مفضل عرض كرد : اقا ؛ در آنروز دارالفاسقين

 

( بغداد) چه وضعي دارد ؟

 

فرمود : مشمول لعنت و غضب خداوند است فتنه هاو آشوبها آنرا ويران ميسازدو بكلي متروك مينمايد ،اي واي بر بغداد و مردم آن از خطر لشكريكه باپرچمهاي زرد و لشكري كه با پر چمهاي خود از مغرب زمين مي ايند وكسيكه جزيره را جلب ميكند و لشكري كه از دور و نزديك به آنجا ميرودبخدا قسم همه گونه عذاب كه بر امتهاي متمرد و سركش از اول خلقتتا اخرعالم رسيده بر بغداد فرود مي ايد عذابهايي به بغداد ميرسد كه هيچ چشمي نديده و هيچ گوشي نشنيده است طوفانشمشير آنها را فرا ميگيرد

 واي بر كسي كهانجا را مسكن خود قرار دهد زيرا هركس در انجا مقيم شودبا حالت شقاوت باقي ميماند هركس هجرت كند در پرتو خدا بسر ميبرد بخدامردم بغداد چنان در ناز ونعمت و عيش ونوش ميشوند كه ميگويند زندگيحقيقي دنيا همين و خانه هاوكاخهاي ان قصر هاي بهشت است و دخترانان( در زيبايي حورالعين) و جوانانان جوانان بهشت است و چنين پندارند كهخداوند تمام روزي بندگانش را به بغدادارزاني داشته است افتراء به خداوند و

 پيغمبر ص و حكم كردن بر خلاف قران وشهادت دروغ و شرابخواري و زناكاري و خوردن پليدي ها و خونريزي چنان در بغداد شيوع يابد كه فجايع تمامدنيا به پاي ان نرسد آنگاه خداوند همين بغداد را بوسيله آن اشوبها و آن لشكرها چنان ويران ميسازد كه وقتي رهگذري از انجا ميگذرد ميگويد :شهربغداد اينجا بوده است

بحارالانوار علامه مجلسي جلد 13 صفحه 1163