عالم ارواح

بشر از ابتداى خلقت نسبت به «عالم ارواح» بيگانه بود و آن را يك عالم مرموز و وحشت ناك مى پنداشت. و انسان هميشه نسبت به «عالم ارواح» و حقيقت وجودى آن گريزان بود. و پندارى غلط و نادرست داشت. در صورتى كه «عالم ارواح» ارتباط تنگاتنگ با روح و روان انسان دارد. اگر چه عالم ديگرى هم مانند عالم انوار در وراى عوالم انسان بوده كه انكار آن غير قابل قبول است.
از آن جمله رسول گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) مى فرمايد:
خَلْقَ اللّهُ الاَْرواحَ قَبْلَ الاَْجسادِ بِالْفَىْ عام;
خداوند دوهزار سال پيش از آن كه اجساد را بيافريند ارواح را آفريده بود.
گروهى روح را موجودى آفريده شده و مخلوقى حادث مى دانند كه درباره پيدايش آن، دو نظريه دارند:
1. گروهى مى گويند: روح قبل از بدن آفريده شده و بعد از متلاشى شدن بدن هم چنان پايدار و باقى است.
2. گروهى ديگر مى گويند: روح هر انسان با جسم اش آفريده مى شود و پيدايش آن بر اثر تطوّرات نطفه، تحولات متوالى جسم و تكامل نهايى ماده است.
تعريف روح و استعمال آن در قرآن
روح از نظر لغت به معناى «نفس» و «دويدن» است. و بعضى ها تصريح كرده اند كه روح و ريح (باد) هر دو از يك معنى مشتق شده است. و اگر روح انسان كه گوهر مستقل مجردى است به اين نام ناميده شده به خاطر آن است كه از نظر تحرك و حيات آفرينى و ناپيدا بودن هم چون نفس و باد است.
ولى موارد استعمال روح در قرآن كريم بسيار آمده كه عبارتند از:
1. روح گاهى به معناى روح مقدسى است، كه پيامبران را در انجام رسالت شان تقويت مى كرد مانند وَآتَيْنا عِـيسَى ابْنَ مَرْيَمَ البَيِّناتِ وَأَيَّدْناهُ بِرُوحِ القُدُسِ ما دلايل روشن در اختيار عيسى بن مريم قرار داديم و او را با روح القدس تقويت نموديم.
2. گاه به نيروى معنوى الهى كه مؤمنان را تقويت مى كند اطلاق شده: أُولـئِك َ كَتَبَ فِى قُلُوبِهِمُ الإِيمانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوح مِنْهُ آنها كسانى هستند كه خدا ايمان را در قلب شان نوشته و به روح الهى تأييدشان كرده است.
3. زمانى «روح» به معناى فرشته مخصوص وحى آمده و با عنوان «امين» توصيف شده مانند: « نَـزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأَمِـينُ * عَلى قَلْبِكَ لِـتَكُونَ مِـنَ المُـنْذِرِينَ اين قرآن را روح الأمين بر قلب تو نازل كرد تا از انذاركنندگان باشى». و گاه به معناى فرشته بزرگى از فرشتگان خاص خدا يا مخلوقى برتر از فرشتگان آمده.
4. گاه به معناى قرآن يا وحى آسمانى آمده است، مانند: « وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا اين گونه وحى به سوى تو فرستاديم، روحى كه از فرمان ما است.»
5. و بالأخره زمانى هم به معنى روح انسانى آمده است، چنان كه در آيات آفرينش آدم مى خوانيم: ثُمَّ سَوّاهُ وَنَفَخَ فِـيهِ مِنْ رُوحِهِ سپس آدم را نظام بخشيد و از روح خود در آن دميد.» و هم چنين: فَإِذا سَـوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِـيهِ مِنْ رُوحِى فَقَعُوا لَهُ ساجِدِينَ هنگامى كه آفرينش آدم را نظام بخشيدم و از روح ام در او دميدم براى او سجده كنيد.»
اكنون سخن در اين است منظور از روح در آيه: « وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّى چيست؟ اين كدام روح است كه جمعى كنجكاو و از آن سؤال كردند و پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در پاسخ آنها فرمود: «روح از امر پروردگار من است و شما [ دراين خصوص] جز دانش كمى نداريد.
از مجموع قراين موجود در آيه و خارج آن چنين استفاده مى شود كه پرسش كنندگان از حقيقت روح آدمى سؤال كردند، همين روح عظيمى كه ما را از حيوانات جدا مى سازد و برترين شرف ما است، و تمام قدرت و فعاليت ما از آن سرچشمه مى گيرد و به كمك اش زمين و آسمان را جولانگاه خود قرار مى دهيم، اسرار علوم را مى شكافيم و به اعماق موجودات راه مى يابيم، مى خواستند بدانند حقيقت اين اعجوبه عالم آفرينش چيست؟
و از آنجا كه روح، ساختمان مغاير با ساختمان ماده دارد و اصولى حاكم بر آن غير از اصول حاكم بر ماده و خواص فيزيكى و شيميايى آن است، چنان چه پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) مأمور مى شود در يك جمله كوتاه و پر معنى بگويد: روح، از عالم امر است يعنى خلقتى اسرارآميز دارد.»
چگونگى رؤيا يا پرواز روح
خواب در تمام دوران زندگى براى انسان لازم است و مى توان گفت: خواب بهترين عامل براى رفع خستگى جسم مى باشد. و عامل بسيار مؤثرى است در بازيافت نيروى از دست رفته جسم، كه بر اثر فعاليت هاى روزمره ايجاد مى شود. كسى نيست كه به فوايد خواب آگاه نباشد. و اين خواب است كه به ما نيروى تازه براى زندگى پديد مى آورد و به ما احساس شادابى مجدد مى دهد. خواب براى اعضا و بافت هاى خسته بدن بسيار مفيد است.
ولى آيا علم دريافته كه در هنگام خواب چه چيزى به وقوع پيوسته و علت چيست؟
هنوز علم قادر نيست دقيقاً بازگو كند كه هنگام خواب چه چيزهايى به وقوع مى پيوندد. ولى در اين زمينه دانشمندان به طور ظنّ و گمان مى گويند:
در عمق مغز منطقه اى بسيار پيچيده اى وجود دارد كه آن را مركز خواب ناميده اند. تنظيم اين قسمت نيز توسط خون صورت مى گيرد. در جريان كار روزانه، بر اثر فعاليت اعصاب و عضلات مقدارى كلسيم وارد خون بدن ما مى شود. اين كلسيم مركز خواب را بر مى انگيزد و در نتيجه انسان به خواب مى رود. و چون به خواب مى رويم مركز خواب دو كار را انجام مى دهد:
الف) خواب مغز، يعنى مغز را از كار مى اندازد و ديگر ما آن هوشيارى و نيروى قبلى را نداريم.
خواب بدن، يعنى علاوه بر مغز، اعصاب نيز از كار افتاده و تمام اعضاى بدن به خواب فرو مى روند.
خواب داراى انواع گوناگونى است، خواب سطحى كمتر از خواب عميق به ما استراحت مى بخشد، گاهى يك چُرت كوتاه خستگى انسان را كاملا برطرف مى كند، زير خواب كوتاه معمولا عميق است.
رؤيا (خواب) معمولا بيانگر اضطراب ها، ترس ها، اشتياق ها، آرزوها و خاطرات [ تلخ و شيرين و تشويش افكار ] ما هستند. هم چنين ممكن است ما تحت تأثير برخى از عوامل خارجى [ از قبيل: سردى، گرمى، سر و صدا، ناراحتى و... ] نيز قرار گيريم و همان چيزها براى ما رؤيايى پديد آورند.
دانشمندان معتقدند: رؤيا آرزوهايى است كه به حقيقت نمى پيوندد، يعنى آرزوهاى نابرآورد و
و امام حسن عسكرى (عليه السلام) در خصوص خواب بيش از حد مى فرمايد:
كسى كه بيش از اندازه بخوابد، خواب هاى آشفته مى بيند.
روح در روايات
روايات بسيارى درباره ى عالم ارواح وارد شده. و علما و دانشمندان در اين مقوله قلم فرسايى بسيار نموده اند. ولى آنچه مزيّن هر بحث و تكميل كننده نهايى آن است، گفتار معصوم (عليهم السلام) است. كه نغر كلام شان ريشه در جان آدمى دارد. در همين زمينه به چند مورد اشاره مى شود:
1. محمدبن مسلم گويد: از امام صادق (عليه السلام) پرسيدم از قول خداى عزوجل: وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِى ; چون او را درست كردم [ آفريد] در او از روح خود دميدم». اين دميدن چگونه بوده است؟ امام فرمود:
روح چون باد در جنبش است و براى اين به نام روح ناميده شده كه از ريح اشتقاق يافته و بدن از اين جهت از كلمه ريح اشتقاق يافته كه ارواح هم جنس بادند. و همانا خدا آن را به خود وابسته كرده، چون او را بر ارواح ديگر برگزيده است. چنان كه به يك خانه كعبه گفته است: خانه ى من. و به يك فرستاده اى در ميان رسولان گفته! خليل من; و مانند آن. و همه اين ها آفريده و ساخته و پديد شده و پروريده يك خدايند.
2. اميرمؤمنان على (عليه السلام) مى فرمايد:
لاينام المسلم و هو جنب، لاينام الاّ على طهور، فإن لم يجدالماء فليتيمم بالصعيد، فإن روح المؤمن ترفع الى اللّه تعالى فيقبلها، و يبارك عليها، فإن كان اجلها قد حضر جعلها فى كنوز رحمته، و إن لم يكن اجلها قد حضر بعث بها مع امنائه من ملائكته، فيردونها فى جسده;
مسلمان نبايد با حالت جنابت بخوابد و جز با طهارت وضو به بستر نرود، هرگاه آب نيابد تيمم كند. زيرا روح مؤمن به سوى خداوند متعال بالا مى رود، او را مى پذيرد و به او حركت مى دهد، هرگاه پايان عمرش فرا رسيده باشد او را در گنج هاى رحمت اش قرار مى دهد. و اگر فرا نرسيده باشد او را با امنايش از فرشتگان به جسدش باز مى گرداند.
اين مطلب امام (عليه السلام) اشاره به آيه قرآن دارد كه خداوند مى فرمايد:
اللهُ يَتَوَفّى الاْنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الّتىِ لَمْ تَمُتْ فىِ مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتىِ قَضَى عَلَيْها الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الاُْخرى إلى أَجَل مُسَمّىً;
خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى كند، و ارواحى را كه نمرده اند نيز به هنگام خواب مى گيرد; سپس ارواح كسانى كه فرمان مرگ شان را صادر كرده نگه مى دارد و ارواح ديگرى را (كه بايد زنده بمانند) باز مى گرداند تا سرآمدى معين
اى عزيز! اگر روح بخوابد بدن تباه مى شود; زيرا نگاه دارنده بدن در تمام حالات است. در تفسير منهج الصادقين و غيره، در ضمن آيه ى كريمه « لا تأخذ سنة و لانوم » از آية الكرسى، از حضرت رسول (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده است كه:
قوم موسى وى را گفتند: هل ينام ربّك؟ آيا خداى تو را خواب باشد؟ فرمود بار خدايا! به مقوله اين جماعت عادلى، خطاب آمد كه اى موسى! تو را بر اين تنبيه كنم، يك شبانه روز خواب مكن. موسى امتثال امر الهى كرده يك شبانه روز خواب نكرد، پس فرشته اى فرستاد با دوشيشه تنگ; و گفت: خداى تعال مى فرمايد:«امشب اين دو شيشه را در دست نگه دار تا روز شود» موسى به حكم الهى آن شيشه ها را در دست نگاه داشت و خود را ضبط مى كرد تا خواب اش نبرد، عاقبة الأمر خواب بر او غلبه كرد; و دست هايش به هم باز آمده شيشه ها بر يك ديگر خورد و شكسته شد. موسى از خواب درآمد و شيشه ها را شكسته ديد، پريشان شد. جبرئيل آمد و گفت: حق (سبحانه) مى فرمايد: «تو در خواب دوشيشه را نگه نمى توانى داشت، اگر من بخوابم آسمان و زمين را كى نگه دارد؟!
در حديث ديگر از امام باقر (عليه السلام) چنين مى خوانيم:
اذا قمت بالليل من منامك فقل الحمدللّه الذى ردّ على روحى لأحمده و اعبده;
هنگامى كه در شب از خواب بر مى خيزى بگو: حمد خدايى را است كه روح مرا به من باز گرداند، تا او را حمد و سپاس گويم.
پس عالم ارواح نيز يك امر خدايى است و تحقيق و تفحص دانشمندان در اين زمينه كافى نبوده و از مجهولات اين عالم مرموز آگاه نشدند. با توجه به اين كه اين عالم در وراى عالم خلقت انسان است كسى نيز به انكار برنيامد. و بعضى از دانشمندان معاصر عالم ارواح را همراه با عالم خلقت مى دانند، و معتقدند كه عالم ارواح با به وجود آمدن خلقت آدمى تحقق يافت. كه ما هم در صدد انكار اين نظريه نيستيم.
برگرفته از :
www.tazkiye.com