مقتل شناسي و مقتل خواني
بسمه تعالي
مقتل شناسي و مقتل خواني
هر مکتبي براي باقي ماندن ، علاوه بر اينکه نياز به پايه هاي شناخت و معرفت و منطقي دارد . نياز به احساس و شورآفريني نيز دارد . در طول زمان مشاهده شده است که مکتب هايي که شور و احساس لازم را نداشته اند باقي نماندند و هر چند کـه داراي شعـور و منطقـي قوي بوده اند . بازگو نمودن مصائب امام حسين (ع) و يارانش در ماجراي کربلا و کوفه و شام و گريه بر آن بـزرگواران اين احسـاس و شـور را مي آفريند . باعث قيام بر ضد ظلم و بي عدالتي و مبارزه با هر گونه فساد مي شود . به انسان ها کمک مي کند که با اين شور به شعور و معرفتي که نهايت دين و هدف قيام امام حسين (ع) بوده است برسند . براي اثبات اين ادعا در سيره ائمه معصومين و انسان هاي بزرگ و مردان الهي مي بينيم که چقدر به اين بعد احساس ، اهميت داده شده اسـت . و چقدر روايات و سخنان از ائمه و مردان الهي وجود دارد که مجال آوردن آن در اين مقال نيست فقط عجيب ترين آن که گفتار خود امام حسين (ع) است را به عنوان تبرک مي آوريم ( انا قتيل العبرات من کشته ي اشک هايم ) اشک مظهر محبت است لذا من کشته ي اشک هايم يعني من کشته ي محبتم من شهيد شده ام به خاطر ايجاد محبت خدا در دل مردم. من حلقه زنجير ارتباط خلق و خدايم .
براي پي بردن به اهميت موضوع بايد اشاره کرد . در سال 1984 ميلادي حدوداً 24 پيش در دانشگاه تل آويو با همکاري موسسه مطالعاتي غير انتفاعي شيلوهه که متصل به صهيونيسم است کنفرانسي تشکيل شد که اين کنفرانس يکي از تحقيقي ترين و علمي ترين کنفرانس ها در اسرائيل که با حضور 300 شيعه شناس درجه ي يک جهان بود ظرف مدت سه روز اين کنفرانس با هدف اصلي شناخت محوري در تمدن شيعه اثني عشري و بالطبع شناسايي انقلاب اسلامي صورت گرفت که در آن 30 مقاله ارائه شد . در مجموع از مقالات ارائه شده دو مفهوم محوري مورد بحث و شناسايي قرار گرفت .
1- نگاه سرخ که در يک جمله خلاصه مي شود به عاشورا و شهادت
2- نگاه سبز يعني بررسي پيرامون مهدويت و انتظار
نتيجه آن شد آنچه موجب طراوت و تازگي تشيع و حرکت هاي ظلم ستيزي شيعه در طول تاريخ شده و باعث دوام و بقاي آن گرديده و هيچوقت کهنه نمي شود مسأله عاشورا و مهدويت و انتظار است .
که امام خميني (ره) فرمود محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است . تو خود بخوان از اين مجمل حديث مفصل را البته بايد فراموش نکنيم که آنها اين همه هزينه براي اين متحمل نمي شوند که پي به اهميت مکتب تشيع ببرند تا اگر آن را به حق دانستند به آن گرايش پيدا کنند بلکه مي خواهند آنرا بشناسند تا چگونگي راه هاي مقابله و هجوم به آن را بيابند که در اين راه بعضا به موفقيت هايي نيز دست يافتند چون بايد درصدد نابودي عاشورا بر مي آمدند که اين راه و روش در عمل جواب نداد . راه دوم همان خالي کرده محتوي و به انحراف کشيدن عاشورا را انتخاب کردند . لذا براي اينکه بتوانيم مداحان را با مقتل و مقتل خواني درست آشنا کرده باشيم به اندازه بضاعت دست به اين نوشتار زده ايم باشد که مقبول حضرت حق واقع گردد.
خادم خادمان آستان ابا عبداله الحسين
مرتضي سروعلي بهمن ماه 86
مقتـل در لغـت به معنـي کشتـن جاي کشتـن ، قتلـگاه را گوينــد . ( فرهنگنامه فارسي امروز غلامحسين صدري افشار ) اصطلاحاً واقعه شهادت و مظلوميت اهل بيت (ع) را با حزن و اندوه خواندن را گويند که بيشتر ذهنها را متوجه واقعه جانگداز کربلا کند . حتي يکي از محورهاي اصلي واقعه عاشورا مقتل نگاري مي باشد . امروزه چند نوع مقتل مورد توجه مقتل خوانان مي باشد .
1- مقتلي که روايتگر آن معصوم باشد . مانند سيدالساجدين (ع) آنجا که مي گويد انا بن المذبوح عطشانا بارض کربلا يا بر قبر امام حسين (ع) مي نويسد هذا قبر الحسين المظلوم الذي قتل عطشانا يا سخنان حضرت در عرش منبر در مسجد اموي
در عزايي گر بود صد نوحه گر آه صاحب درد را باشد اثر
اين نوع مقتل گويي و مقتل نگاري که خميرمايه ي ديگر مقاتل بعدي به شمار مي آيد ، موثرترين ، مقبول ترين و مستند ترين شيوه ي بازگويي آن حادثه ي دلخراش مي باشد . از اين رهگذر مي توان مثال هاي زيادي را بر شمرد مانند زيارت ناحيه مقدسه که اين زيارت را از ناحيه معصوم نقل کرده اند . و يا اشارات و رواياتي که ائمه معصـومين در صحنه هايي از زندگي پر بار خود به صحنه عاشورا اشاره کردند و مقتل مي خواندند .
2- معصوم زاده هايي مانند زينب کبري (س) ، ام کلثوم (س) ، سکينه (س) و ديگران شاهد عيني اين واقعه که معصوم نيستند ولي روايتگران راستين اين واقعه اند . اين نوع مقتل ها را فقط از لابه لاي متون روايي ، تاريخي و سيره اي پيشوايان معصوم (ع) مي توان بدست آورد . مانند فرياد حضرت زينب (س) در روز عاشورا « يا جدا يا رسول ا... صل عليک مليک السماء هذا حسينک مُرمّل بالدما ، مقطع الاعضاء مسلوب العمامه والردا و بناتک سبايا »
... يا جدا يا رسول ا... درود و سلام تمام ملائکه آسمان بر تو ، اين حسين توست که در خون غلطان است . اعضايش از يکديگر جدا شد و عمامه و رداي او را غارت کردند و دختران تو اسير شدند . ...
براي کسي که مي خواهد مقتل بخواند اين دو منبع بايد به عنوان اصل و محور مقتل خواني وي قرار گيرد .
3- روايان و وقايع نگاراني که در حادثه کربلا در سپاه امام يا در سپاه عمر سعد بودند و يا شاهداني چه از محبان حضرت و يا در سپاه دشمن بودند . مانند هلابن نافع – حميدبن مسلم . ...
که در نقل مطالب اين گروه بايد تعمق و تعقل کرد و با هوشياري مطالب آنها را نقل کرد .
4- گروهي از انسان هاي فرزانه و پاک و عاشقي که در اثر کسب پاکي روح و رسيدن به مراتب معنوي که جز شاهدان عيني واقعه نبودند ولي در عالم مکاشفه و رويا و يا امثالهم پرده ها براي آنها کنار زده شد و برخي از صحنه ها را به آنها نشان دادند مانند مرحوم شيخ جعفر شوشتري و ...
5- خودخواني که مداح با کشف و مطرح کردن بسياري از احساسات و عواطف که در همه ي انسان ها مشترک است با عنوان زبان حال به پردازش مقتل مورد نظر مشغول مي شود. که در طي نوشته هاي آينده به آن اشاره خواهيم کرد .
البته براي توضيح بيشتر عرض کنيم که داشتن آگاهي از حادثه هر چه کامل تر باشد تسلط بر مقتل را مي رساند ولي مقتل خواني نياز به هنري است همراه با ذوق و سليقه مداح . البته اگر مداح در اين وادي قدم گذارد و هدف اش از مسير حق و رضاي خدا منحرف نشود اما رضايت اهل بيت هم به او بيشتر و مطالب زيبايي به ذهن او مي اندازد که نمونه اش را هم قبلا نديده است .
در پايان اين بخش بايد نکته اي را يادآور شويم که مطالب مطرح شده در اين مقاله فقط بايد مورد استفاده مداحان قرار گيرد . زيرا با مطالعه عموم ، خدا نکرده شايد اندک تاثير سوء از سوز و گداز استفاده کنندگان مجالس اهل بيت (ع) بکاهد .