پيامبر اعظم(ص) از ديدگاه اميرالمؤمنين علي(ع) 1

 

چه زيبا است به نگارش در آوردن سخنان سرباز دلاور و فداكار، نسبت به فرمانده جانشين، نسبت به رهبر، باب علم نسبت، به شهر علم. امام، نسبت به پيامبر و ...بالاخره سخنان پرنغز و گهربار شاگرد نسبت به استادي كه سال ها در مكتب انسان ساز او شاگردي كرده نه تنها يار، ياور، برادر، سرباز ، كاتب وحي، پسر عمو، داماد و شاگرد ...بلكه به عنوان جانشين و همطراز با قرآن بعد از پيامبر (ص)معرفي گرديد. لذا به جا است كه سخنان گهربار علي مرتضي(ع) آن جانشين برحق پيامبر (ص) نسبت به آن حضرت را در سطور چند به منصه ظهور بگذاريم تا باشد در سال كه مزين است به نام زيباي پيامبر اعظم (ص) انعكاس دهنده سخنان پر محتوي علي مرتضي(ع) نسبت به پيا مبر اعظم (ص)باشيم.

شهادت به رسالت پيامبر اعظم (ص)

شهادت مي دهم كه محمد (ص) بنده و رسول و برگزيده خدا و امين مورد رضايت او است وي را با دلائل لازم و روشن و برتري و پيروزمندي دين و آئين و روشنگري راه حق فرستاد، پس آن حضرت فرمان خدا را آشكارا بيان و ابلاغ فرمود و مردم را به راه حق و طريق مستقيم سوق داد درحاليكه خود راهنماي بر آن بود و پرچم هاي هدايت و نشانه هاي پر فروغ دين را بر افراشت و ريسمان داشته هاي ا سلام را محكم و دستگيره ها را اعتماد بخش و استوار ساخت. (1)

و خداوند وي را با ديني آشكار و روشن و نشانه ها و علائم معروف و مشهور و كتاب قرآني نوشته و سطور نوراني تابان و فروغي درخشان و فرماني قاطع و نافذ فرستاد، تا با رسالت خويش ، شبهات واشكالات را زائل و بادلائل و برهان هاي روشن احتجاج و حجيت را بر آنان تمام كند (2)

نبي مكرم اسلام (ص)امين وحي خدا ،خاتم پيامبران الهي و بشارت دهنده به رحمت پروردگار مهربان و ترساننده از عذاب دردناك الهي است.( 3)

 مردم در زمان رسالت پيامبر اعظم (ص)

در آن روزگاران كه وي بر انگيخته گشت مردم روي زمين ملل متفرق و تمايلات و خواسته هاي پراكنده و گوناگون و رويه و مذهب هاي مختلف و متشتت بودند ،گروهي خداوند را به مخلوقاتش تشبيه و برخي در اسماء وصفات باري شرك مي ورزيدند و عده اي به غير از او اشاره مي كردند و معبودي جز وي داشتند، پس خداوند متعال بوسيله اين رسول گرامي مردم را از گمراهي رهايي بخشيد و به واسطه موقعيت والاي حضرتش آن ها را ازجهالت نجات داد. (4)

خداوند متعال حضرت را به رسالت بر انگيخت درحاليكه بيم دهنده بود جهانيان را به عواقب و كارهاي زشت و امين بود به دريافت وحي الهي و شما اي جامعه عرب به آن هنگام بدترين دين ها را داشتيد و در پست ترين جايگاه ها در سرزميني كه پر از سنگ لاخ و دارنده بدترين مارها بود مي زيستيد و آب آلوده مي نوشيديد و غذاي ناگوار را مي خورديد و خون يكديگر را مي ريختيد و پيوند خويشاوندي را مي بريديد، بهتان در ميان شما بر قرار و گناهان به شما بسته بود.( 5)

و خداوند حضرت محمد (ص) را مبعوث به نبوت نمود. زمانيكه هيچ كس از عرب كتابي نمي خواند و ادعاي نبوتي نداشت، پس حضرت مردم را هدايت و ارشاد فرمود تا آنان را به جايگاه سعادت سوق داد، به سر منزل نجات امن و امان رسانيد و در نتيجه پرچم هاي شان به احتزاز در آمد و پايه هاي حكومت و اقتدارشان استقرار يافت.( 6)

و هنگامي پروردگار متعال نبي مكرم را به پيامبري مبعوث فرمود كه مردم در ضلالت و گمراهي و حيرت و سرگرداني به سر مي بردند و در راه شر و فساد قدم مي نهادند، اميال و آرزوها آن ها را به سوي خود جلب نموده و كبر و خودپسندي ايشان را به لغزش وا داشته، جهل و ناداني فزون از حد، آنان را سبك مغز كرده بود و درحاليكه در كار خود سرگردان و پريشان و به جهالت و نفهمي مبتلا و كج رفتار بودند حضرت محمد (ص)با نهايت تلاش و كوشش در نصيحت نمودن آن ها و برگشت دادن ايشان به راه و روش خويش اقدام فرمود و آنان را به دريافت حكمت، دانش، پند و اندرز نيكو فرا خواند. (7)

زماني وي را به رسالت بر انگيخت كه توده مردم در فتنه ها و آشوبهاي سخت گرفتار بودند ودر حيرت و سرگرداني غوط ور افسارهاي هلاكت و بدبختي آن ها را به هر سو مي كشانيد و قفل ها و پوشش هاي ضلالت و گمراهي دل هاي آن ها را بسته بود. ( 8)

و خداوند پيامبر بزرگوار را زماني به رسالت مبعوث فرمود كه در ارسال رسل و انزال كتب فاصله اي ايجاد گشته، ملت ها در خواب گران و طولاني فرو رفته، فتنه و آشوب همه جا رسوخ كرده، كارها پراكنده و بي سروسامان گشته، آتش جنگ و سيتز برافروخته، برگ درخت انسانيت به زردي گرائيده و به ميوه اش اميدي نه و آبش خشك و فرورفته بود، آثار هدايت كهنه نيست ونابود و نشانه هاي تيره بدبختي آشكار و هويدا بود. ( 9)

خداوند حضرت محمد (ص)را به حق مبعوث فرمود به هنگامي كه دنيا به پايانش نزديك بود و آثار آخرت روي آور و شادابي و خرمي دنيا پس از درخشاني و تلالو به تاريكي و ظلمت گرائيده و اهل خويش را از ناراحتي به سر پا نگهداشته، آرام و دردش بس شدت يافته و آماده نيستي و زوال گشته بود، مدتش پايان مي يافت و علائم زدايش نزديك و مردم اش در حال از هم بريدن و حلقه هاي رابطه هاي زندگي از هم گسسته و اسبابش از هم گسيخته و نشانه ها و پرچم هايش كهنه ومندرس و پرده هاي عفتش دريده و عمرهاي طولانيش به كوتاهي مبدل گشته بود (در اين وضع)خداوند او را ابلاغ گر رسالت خود و وسيله بزرگي و ارجمندي ملت خويش گردانيد و وي را بهاري پر بركت بر اهل زمانش و مايه قدر ومنزلت و سربلندي پيروانش و عز وشرفي براي يارانش قرار داد. ( 10)

عزت واقتدار مسلمين در پرتو وجود مقدس پيامبر اعظم(ص)

به نعمت هاي خداوند به هنگامي كه پيامبر (ص)بر آنان بر انگيخت بنگريد كه در سايه اطاعت از آئين خود آن ها را با هم پيوند داد و با دعوتش ايشان را متحد ساخت (بينديشيد)كه چگونه نعمت بال و پر كرامت و بزرگواري خود را بر سر آنان گستراند و جويهاي پر نعمت خود را بسوي آن ها جاري كرد، دين بر حق اسلام با همه خيرات و بركاتش آن ها را فرا گرفت (درنتيجه)در نعمت ها غرق شدند و از خرمي زندگاني آن شادمان گشتند و در سايه قدرت كامل و نيرومند كار و امور آنان استوار گشت و در رحمتهاي عزتي پيروز و غالب قرار گرفتند و اقتدار حكومتي پايدار و ثابت نصيبشان گشت، پس آنان حاكم و فرماند ه جهانيان گشتند و پادشاه و سلطان روي زمين و مالك وفرمانروا بر كسانيكه قبلاً  بر ايشان حاكم و فرمانبردار بودند و فرمانده و حكمران شدند، بر آنانكه در پيش بر اينان حكم مي راندند و فرمان مي دادند اما ديگر نه كسي قدرت مبارزه با آنان را داشت و نه احدي جرأت حمله بر ايشان.  (11 )

فهرست منابع

1 - نهج البلاغه ،خطبه 185

2- همان ،خطبه 2

3- همان ، خطبه 173

4-  همان ،خطبه  1

5- جعفري ، محمد تقي ، ترجمه و تفسيرنهج البلاغه ،تهران ،چاپ اول  1375ص130 به نقل از نهج البلاغه خطبه26

6-  نهج البلاغه، خطبه 33

7- همان  خطبه 95

8-  همان خطبه 195

9-  همان خطبه 89

10-  همان خطبه198

11-  همان خطبه 192