواهد شد».

ابو لهب عموی پيامبر بـوده است. وی آدمی ثروتمند، با نـفـوذ، باهـوش، فـعـال اجـتـماعـی، و از دشـمـنـان محمد بوده است. اين آيات  سرنوشت وی و همسر وی را تعـيين کرده اند. در ايـن آيات هـمـه اسـلام در گرو يک جـمـلـه يا يـک چرخش از طـرف يـک دشمن خونين قـرار داده شده است.

اگر ابو لهب يا زن وی هر کدام در يک جمله گفـته بودند:«ايمان آوردم». يا جملاتی مشابه آن، چه به دروغ، چه به شوخی و يا  چه به ريا، در آنصورت همه چيز می سوخت. چرا ابـو لـهب يا زن وی به جای ايـنکـه آن هـمـه زحـمـت مـبـارزه با محمد بخود بدهـنـد در يک جمله نگفـتند: ما ايمان آورديم!

روشن است که کسی که جملات مزبور در مورد سرنوشت ابو لهـب و زن وی گفـتـه، می دانسته که هيچيک از اين افراد هرگز نخواهد گفت: «ايمان آوردم». و اين تـنـهـا خـداسـت که می تواند يک دينی را در گرو يک جمله از طرف يک چنين افـرادی بگذارد. و محمد هيچگاه نمی تواند بفهمد که آيا اين افراد عوض خواهند شد يا نه. چنانکه خيلی هـا بودند که در ابتدا با محمد می جنگيدند ولی بعدها از پيروان وی شدند.

پيش بينی آينده اسلام

«می خواهند با فوت کردنهای خود نور خدا را خاموش کنند، ولی خدا نور خود را کامل خواهد کرد هر چند افراد حق ستيز آنرا خوش نداشته باشند».

پيش از اينکه اسلام پيروز بشود و در جامعه مستقر بشود، آيه پيش بينی می کند که خدا نور خود (که منظور از آن قرآن و اسلام است) را کامل خواهد کرد. اگر محمد اسلام را از خود درآورده می بود، اينقدر می فهميد که احتمال می داشت فردا پس فردا فوت کند يا کشته بشود، يا اصلاً تا آخر عمر موفق نشود که اسلام را در جامعه مستقر کند، در آنصورت برای هواداران وی روشن می شد که اگر قرآن حرف خدا می بود، خدا می بايست می دانست که اسلام بالاخره کامل خواهد شد يا نه. روشن است که گفته های اينچنينی فقط می تواند گفته خدا باشد.

پيش بينی برگشتن محمد به مکه

« آن که قرآن به تو داد ترا به مکه باز خواهد گردانيد».

(مُعاد در اصل مَـعْـوَد بر وزن مَـفـْعـَل اسم زمان و مکان است بمعنی: زمان و مکان برگشت. و در معنی دوم خود از جمله به "روز رستاخيز اطلاق شده (به اعتبار اينکه زمان و مکان برگشتن به زندگی است)"، و به زادگاه اطلاق می شود (به اعتبار اينکه انسان هر جا برود نهايتاً به آن برمی گردد). و در آيه به مکه اطلاق شده که زادگاه محمد بوده است).

محمد به دلايلی که می دانيم مجبور شده بود که مکه را ترک کند. آيه به وی وعده می دهد که وی به مکه باز خواهد گرديد. همه قرآن و اسلام در گرو اين آيه گذاشته شده بوده است. اگر محمد پيش از برگشتن به مکه فوت می کرد و يا هيچگاه پيروز نمی شد و نمی توانست وارد مکه بشود، در آنصورت همه دين وی می سوخت. چون برای پيروان وی روشن می شد که اگر اين قرآن حرف خدا می بود، خدا منطقاً می بايست می دانست که محمد به مکه برمی گردد يا نه.

و روشن است که کسيکه يک دينی درست می کند، اينقدر می فهمد که شايد فردا پس فردا فوت کند و هيچگاه به مکه برنگردد، و دروغ بودنِ وحی بودنِ قرآن برای مردم روشن می شود.

روشن است که اين آيه حرف کسی غير از خدا نمی تواند باشد.

منبع

قرائت بسیار زیبای ۲۱ قطعه از قرآن کریم توسط استاد حکیم محمد عمران

 

قرائت بسیار زیبای ۲۱ قطعه از قرآن کریم توسط استاد حکیم محمد عمران

 

 

قطعه اول

قطعه دوم

قطعه سوم

قطعه چهارم

قطعه پنجم

قطعه ششم

قطعه هفتم

قطعه هشتم

قطعه نهم

قطعه دهم

قطعه یازدهم

قطعه دوازدهم

قطعه سیزدهم

قطعه چهاردهم

قطعه پانزدهم

قطعه شانزدهم

قطعه هفدهم

قطعه هجدهم

قطعه نوزدهم

قطعه بیستم

قطعه بیست و یکم